مکتب رئالیسم

واقعیت (حقیقت آنچه که هست و وجود دارد)

مکتب رئالیسم

واقعیت (حقیقت آنچه که هست و وجود دارد)

مکتب رئالیسم
آخرین نظرات

۱۱ مطلب با موضوع «خطاب به زرتشتی افراطی در وبسایت راه راستی با نام مستعار و جعلی مدیوماه» ثبت شده است

۱۵
مرداد
۹۷

بسم الله الرحمن الرحیم

زیج شهریار: از دروغ تا واقعیت

زرتشتی باستان پرست ما در رابطه با وجود آثاری علمی به خط خوارزمی و همچنین بطور کل وجود علم و دانش ایرانیان در ایران باستان سخن از زیج شهریار زده و میگوید:

کتاب زیج شهریار که در زمان یزدگرد سوم تدوین یافته منبع خوارزمی و بیرونی و منجمین قرن اول هجری مانند ابومشعر بوده (که خود به دانش ایرانیان در نجوم معترف بوده ). +

اگرچه بنا به عادت معموله اش نیازی به ارائه منبع و یا مأخذ برای گفته خود نمی بیند و بعبارتی خود را معصومی مصون از هرگونه خطا و یا ابراز سخن نادرست دانسته لکن بر خود لازم دیدیم گفته یکی از منابع مهم در اینباره من باب زیج شهریار را نقل کنیم تا خوانندگان بدانند اصل این کتاب نه به زبان خوارزمی بوده و نه اصلا میتواند مظهر علم و دانش در ایران باستان باشد:

۰۵
مرداد
۹۷

بسم الله الرحمن الرحیم

 

باستان ستای افراطی در خصوص این پست، مثلا آمده جواب بدهد اما :

1 : ادعاهای خویش را نتوانست اثبات کند .

2 : حرفهای ما را هم نتوانست رد کند .

و اما بیان مهملات این باستان ستا با فونت کمرنگ و جواب ما با فونت پررنگ . [حرفهای این انسان عجیب با فونت کوچک است]:

در پاسخ ایشان نخست مواردی که جواب داده اند را بررسی می کنیم و سپس به مواردی که ترجیح داده اند بازهم در پرده بماند و گفته نشود فهرست وار سخن خواهیم گفت .

در بند یک در خصوص عنوان مقاله که اصلا موضع مهمی هم نبوده سخن گفته اند .در مطالب نوشته بنده توضیح کامل در مورد سیر ماجرا داده شده است . قاعدتا با این رویکرد ایشان باید برای جوانان یهودی کشته شده در بمب گذاریهای حماس هم دلسوز باشند و مثلا تیتر بزنند نقش دولت ایران در حوادث تلخ اسراییل !!!!

کذب محض :

ما با سند نشان دادیم و بیان کردیم که انوشیروان به چه حقی در حوادث یمن دخالت کرد ؟ این یعنی نقش انوشیروان در حوادث تلخ یمن . چه ربطی به کسانی داشت که دارند از ملک خود دفاع میکنند ؟ تحریف مطالب به سبک یک باستان ستا .

۰۴
مرداد
۹۷

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یک باستان ستای افراطی اخیراً ادعا کرده است که فرهنگ یونان باستان و دانشمندانش همگی بعد از فتح ایران توسط اسکندر بوده است و قبل از آن یونان باستان دانشمند و ... ای نداشته است ، و اما پاسخی محکم به جهلی بی انتها :

ابتدا باید زمان سلسله هخامنشیان را بیان کنیم :

سلسله هخامنشیان سلسله پادشاهی است که به گواهی تواریخ یونانی همچون هرودوت و گزنفون و کتزیاس، بدست کورش دوم هخامنشی بنیان گذاشته شده است [ تواریخ ایرانی و عربی شاه بودن کورش را تأیید نکرده و اندک موارد هم به نقل از منابع یهودی کورش را شاه میخوانند که ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه این دیدگاه ها را بیان لکن خود شاه ایران بودن کوروش را قبول نمیکند و دیدگاه غربیون را رد میکند، بنگرید به اینجا ] و زمان آن از 550 قبل از میلاد تا 330 قبل از میلاد بوده است.

 

حال بیایید ببینیم از 550 قبل از میلاد و قبل ترش تا 330 قبل از میلاد در یونان باستان و ایران باستان چه دانشمندان و بزرگان علم و فرهنگ و هنر و نویسنده و مورخ و ... بوده اند :

۰۳
مرداد
۹۷

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بازهم یک باستان ستا ، بازهم دروغ ، بازهم تحریف ، بازهم ... بگذریم ، متن کامنت این فرد را با فونت کوچک و جواب خود را با فونت بزرگتر بیان میکنیم :

“خوانندگان خوب است بدانید دستور دهالا جندین بار در کتابش (خدا شناسی زرتشتی ) از وندیداد به عنوان منبع ذکر کرده ”

مثلا جناب آقای فاطمی که بارها وندیداد را به عنوان منبع در اینجا ذکر کرده اند یعنی ایشان کل وندیداد را قبول دارند ؟!!!!!!

 

این فرد نمی فهمد که اگر آقای فاطمی از وندیداد نقل کرده برای نقد آن بوده و نه دستور دهالا که برای بیان خدای زرتشت از آن استفاده کرده است ، این فرد انگار نه کتاب دستور دهالا را خوانده و نه حرف مرا فهمیده است ، دستور دهالا از متن وندیداد در چند جا استفاده کرده و خدای زرتشت را آمده تا اثبات کند ، فکر کردید می فهمد ؟ من که میگویم آدم کور و کر هیچ چیزی نمی فهمد .

۰۳
مرداد
۹۷

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یک باستان ستای افراطی که ید بیضایی در تحریف کردن و دروغ گفتن دارد ، ادعایی سراسر بی اعتبار کرده است و حال ما سخنان او را با فونت کوچک و از خود را با فونت بزرگتر بیان میکنیم :

معیار شرعی بودن یا انتساب یک حکم یا عمل یا دعا بر شرع چیست ؟

جواب این حرف را را همه میدانند ولی دلیل اینکه این فرد می آید و مطرح میکند این است که میخواهد دروغهای خود را در متن جا بزند و اما جواب این حرف در اسلام :

1 : از پیامبر و ثقلین باشد و یا تأیید آنها همراهش باشد .

2 : و یا اگر از آنها نباشد و تأیید آنها نیز همراهش نباشد ، تعارضی با آنچه که از پیامبر و ثقلین به ما رسیده است نداشته باشد [ چه آنکه در برخی موارد فقه ، میزان انتساب حکمی به معصوم قابل اثبات نیست و در همین موارد است که اختلاف بوجود می آید و هیچ یک از حکمها هم تعارضی با آنچه که از معصوم رسیده و انتساب آن به معصوم اثبات شده است ندارد ]

۲۵
تیر
۹۷

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بازهم دروغی دیگر، بازهم شتابزدگی و عجول بودن یک باستان پرست زرتشتی، آدمی نمیداند به باستان ستاهای افراطی که آسمان را به ریسمان آنهم بوسیله دروغ و تحریف برای اثبات ادعاهای عجیب خود می بافند چه بگوید، بگذریم:

در پست قبلی دروغ آشکار و بزرگ وی را راجع به دخمه گذاری بیان کردیم و نشان دادیم که چه در تاریخ و چه در وندیداد، دخمه گذاری صراحتاً بیان و توصیه شده است. حال، در این پست میخواهیم بی اطلاعی بی حد و نصاب این فرد را نشان دهیم که سعی دارد بگوید فردوسی سنی بوده است!!!!!! دلیل این فرد بودن چند بیت در ستایش عمر و ابوبکر و عثمان در دیباچه برخی از نسخ خطی شاهنامه است [نه تمام آنها]. ما بر خلاف این فرد که همواره با نامی مستعار و جعلی کامنت میگذارد و سند گفته اش تنها خودش است و نه کس دیگری و البته اخیرا روی به بی اعتبار کردن دکتر جلیل دوستخواه و پروفسور کریستین سن و جیمس دارمستتر آورده است، حرف خود را با استناد به سخن دو تن از برترین شاهنامه پژوهان یعنی دکتر جلال خالقی مطلق و دکتر جلیل دوستخواه بیان میکنیم:

۱۳
تیر
۹۷

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یک باستان پرست افراطی که ید بیضایی در تحریف کردن نیز دارد (و نمونه هایش در همین وبلاگ موجود بوده و این پست نیز مورد چهارم آن است)، اخیراً ادعایی شگفت و گفته است که دخمه گذاری در وندیداد نیست!! همچنین ادعایی بس شگفت تر کرده و گفته هیچ شاهدی دال بر دخمه گذاری در زمان ساسانیان نیست!! در ادامه با ما همراه باشید تا دلیل این تعجب و شگفتی ما از سخنان بس عجیب و مهمل این باستان پرست را بدانید:

۱۰
تیر
۹۷

بسم الله الرحمن الرحیم

 

وبسایت ادیان نت این مقاله مستند و با دلیل را منتشر کرد :

یمن سرزمینی در جنوب غربی جزیرة العرب، در برهه ای از زمان زیرمحموعه ای از امپراطوری ساسانیان شمرده می شد. الحاق یمن به حکومت ساسانی در اثر حوادثی قابل توجه رخ داد. در عصر خسرو انوشیروان، هنگامی که حبشیان به دلایلی که در ادامه خواهد آمد، یمن را تصرف کردند، ذو یزن (حاکم یمن) نتوانست بر آنان فائق آید. لذا به دربار انوشیروان پناهنده شد و از او یارى خواست. انوشیروان نیز به او وعده یِ یاری داد. وی به امید این وعده، نزدِ خسرو انوشیروان‏ ماند، ولى انوشیروان‏ به وعده ی خود وفا نکرد تا سرانجام زندگیِ ذو یزن به سر آمد. [1] پس از وی پسرش «سیف بن ذی یزن» از انوشیروان یاری خواست. انوشیروان این بار در حدود سال 570 میلادی، هشتصد نفر از راهزنان - که به جرم شرارت در زندان بودند - را آزاد کرد و به سرکردگى زندانى کهنسال دیگرى ملقّب به «وَهرِز» در هشت کشتى به یمن فرستاد که از آنها دو کشتى غرق شدند و شش کشتى با ششصد نفر به سواحل حَضرَموتِ یمن رسیدند. وهرز کشتی ها را آتش زد تا فکر بازگشت بر ذهن هیچ کس خطور نکند. راهزنان ایرانی با همکاری بومیان یمنی، مسروق پسر ابرهه را شکست دادند و «سیف بن ذی یزن» تحت حمایت حکومت ساسانی بر یمن مسلّط شد. [2] در واقع، وهرز خبر فتح را براى خسرو انوشروان نوشت. انوشروان نیز به او دستور داد که تمام سیاهپوستان یمن را بکشد و سیف بن ذى یزن را به پادشاهى یمن بگمارد و خود نزد انوشیروان برگردد، وهرز نیز چنین کرد. [3] پس از اینکه «سیف بن ذی یزن» به دستور انوشیروان  حکومت یمن را به دست گرفت، ستمگری پیشه کرد. وى به حبشیان می تاخت و با بی رحمی مخالفین و معترضین را می کشت. شکم زنان باردار را پاره می کرد تا فرزندانشان را بکشد. همه را نابود کرد جز اندکى که آنها را به بردگی گرفت. این وحشی گری های او موجب شد که به دست چند تن از بردگان که از ظلم و ستم به تنگ آمده بودند، کشته شود. [4] این بار انوشیروان‏ وهرز را به یمن فرستاد و به او دستور داد که هیچ سیاهپوست و هیچ کسى را که رنگش متمایل به سیاهى باشد زنده نگذارد. [5] وهرز نیز با چهارهزار سواره به سوی یمن رفت تا آنچه انوشیروان به او دستور داده بود را اجرا کند. این اثیر جزری فرمان انوشیروان را چنین می نویسد [6] : 

به او فرمان داد که در یمن هیچ سیاه پوست یا فرزند عربى را که سیاه باشد، چه خرد و چه بزرگ، زنده نگذارد و هر مردى را که موهاى پیچیده دارد و از دوده سیاهان حبشى است، بکشد. وهرز نیز با لشکرى که در اختیار داشت به راه افتاد تا به یمن رسید و فرمانى را که انوشیروان داده بود به کار بست. سپس نامه‏اى به انوشیروان نگاشت و او را از آنچه کرده بود آگاه ساخت.

۲۲
خرداد
۹۷

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یک باستان ستای افراطی اخیرا به وجود امام دوازدهم شیعیان ایراد گرفته و خواسته همانطور که از وجود زرتشت خبری نیست و تاریخ ابدا وی را تأیید نمیکند تا جایی که پژوهشگرانی چون جیمس دارمستتر و ماریان موله و ژان کلنز از اساس وجود وی را منکر شده اند ، وجود امام ما را هم زیر سؤال ببرد غافل از اینکه - آنقدر مطالعه اش کم است - که وجود امام ما از وجود او آشکار تر و قابل اثبات تر است :

۱۴
ارديبهشت
۹۷

بسم الله الرحمن الرحیم

 

وقتی زرتشتی باستان پرست عصبانی میشود [ نوشته های معمولی از این باستان ستای افراطی است و بولد شده از بنده حقیر است ] :

مزخرفات یک ذهن متعصب ، خود شیفته و بی سواد


جناب آقای فاطمی اگر قرار است چاپ بعدی کتاب شما به کمک چنین نظراتی از این هم متعصبانه تر ، توهین آمیز تر ، غیر علمی تر و بی ارزش تر شود البته بسی مایه خوشوقتی مخالفان شما است .


وقتی بنا باشد کتاب شما ادعانامه و بهتان نامه علیه زرتشت و دین ایرانی باشد لاجرم چنین کسانی به درد شما خواهند خورد .

وقتی هم که بنا باشد به کورش سجده کنیم شما بدرد ما خواهید خورد ... .

البته که بی مطالعه ای که یک سند از دارمستتر نتوانست ارائه دهد .

۲۰
اسفند
۹۶

بسم الله الرحمن الرحیم

 

هو  الخالق بکل شیء

 

هو  العالم بکل شیء

 

هو  المالک بکل شیء

 

اثبات  موحد  بودن  اجداد  پیامبر

لینک دانلود مقاله

 

در رابطه با قسمت آخر مقاله که روایتی از امام علی (علیه السلام) نقل شده است دال بر خلقت نوری ائمه اطهار (علیهم السلام) بنگرید به پاسخ اسلام کوئست در اینباره:

پاسخ:
کاربر محترم؛
به سؤالاتی از این دست درباره موضوع مورد پرسش شما، قبلاً پاسخ‌هایی داده شده است. این سؤال‌ها برایتان ارسال می‌شود، امید است با مطالعه آن‌ها پاسخ خود را دریافت نمایید. در صورتی که جوابی نیافتید و یا همچنان مسئله برایتان مبهم است، منتظر مکاتبه مجدد شما خواهیم بود.
برای دریافت پاسخ خود سؤالات زیر را مطالعه نمایید:
( تقدم وجود نوری پیامبر برآدم ) 4378.
( خلقت پیشین و پیامبر بودن ) 28592.
( خلقت نورانی پیامبر(ص) ) 24275.

 

و السلام علیکم و رحمته الله و برکاته

  • offer