مکتب رئالیسم

واقعیت (حقیقت آنچه که هست و وجود دارد)

مکتب رئالیسم

واقعیت (حقیقت آنچه که هست و وجود دارد)

مکتب رئالیسم
آخرین نظرات

رد خدای ماه و بت ا...

چهارشنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۱۰ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اشتباهات ناتمام مشرکین

حتماً تابحال در سایتهای ضد اسلام نام بت ا... را شنیده اید ، میدانید این حرفها ریشه در کجا دارد؟ این بت که در سایتهایی بعضا انگلیسی هم از آن حرف می بینیم و مورخان درجه چندمی چون لاندو [از افسران نیروی هوایی بریتانیا در جنگ جهانی دوم ] و مسیحیانی چون راهبه کارن آمسترانگ از آن حرف میزنند که البته خود ، منبعی برای آن ذکر نمیکنند ، اما تمام اینها به پشتوانه یک کتاب و یک کشیش مسیحی است ، اولین کسی که این نظریه را با یک کتاب بیست صفحه ای مطرح ساخت که البته به جز این کتاب و دلایل آن ، هیچ دلیل دیگری نیست و کتاب دیگری هم نیست که چیز دیگری گفته باشد ، کسی نبود جز کشیش دکتر رابرت موری و کتابش :

نام کتاب : The Moon-god Allah: In the Archeology of the Middle East

[ خدای ماه ، ا... : خدای ماه ا... در باستان‌شناسی خاورمیانه ]


نویسنده : Robert A. Morey
ویرایشگر : Rudolf J. Michalke
سال انتشار : ۱۹۹۴ میلادی
تعداد صفحات : ۲۰ صفحه !! .
زبان : انگلیسی

این فرد یک کشیش مسیحی بوده که منقد اسلام و البته یک ضد اسلام است و نظر بدی نیز به اسلام دارد تا جایی که این کتابها نیز نوشته اوست :

نام : The Islamic Invasion

[ تهاجم اسلامی ]
نویسنده : Robert A. Morey
سال انتشار : ۲۰۱۱
تعداد صفحات : ۳۴۰ صفحه .

 

نام : Islam Unveiled: The True Desert Storm

[ اسلام آشکار شد : طوفان بیابان حقیقی ]
نویسنده : Robert A. Morey
سال انتشار : ۱۹۹۱
تعداد صفحات : ۱۷۹ صفحه .

 

آیا از فردی که نسبت به اسلام غرض ورزی دارد میتوان انتظار تحقیقی منصفانه داشت ؟ ، این کشیش که ظاهرا دکترای الهیات دارد سعی در خراب نمودن وجه اسلام دارد و اما درباره بت ا... این دو هدف از جمله اهداف مسیحیان برای بها دادن به این مسئله است [ که در سایتهای ضد اسلام نیز میتوانید ببینید که معمولا این اهداف را دارند ] :

1: اینکه بگویند خدای اسلام خدای مسیحیان نیست .
۲ : زیر سؤال بردن خدای اسلام ، از این جهت که یک بت بوده است که اسلام آنرا بدین جا رساند . یکی از ایرادات عمده ای که به زرتشتیان می گیریم این است که اهورامزدا خدای قادری نبود تا وقتی که گاتها آمدند و از همین راه خدشه ای جدی میتوان به این آیین وارد کرد ، البته در همین گاتها و اوستا هم به عباراتی بر میخوریم که قدرت امشاسپندان را در حد اهورامزدا نشان داده است.

خدا و ایزد ماهی در بین اعراب نبوده است اما در بین مردم سومر، اکد، بابل، آشور ، کنعان و فنیقیه بوده است و کسانی که میخواهند بت ا… را اثبات کنند از اعراب جاهلی حرف نمیزنند بلکه خدای ماه تمدنهای فوق را [ اگر اشتباه نکنم معمولا سومر را ] به ا… ربط داده و سپس بت آنرا نیز به ا… ربط میدهند . اینرا نیز باید بدانید که ایده اولیه این مهم را فردی دانمارکی به نام Ditlef Nielsen داده است اما بدین صورت کتاب و نظریه  رابرت موری را میتوان اولین فرد دانست . به عبارتی نیلسن دانمارکی یک بذر پاشید اما رابرت موری آمد و اینرا تا سر حد یک درخت و نظریه پرورش داده و به طور کل به خدای هستی الله ربط داد [ أعوذ بالله ] و با اینکار به خیال خود کل اسلام را میخواست زیر سؤال ببرد .

و اما نقدها :

 

وَمِنْ آیَاتِهِ اللَّیْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَهُنَّ إِن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ (37)

از نشانه های [ربوبیت و قدرت] او شب و روز و خورشید و ماه است؛ نه برای خورشید سجده کنید و نه برای ماه، برای خدایی که آنان را آفرید، سجده کنید، اگر می خواهید فقط او را بپرستید (37) سوره فصلت

 

1 : Robert A. Morey ابداً مورخ نبوده است و هیچ مدرکی در زمینه باستان شناسی و تاریخ و ... نداشته و منتقد اسلام است و دکترایی در این زمینه ها ندارد . اینکه چطور کسی که نه مورخ است و نه باستان شناس می اید و در مسائل تاریخی حرف میزند اولین نقد است . چطور ممکن است کسی که هیچ سر رشته ای در تاریخ ندارد به خودش جرأت داده و بیاید در این چنین مسئله ای با این قدمت چندین قرنی اظهار نظر کند ؟ جهل تا چه حد ؟ .

2 : نام الله این اقتضا را میکند که در درجه اول باید اسم علم باشد تا بتوان آنرا بر روی بتی گذاشت ، این نام بر اثر کثرت استعمال اسم علم شده است و هیچ مدرکی نیست که نشان دهد در آن زمانی که اینان از وجود خدای ماه و بت ا... حرف میزنند نیز این اسم ، اسم علم شده باشد . کما اینکه در زمانی که اسم علم بود [ در زمان پیامبر و قبل از آن از زمانی که اعراب جاهلی روی به بت پرستی آوردند ] نه ایزد ماهی بین اعراب جاهلی بوده است و نه در میان 360 بتشان بتی به نام الله بوده است . الأصنام که یعنی جزء تنها کتبی است که درباره این بتها حرف میزند هیچ حرفی درباره بت ا... نمیزند و اثری از ان بت و یا حتی بتی مربوط به ایزد ماه بین اعراب جاهلی نیست . دقت کنید ابدا هیچ سندی نیست که اعراب جاهلی بتی به نام ا... و یا ایزد ماه و یا بتی برای ایزد ماه داشته اند . بحث سر اعراب جاهلی و منطقه حجاز نیست ، اسنادی که رابرت ارائه میدهد برای زمانی قبل از اعراب جاهلی و تمدنی دیگر است .

3 : دلیلی که برای بت ا... و خدای ماه و بت آن ارائه میدهند این بت است و درباره پرستش ماه عکس پایین عکس این بت و البته برای ربط دادن به ا... نیز معبد ماه کشف شده در یمن است :

 

معبد ماه نیز در یمن کشف شده است و آن از دلایل اصلی برای وجود بت ا... است .

حال ، تک تک اینها را به لطف خدا نقد خواهیم کرد .

 

1 : یک نکته در این عکسها مشهود است و آن سیاه و سفید بودن آنهاست ، بله ، سیاه و سفید بودن . رابرت موری در کتاب خود برای اثبات بت ا... از عکسهایی سیاه و سفید استفاده کرده و این در حالیست که کتاب او در سال 1994 انتشار پیدا کرده است ، این مسئله حکایت از این دارد که این عکسها از این مجسمه ها در سالهایی قبل از کتاب رابرت گرفته شده اند ، اما چرا در آن سالها و بعد از آن تا چندین سال کسی حرف از خدای ماه و ... نزد ؟ چرا هیچ مورخی حرفی در این باره نزد اما به یکباره یک کشیش که نه مورخ است و نه باستان شناس آمده و سعی دارد اینان را به بت ا... ربط دهد ؟.

2 : قبل از بررسی دقیقتر باید بدانید عکسها نه مربوط به منطقه حجاز است و نه مربوط به زمان پیامبر ، بلکه برای زمانی بسیار قبل تر از پیامبر اسلام و مربوط به شهر قدیمی «هازور» در شمال فلسطین است .

3 : رابرت موری ادعا میکند که چند مجسمه کوچک هم که دختران این خدا بودند همراه اینان کشف شده است [ اشاره به دختران خدا در قران دارد تا بدین وسیله حرف مهمل خود را اثبات کند ] اما نه تنها این کشیش متقلب هیچ سندی ذکر نمیکند ، بلکه اصلا در هیچ کاوشی و هیچ موزه ای این چنین چیزی نیست و هیچ باستان شناس و پژوهشگری هم آنرا کشف نکرده است و موری حتی یک سند هم برای وجود داشتن این مجسمه ها نشان نمیدهد . حال که معلوم شد این مجسمه تنها بوده است ، این مهم نیز آشکار میشود که طبق قرآن برای خداوند دختر قائل میشده اند ، اما در اینجا که فقط یک بت کمتر از نیم متر است ؟ .

ما در تاریخ خورشید پرست و ستاره پرست و ماه پرست داشته ایم ، پس وجود ماه پرستان چیز عجیبی نیست :

 

فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأَی کَوْکَبًا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِینَ (76) فَلَمَّا رَأَی الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّینَ (77) فَلَمَّا رَأَی الشَّمْسَ بَازِغَهً قَالَ هَذَا رَبِّی هَذَا أَکْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ یَا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِّمَّا تُشْرِکُونَ (78)
پس چون [تاریکی] شب او را پوشانید، ستاره ای دید [حضرت ابراهیم (ع) برای محکوم کردن ستاره پرستان با تظاهر به ستاره پرستی] گفت: این پروردگار من است؛ هنگامی که ستاره غروب کرد، گفت: من غروب کنندگان را دوست ندارم. هنگامی که ماه را در حال طلوع دید [برای محکوم کردن ماه پرستان با تظاهر به ماه پرستی]، گفت: این پروردگار من است؛ چون ماه غروب کرد، گفت: یقیناً اگر پروردگارم مرا هدایت نکند بدون شک از گروه گمراهان خواهم بود. وقتی خورشید را در حال طلوع دید [برای محکوم کردن خورشیدپرستان با تظاهر به خورشید پرستی] گفت: این پروردگار من است، این بزرگ تر است؛ و هنگامی که غروب کرد، گفت: ای قوم من! بی تردید من [با همه وجود] از آنچه شریک خدا قرار می دهید، بیزارم . سوره الأنعام

 

پس بحث سر وجود ماه پرستی و ... نیست ، بحث سر این موارد است :

1 : وجود ماه پرستی در منطقه عربستان و یمن

2 : اینکه خالق و خدای اصلیشان را ماه بدانند

3 : برای آن ماه بت داشته باشند

4 : نام آن بت ا... باشد

و اما بیان :

مورد اول : اگر به عکس دوم نگاه کنید ، دو دست را می بینید که به حالتی شبیه قنوت رو به یک شکلی شبیه هلال ماه است ، از این استفاده شده و اینرا دلیلی بر وجود ماه پرستی در آن محل دانسته اند . در عکس اول نیز یک هلال ماه بر روی آن مجسمه نقش بسته است و آنرا دلیل بر بت خدای ماه بودن آن مجسمه دانسته اند . پس :

الف : با عکس دوم میگویند که ماه پرستی بوده است .

ب : با عکس اول میگویند که بت این خدای ماه این مجسمه بوده است .

مورد دوم : معلوم نیست که آیا در تمام شهر ماه پرستی بوده است یا نه و اینکه ماه ایزدی بوده است و یا خالق و خدای اصلی شان بوده است ، هیچکدام از اینها معلوم نیست .

مورد سوم : این مجسمه عکس اول که ارتفاع آن به نیم متر هم نمیرسد ، نشان دهنده یک مرد است بخاطر وجود هلال ماهی در روی سینه اش میگویند که پس مربوط به بت خدای ماه است .

مورد چهارم : نامی از این بت و آن خدای ماه در کار نیست و در هر حال ابدا نامش ا... نبوده است ، این مهم که پس چرا این خدای ماه را به ا... ربط میدهند مربوط به معبد ماه در یمن است ، در این مجسمه ها صرفا بت خدای ماه را میخواهند نشان دهند.

 

نقد موارد :

قبل از نقد موارد باید یک نکته را راجع به تمدن ها و آیین های خرافی باستانی بدانید و آن این است که در آن تمدن ها یک خدا ، آفریننده اصلی بوده است و ایزدان دیگری در رده های پایین تر از این خدا وجود داشتند که بتها مربوط به آن ایزدان بوده و مردم برای تقرب به خدای اصلی از آن بتها و ایزدان استفاده میکردند . به عنوان مثال :

در آیین زرتشت ایزدانی چون سپنته آرمیتی و اشه وهیشته و آذر می بینیم که اهورامزدا پدر تمام اینهاست و هر کدام وظیفه ای را بر عهده دارند ، مثلا نگهبانی آتش با اشه وهیشته و موکلی زمین با سپنته آرمیتی است .

در آیین روم و یونان باستان خدای اصلی و آفریبننده ژوپیتر و زئوس اند و همسران و فرزندان و ایزدان رده پایین تری چون دیانا و آپولو و هرا و آفرودیت و هرکول و ... وجود دارد که آنان نیز یا مثل هرکول فرزند خدای اصلی اند و یا مثل دیانا ایزدی اند که مسئول شکار است .

در بین اعراب جاهلی نیز خدای اصلی و خالق الله بوده است اما بتهایی واسطه بین این خدا و اعراب بوده اند که اعراب جاهلی برای تقرب به خدا از این بتان استفاده میکردند و مثلا برخی از آنان را دختران خدا میخواندند و برخی همچون بت هبل برترین و بالاترین بت بین آنان بوده است .

با این که زرتشتیان معابدی با نام آناهیتا و ... داشته اند و اعراب جاهلی نیز بتهای مختلفی میتراشیدند و البته روم و یونان باستان نیز معابد و مجسمه های مختلفی به نام ایزدان خود داشتند اما خدای اصلی هیچ گاه معبد یا بتی در بین این تمدن ها نداشته است . بلکه همواره او را خارج از تصور و ورای درک تصور میکردند [ نگاه به فیلمهای هالیوود و یا بازیهایی چون god of war نکنید که در آن بعضا زئوس را بصورت یک شبهه انسان اما ورای انسانهای عادی نشان میدهند ، بحث سر عقیده مردم باستان است ] آیه قرآن این مهم را بخوبی اثبات میکند :

 

أَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَی اللَّهِ زُلْفَی إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ کَاذِبٌ کَفَّار (3)

آگاه باشید! که دین خالص ویژه خداست، و آنان که به جای خدا ، سرپرستان و معبودانی برگزیده اند [و می گویند:] ما آنان را جز برای اینکه ما را هر چه بیشتر به خدا نزدیک کنند، نمی پرستیم. بی تردید خدا میان آنان [و مؤمنان] درباره آنچه که اختلاف می کنند [و آن آیین توحید و شرک است] داوری خواهد کرد؛ قطعاً خدا آن کس را که دروغگو و بسیار ناسپاس است، هدایت نمی کند . (3) سوره زمر

 

پس خبری از بت ا... ابدا نبوده است و همواره مردم باستان خدای اصلی را به شکل بت و تندیس قرار نمیدادند بلکه ایزدانی رده پایین تر از او را برای قرب به او می پرستیدند که البته گاهی این ایزدان به چنان مقامی میرسیدند که دختر این خدا میشدند ، هماننده بتهای لات و عزی .

و اما نقد مورد اول :

اگر اثبات شود که پرستش ماه در شهر هازور رواج داشته است بازهم این مجسمه این مرد ، ربطی به بت آن خدا نداشته است برای اینکه اگر ماه خدای اصلی شان بوده پس بتی برای او قائل نباید بشوند و اگر خدای اصلی شان نبوده و ایزدی برای او قائل بودند که خود خداوند در قرآن بیان میکند که مردم همواره او را به عنوان خالق و خدای اصلی میشناختند و معبودان دیگری را به عنوان واسطه او میپرستیدند ، پس در این صورت هم ربطی به ا... ندارد :

 

وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَیْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِیَ اللَّهُ بِضُ رٍّهَلْ هُنَّ کَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِی بِرَحْمَهٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِکَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکِّلُونَ (38)

اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان ها و زمین را آفرید؟ بی تردید می گویند: خدا. بگو: پس مرا درباره معبودانی که به جای خدا می پرستید خبر دهید، که اگر خدا آسیبی را برای من بخواهد، آیا آنها می توانند آسیب او را از من برطرف کنند؟ یا اگر رحمتی را برای من بخواهد، آیا می توانند رحمتش را باز دارند؟ بگو: خدا مرا کافی است. توکل کنندگان فقط بر او توکل می کنند. (38) سوره زمر

 

نقد مورد دوم :

نه تنها در همان شهر معبد ماهی نیست که نشان دهد آن معبد یقینا و مختص پرستش ماه بوده است ، بلکه در کل آن سرزمین هم اثری از ماه پرستی نمی بینیم إلا همین ها که بیان کردیم ، پس با این مهم نیز این فرض باطل است ، چرا که در صورت ماه پرستی باید نه تنها یک معبد بلکه معابد و بتهای مختلفی در آن شهر باشد که البته این یک معبد هم مختص ماه پرستی بوده باشد ، اما معبدی نه در آن شهر و یا کل فلسطین ، بلکه در یمن پیدا شده است ، پس در این مورد هم وجود خدای ماه و ماه پرستی در شهر هزاره باطل است .

نقد مورد سوم :

این مجسمه نه تنها به بتهای دیگری که تابحال کشف شده اند و بت بودن و معبود بودنشان اثبات شده است شباهت ندارد بلکه این مهم را تقویت میکند که اصلا خبری از بت نبوده است . این مسئله که مردمی بت خدای ماهشان را در اندازه ای کمتر از نیم متر بسازند خود محل اشکال است و اما نقدی محکم :

این هلال ماه همواره در تاریخ نماد نیز بوده است و حتی همین الآن هم در پرچم پاکستان این نماد را میتوان دید و در اینجا معلوم نیست که آیا نمادی ساده است و یا نماد خدای ماه است ، رابرت موری از عکس دوم و آن دو کف دست بغل هم استفاده کرده و این هلال را دال بر نماد خدای ماه بودن میداند . اما یک نکته مهم است و آن این است که این مجسمه اگر ربطی به خدای ماه هم داشت ابدا نباید هلال ماه روی آن نقش می بست ، بلکه همین هلال ماه که یعنی نماد خدای ماه است [ به استدلال رابرت موری ] در حقیقت وجود این بر روی بت نشان دهنده معبود بودن آن بت و واسطه آن بت بین مردم و خدای ماه است . این مسئله را میتوانید در نمادهای تمدن های مصر نیز ببینید ، که معمولا نمادی را در مجسمه ای میگذارند نشان دهنده ارتباط آن با خدای اصلی است و یا مثلا فروهر در نزد زرتشتیان که نماد آن نشان از این آیین دارد ؛ پس وجود هلال ماه نه تنها خدای اصلی بودن این بت را رد میکند بلکه تازه اثبات میکند که این بت نهایتا یک معبودی بین مردم و خدای اصلی بوده است چرا که در عکس دوم که نماد هلال ماه پرستش میشده است همانرا بر سینه این بت حک کردند و این یعنی این بت نماد و واسطه ای بین خدای ماه و مردم است . این در حالیست که خدای هستی ا... خدای اصلی و خالق در بین مردم بوده است .

نقد مورد چهارم :

نه تنها در میان مجسمه ها ، بلکه در کل فلسطین هم اثری از وجود یک ارتباطی هر چند کوچک بین خدای هستی ا... و خدای ماه نمی بینیم ، حتی نامی نمی بینیم که ربطی به نام مقدس الله داشته باشد .

به همین دلایل فوق است که این مسئله را کسی دال بر وجود بت ا... نمیگیرد ، اما مسئله اصلی معبد ماه در یمن است که در آن اینطور بر می آید که بعضاً ماه واقعا در برخی جاها خدای اصلی بوده است پس خدای ماهی نیز باید در آن مکان وجود داشته باشد و این دلیل اصلی و مهم در این مسئله است .

 

به قلم رابرت موری :

 

 

 During the nineteenth century, Amaud, Halevy and Glaser went to Southern Arabia and dug up thousands of Sabean, Minaean, and Qatabanian inscriptions which were subsequently translated. In the 1940's, the archeologists G. Caton Thompson and Carleton S. Coon made some amazing discoveries in Arabia. During the 1950's, Wendell Phillips, W.F. Albright, Richard Bower and others excavated sites at Qataban, Timna, and Marib (the ancient capital of Sheba)

    The archeological evidence demonstrates that the dominant religion of Arabia was the cult of the Moon-god

    In 1944, G. Caton Thompson revealed in her book, The Tombs and Moon Temple of Hureidha, that she had uncovered a temple of the Moon-god in southern Arabia. The symbols of the crescent moon and no less than twenty-one inscriptions with the name Sin were found in this temple. An idol which may be the Moon-god himself was also discovered. This was later confirmed by other well-known archeologists.

[ The Moon-god Allah: In the Archeology of the Middle East ؛ PAGES 7-10 ]

اشاره :

در طول قرن نوزدهم Amaud، Halevy و Glaser به جنوب عربستان رفتند و هزاران کتیبه Sabean، Minaean و Qatabanian را که بعدا ترجمه شده بودند، کشف کردند . در دهه 1940، باستان شناسان G. Caton Thompson [باستان شناسی انگلیسی : Gertrude Caton Thompson ] و Carleton S. Coon برخی از اکتشافات شگفت انگیز را در عربستان انجام دادند. در طول دهه 1950، وندل فیلیپس، W.F. آلبرایت، ریچارد بئور و دیگران سایت های حفاری در قتبان، [ قتبان ، از حکومتهای باستانی جنوب عربستان که در یمن و در جنوب دولت سبا واقع است ] تمنع [ تمنع ، منطقه ای در کشور یمن ، البته دهکده ای نیز با همین نام در فلسطین است ] و مأرب [ مأرب ، شهری باستانی و مرکز استان مأرب در کشور یمن ، مرکز دولت سبا بوده است ] (پایتخت باستانی سبا) ...

شواهد باستان شناسی نشان می دهد که دین مسلط عربستان دین خدای ماه بوده است .

در سال 1944، گ . کاتن تامپسون در کتاب خود، The Tombs and Moon Temple of Hureidha نشان داد که او معبدی از ماه و خورشید را در جنوب عربستان کشف کرده است. نمادهای ماه هلال و کمتر از بیست و یک کتیبه با نام سین [ SIN ، ایزد ماه در آیین بین النهرین ] در این معبد یافت شد. یک بت است که ممکن است خدای ماه نیز کشف شود. این بعدها توسط دیگر باستان شناسان مشهور تایید شد.

و اما نقد این گفته های پوچ :

 

1 : اثری از باستان شناسانی با نامهای Amaud، Halevy و Glaser ما ندیدیم . این فرد یعنی رابرت موری حتی نام خانوادگی آنها را ذکر نمیکند تا بتوان دقیقتر بررسی کرد .

2 : اثری از هزاران کتیبه وجود ندارد ، و این فرد هیچ نشانی به هیچ موزه یا پژوهشکده ای نمیدهد ، بلکه فقط میگوید هزاران کتیبه ، تا بخیال خود ، خوانند را گمراه کند و حد اقل به این وادار کند که وجود ده کتیبه را بپذیرد !! و این در حالیست که ما حتی یک کتیبه هم در موزه ای ندیدیم که وجود داشته باشد و البته این فرد یعنی رابرت موری نیز هیچ اشاره ای به محل نگهداری این کتیبه ها نمیکند .

3 : این خانم باستان شناس یعنی Gertrude Caton Thompson باستان شناس معتبری نبوده است اما با این همه حال هیچ قرینه ای در دست نیست که او به مسئله خدای ماه اشاره کرده باشد چه رسد به اینکه او اینرا به بت ا... ربط داده باشد .

4 : این مرد انسان شناس یعنی Carleton Stevens Coon [ کارلتون استیونز کون ] به عربستان سفر کرده است و ظاهرا کاوشهایی هم انجام داده است اما در سوابقش ما اثری از کاوش درباره معبد ماه ندیدیم ، بلکه رشته و فعالیت کاری وی نیز کاملا غیر مرتبط با این طور مسائل بود . این فرد بدنبال کشف انسان بوده است ، مثلا انسان نئانتدرال و از این دست چیزها و نه معبد و ... ؛ و البته به علاوه اینکه حوزه کاری اش هم جدا بوده اظهار نظری درباره این مسائل نداشته است .

5 : اکتشافات شگفت انگیز ؟! پرواضح است که اثری از این اکتشافات شگفت انگیز نبوده است و نه خبری از هزاران کتیبه و ... ، معلوم نیست رابرت موری به چه استنادی اینها را اکتشاف شگفت انگیز خوانده است .

6 : در طول دهه 1950، وندل فیلیپس، W.F. آلبرایت، ریچارد بئور و دیگران ... :

ما در بین این افراد نه اثری از آلبرایت [ ظاهرا منظورش فردی با نام فرانک آلبرایت بوده است اما درباره معتبر بودن باستان شناسی به این نام سندی نیست که نشان دهد باستان شناسی مشهور و معتبر بوده است ] و ریچارد بئور دیدیم و نه اثری از دیگران !! ، تنها کسی که در این جمع کاوش کرده است و ظاهرا درباره معبد ماه در یمن هم کشف هایی کرده است وندل فیلیپس بوده و درباره بقیه نتوانستیم چیزی درباره پژوهشهایشان بفهمیم ، « دیگران » هم که اصلا اسم ندارند .

7 : این فرد از چند شهر سخن میگوید :

الف : قتبان که مربوط به یمن است .

ب : تمنع که این هم مربوط به یمن است .

ج : مأرب که این نیز مربوط به یمن است .

نتیجه گیری : کل بحث بت ا... مربوط به اکتشافاتی در کشور یمن و البته معبد ماه در این کشور است . و نزدیکی دو منطقه قتبان و سبا به هم نشان میدهد اصل بحث روی خدای ماهی است که بین این تمدن ها رواج داشته است و این در حالیست که اصلا محل ظهور اسلام ، منطقه حجاز در عربستان بوده و مردم آن منطقه بودند که طبق قرآن خداوند را خالق خود میدانستند و نه این مناطق ، پس بحث سر این است که این خدای ماه در این سه منطقه بعدها شد ا... در نزد اعراب جاهلی یا نه و آنهم بسیار پیش از ظهور اسلام ، چرا که قبل از ان اعراب بخوبی الله را به عنوان خالق خود می شناختند ، پس ما درباره زمانی دور و بعضا بیش از دو هزار سال پیش باید برویم و بررسی کنیم .

8 : شواهد باستان شناسی نشان می دهد که دین مسلط عربستان فرقه خدای ماه بود :

نه تنها در زمان پیامبر بلکه بسیار قبل تر از آن یعنی در زمان  حضرت ابراهیم (ع) نیز یکتاپرستی در میان مردمان عربستان رواج داشته است [ خود حضرت ابراهیم (ع) که خدایش الله بوده است ] و البته همزمان با آن خورشید پرستی و ماه پرستی و ستاره پرستی نیز رواج داشته است [ طبق آیه قرآن ] که ما بیان کردیم . حتی در تورات هم یکتاپرستی حضرت ابراهیم (ع) را میتوانیم ببینیم ، پس این حضرت که در عربستان بوده است یکتاپرست بوده . اما رابرت موری از چه زمانی حرف میزند ؟ این زمان زمانی قبل تر از حضرت ابراهیم (ع) هم نمیتواند باشد و برگردد به ابتدایی ترین دین در میان اعراب چرا که این چنین چیزی ابدا وجود ندارد و یک نکته که هست و آن این است که نه تنها این معبد و مدارک موجود فقط در یمن اند ، بلکه در تمدن های بین النهرین و یا همین مکه نیز اثری از ماه پرستی نمیتوانیم ببینیم ؛ پس با کدام استدلال این معبد ماه را به کل عربستان ربط داده است ؟ این بازهم در حالیست که تمدن از خود یمن شروع نشده است که بخواهیم بگوییم خب ، انسانها ابتدا در یمن بودند و سپس مهاجرت کردند ؛ هیچ نشانه ای از وجود و پیدایش تمدن در عربستان از منطقه یمن نیست که بگوییم اولین منطقه دارای تمدن اینجا بوده است. با این همه حال اما تاریخچه این معبد حتی شاید به زمان حضرت ابراهیم (ع) هم نرسد ، پس بطور کل این حرف باطل و کذب است .

8 : ما در تاریخ داریم که ماه پرستی و ... در عربستان رواج داشته است و آیه قرآن اینرا بخوبی بیان میکند و حضرت ابراهیم (ع) نیز بین آنها بوده است و ما آنرا بیان کردیم ، حتی درباره شهر مأرب که ملکه بلقیس بر آن حکومت میکرده است ما پرستش آفتاب را می بینیم ، خود رابرت موری نیز از کشف معبد خورشید حرف میزند ، و در جاهای دیگر یمن نیز معبد ماه ، حال پس چطور این فرد خدا را به ماه ربط داده و نه به آفتاب ؟ پاسخ در این است که خدای اعراب با ضمیر مذکر بکار میرود اما آفتاب با ضمیر مؤنث و رابرت موری با این استدلال ، خدا را به خدای ماه ربط داده است . اما تکلیف ستاره پرستان که آنها هم در همان زمان ها و البته زمان حضرت ابراهیم (ع) به همراه خورشید پرستان و ماه پرستان بوده اند چه میشود ؟ چرا رابرت موری خدای آنان را ا... نخوانده است ؟ نه تنها رابرت موری ، بلکه هیچ یک از کسانیکه این نظریه را دادند پاسخی برای این پرسش ندارند إلا اینکه اینان امده و ستاره را پسر خدای مادر خورشید و خدای پدر ماه خواندند ، به کدام استدلال ؟ استدلال آنان این است که وجود خدای خورشید قطعی است [ که البته ما نیز اینرا تأیید میکنیم ] ، و حال چون خورشید مؤنث است پس باید خدای مذکری هم باشد و آن خدای ماه است و حال باید پسری هم باشد و آن همان است که ستاره پرستان می پرستند . این در حالیست که اگر خدای پسری بود پس چرا خورشید پرستان به ان اشاره نکردند و آنرا باید در میان افرادی دیگر دید که ستاره می پرستیدند ؟ و اگر خدای مذکری بود پس چرا خورشید پرستان بازهم از آن بی خبر بوده و ما در معابد و آثار آنان در سبا اثری از این مهم نمی بینیم ؟ پس اینچطور حرف مهمل و کذبی است که یک خانواده سه نفره باشد اما خورشید پرستان از شوهر و فرزند خبری نداشته باشند و اثری از آنان نباشد و ستاره پرستان از پدر و مادر خبری نداشته باشند ، آیا اگر این چنین چیزی می بود نباید خورشید پرستان از ان با خبر می بودند تا این که بعد از چندین قرن یک کشیش بیاید و نظریه ارائه دهد ؟ . حال ، اما باید بدانید نه تنها در آن منطقه خدای خورشید پرستیده میشده است و همتایی نداشته مثل شوهر و ... بلکه در ایران باستان هم خدای آفتاب یعنی میترا پرستیده میشده و او هم همتایی نداشته و آن آیین را میترائیسم یا مهر پرستی میگفته اند پس این پرستش خدای خورشید به تنهایی چیز عجیبی نبوده و سابقه هم داشته است ؛ و البته در همان زمان هم پرستش اهورامزدا رواج داشته است که اینرا پروفسور کریستین سن هم بیان میکند ، پس اگر خدای ماه و خورشیدی بوده باشد میتوان اهورامزدا را با مهر گرفت که هردو باهم و در ایران پرستیده میشدند اما در بین همان ها هم اثری از ارتباط بین این دو نمی بینیم بلکه پیروان این دو خدا ، هر کدام خدای خود را می پرستیدند . در سبا هم اثری از ماه پرستی در بین خورشید پرستان و یا در معبد ماه اثری از خورشید پرستی نمی بینیم، هیچ کتیبه و سندی این فرضیه این افراد مسیحی را بیان و تأیید نمیکند . حال معلوم شد که ابدا خدای ماهی در بین خورشید پرستان نبوده است و این یک فرضیه است که از اساس باطل می باشد و تمام اینها در صورتی است که حضرت ابراهیم (ع) خداوند یکتا را میپرستیده است و این چطور ممکن است که حضرت ابراهیم الله را بپرستد و افراد دیگری در همان زمان الله را با عنوان خدای ماه بپرستند در حالیکه اصلا حضرت ابراهیم از اینان بیزاری جست .

9 : این بعدها توسط دیگر باستان شناسان مشهور تأیید شد :

هیچ یک از باستان شناسانی که رابرت موری از آنان یاد کرد نه تنها مشهور نبودند بلکه برخی را اصلا ما نتوانستیم درباره آنان چیزی بفهمیم چه رسد به اعتبار پزوهشهایشان ، پس این باستان شناسان مشهور دیگر چه کسانی اند ؟ آیا حجم خاصی به یک کتابچه 20 صفحه ای اضافه میشد اگر نام آنان را مینوشت تا ما بتوانیم این گفته را تأیید کنیم ؟ معلوم میشود رابرت موری در اینجا هم روی به کلی گویی و البته کذب گویی آورده است ، پس خبری از باستان شناسان مشهور نیست .

 

حال ، ادامه نقد این خدایان ماه :

در تمدن سبا ما خورشید پرستی دیدیم و نه ماه پرستی ، پس این ماه پرستی در آنجا کذب محض و باطل است. که پیشتر بیان کردیم .

و اما برای بقیه خدایان ماه :

خدوند درباره خودش در قران صراحتا بیان میکند که مشرکین او را خالق میدانستند که پیشتر بیان کردیم و این در حالیست که هیچ یک از خدایان ماهی که در آن زمان بودند و بعضاً معبد و بت داشتند ابدا به عنوان خالق پرستیده نمیشدند و حتی نامشان هم الله نبوده است . پس چطور ممکن است ایزدی که خالق نیست را به خدایی ربط بدهند که او را به عنوان خالق قبول داشتند ؟ ، این دومین دلیل بر کذب بودن این ادعا است .
و اما میرسیم به مهمترین و اصلی ترین ادعا یعنی ایزد ماه بین النهرین و تمدن بابل که نامش SIN [ سین ] بوده است و این کشیش سعی دارد نشان دهد ا... همین ایزد بوده است :

در این لینک :

http://www.islamic-awareness.org/Quran/Sources/Allah/moongod.html

سعی شده است از این مبحث وارد شود که نامی که کشف شده است SIN نبوده و SYN بوده است و ربطی به این ایزد ماه ندارد اما ما فرض را بر این میگیریم که این معبد مربوط به این ایزد ماه یعنی سین بوده است و نقدی محکم و دیگر بر این مبحث داریم :

1 : این ایزد ماه یعنی سین ابدا خالق نبوده بلکه ایزدی بوده در میان چندین ایزد دیگر که وظیفه اش بیشتر مرتبط با کشاورزان و آب و ... بوده است و این در حالیست که اصلا خداوند خالق بوده است و بازهم اثری از این ایزد بین اعراب حجاز ابدا نبوده است و بعضا بسیار قبل تر از پیامبر ما نامی از این ایزد در میان اعراب جاهلی نمی بینیم و آنان با این ایزد بیگانه بودند در حالیکه خدای هستی الله را میشناختند .

2 : بازهم تناقض با تاریخ درباره مسئله حضرت ابراهیم (ع) ، یکتاپرستی حضرت ابراهیم (ع) بازهم وجود سین و ربط دادن آن به الله را باطل میکند چرا که در همان زمان حضرت ابراهیم (ع) داشته الله را میپرستیده است .

3 : به این ایزد « نانا » هم میگویند و ظاهرا مذکر بوده و در تمدنهای بین النهرین وجود داشته است ، که شامل اکدیان و آشوریان و بابلیان و سومریان میشود . حال این فرضیه می آید که تمدن بین النهرین از قدیمی ترین و اولین تمدن هاست و قطعا در زمانی قبل از اعراب حجاز بوده است و حال میتوان الله در این تمدن خدای ماه بوده باشد و سپس بعد از سالها خالق شده و در بین اعراب حجاز پدیدار شود . رابرت موری در مهمترین و اصلی ترین ادعایش از وجود این ایزد در منطقه مأرب حرف زده و سپس آنرا مرکز شبام میداند [ در بند آخر گفته هایش که در همین متن آوردیم ] :

شبام : شهری تاریخی در استان حضرموت در کشور یمن است و زمانی پاییتخت پادشاهی حضر موت بوده است .

حضر موت : یکی از مناطق تاریخی جنوب شبهه جزیره عربستان و در یمن است .

و اما ربط ایزد سین تمدن بین النهرین به تمدن مأرب که یعنی مرکز شبام بوده است و بت و معبدی که در آنجا کشف شد این است که میگویند این تمدن از بین النهرین تأثیر گرفته است و به همین دلیل میگویند این معبد مربوط به ایزد سین و بت هم مربوط به این ایزد و سپس میگویند ا... هم همین ایزد است . این بود دلیل اصلی رابرت موری .

اما براستی این ایزد سین که نه نامش و نه خصوصیاتش ربطی به الله ندارد و یک ایزد است عین ایزدان دیگر پس چرا او را به ا... ربط میدهند ؟ پاسخ اینجاست :

ما قبلا پیشتر بیان کردیم که فرضیه ای داشتند که میگفتند چون خدای خورشید در میان مردم سبا بوده است و آفتاب پرست بوده اند و این خدا مؤنث بوده است پس باید خدای مذکری هم باشد و حال که معبد ماهی کشف کردند گفتند که پس ایزد سین که در آنجا بوده همان خدای ماه و همسر خدای خورشید است ، رابرت موری در تمام این بیست صفحه همین را میخواسته بگوید که :

مردم شبام خدایی مؤنث به عنوان خدای خورشید داشتند .

وقتی خدایی مؤنث است باید خدایی مذکر هم ، هم رده و شوهر این خدا باشد .

در کشفیات آن منطقه معبد و بتی مربوط به ایزد ماه کشف شد .

تنها ایزد ماه همین سین بوده است که در تمدن های بین النهرین میتوانیم او را ببینیم، پس همتای خدای خورشید پیدا شد و این معبد و بت هم مربوط به این ایزد است .

از آنجایی که خدا در اسلام قبل از پیدایش این دین خدای اصلی در میان اعراب بوده پس این ایزد ماه هم همین خدا بوده است که از یمن به حجاز آمده ، چون خدای خورشید که مؤنث است و فقط همین خدا می ماند که مذکر است و همتای این خدای خورشید بوده باشد و شبیه خدایی اصلی و بلند مرتبه باشد که هم رده خدای خورشید است تا بتواند با عنوان خدای اصلی به نزد اعراب حجاز راه یابد و سپس خالق شود .

 

و حال اصلی ترین و آخرین نقد بر اصلی ترین ادعای رابرت موری :

1 : نام این خدا هیچ ربطی به الله نداشته است ، پس اگر هم منتقل شده باید نام این خدا بطور کل عوض شده باشد که این چنین سند تاریخی نیست و بلکه اگر هم منتقل میشد باید حد اقل در میان اسناد مربوط به اعراب حجاز نامی از سین یا نانا و یا نامهای دیگر می دیدیم در حالیکه حتی یک کلمه هم نیست ، پس اگر تغییر نامی بود باید سندی میبود و اگر تغییر نامی هم نیست که الله اصلا ربطی به سین ندارد پس سین خدای دیگری است و نه الله است و نه خالق بوده است .

2 : مسئله حضرت ابراهیم (ع) یکتا پرست که ما خود را پیرو خدای او میدانیم کاملا این فرضیه را باطل میکند . چرا که در همان زمان خدای ماه پرستیده میشده است و حضرت ابراهیم (ع) از پرستش این خدا سرباز میزند پس ما که خود را پیروی خدای حضرت ابراهیم (ع) میدانیم و اجداد پیامبر هم که به آن حضرت رسیده و همگی موحد بوده اند [که در همین وبلاگ اثبات کرده ایم ] پس نه تنها سین در میان اعراب جاهلی نیامده است بلکه خدای ایشان همان خدای حضرت ابراهیم (ع) بوده و این نشان دهنده این است که همزمان با وجود الله و پرستش او توسط حضرت ابراهیم (ع) ، سین نیز به عنوان خدای ماه پرستیده میشده است پس امکان تغییر و انتقال وجود نداشته است .

3 : موحد بودن اجداد پیامبر که به زمان حضرت ابراهیم (ع) میرسند ، پس خدای آنان همان الله خدای حضرت ابراهیم (ع) بوده است و نه خدای ماه ، انتقال خدای ماه در صورتی ممکن است که زنجیره بین حضرت ابراهیم و پیامبر ما تا چند نسل پاره شده و چند نسل همگی مشرک شوند و آیات قرآن مبنی بر خدای حضرت ابراهیم (ع) هم حذف شود تا در این خلإ بوجود آمده و سردرگمی و مشرک بودن و نداشتن خدای خالق و اصلی تمام قاطبه اعراب حجاز این خدای ماه وارد عقاید آنان شود . این موحد بودن یعنی از زمان حضرت ابراهیم (ع) تا به زمان پیامبر تمام اجداد پیامبر خدای هستی الله را میپرستیدند پس ابدا هیچ ایزدی نمیتوانسته به عنوان خدای اصلی در نزد اعراب بیاید چون اجداد پیامبر این خدا را یعنی الله را می پرستیدند .

4 : این ایزد ماه بوده است و نه خدایی خالق ، در میان تمدن بین النهرین و مأرب هم ابدا او خالق نیست پس چطور ممکن است انتقال پیدا کرده و خالق بشود ؟ در حالیکه هیچ کجا او را خالق نمیخواندند ؟ رابرت موری این پرسش را نمیتواند جواب دهد که این ایزد چطور شد که در نزد اعراب جاهلی خالق و خدای اصلی شد در حالیکه در نزد مردم یمن و سرزمین پیدایشش یعنی بین النهرین خالق نبوده است ؟ ، پس قبل از آن اعراب کدام خدا را خالق میخواندند ؟ تنها پاسخ این است که اعراب خالق نداشتند تا سین بین آنان راه پیدا کرد ، پوچی این حرف اینجاست که سین اصلا در میان مردم مأرب هم خالق نبوده که بخواهد اینجا خالق بشود .

5 : در تمدن مأرب ما نامی از شوهر و همتایی برای این خدای خورشیدشان نمی بینیم، پس این فرضیه باطل است که ایزد ماه همتای خدای خورشید آنان بوده است چرا که باید مردم شبام آنرا همتای خدای خودشان قرار میدادند اما اینکار را نکردند و این ایزد در همان جا هم ایزدی نه به اندازه خدای خورشید بوده است ، حال بازهم به این نتیجه میرسیم که ایزدی که حتی خدای اول و یا دوم هم نبوده است ابداً نمیتواند در منطقه ای دیگر سر از خدایی اصلی و اول در بیاورد !!! .

6 : در تمدن مأرب و دولت سبا ما می بینیم که حضرت سلیمان (ع) در همان زمان وجود داشت و یکتا پرست بود و این در حالیست که به گفته رابرت موری ، این ایزد ماه در همان تمدن سبا بوده است ، پس الله که خدای حضرت سلیمان بوده در همان زمان شناخته شده بوده و توسط حضرت سلیمان (ع) پرستیده میشده است ، حال این مهم آشکار میشود که در این دلیل هم باز ایزد ماه تمدن مأرب نمیتوانسته راهی برای انتقال پیدا کند چون حضرت سلیمان (ع) خدای هستی الله را در همان زمان که این ایزد وجود داشته میپرستیده است و در قران هم که خود خداوند میگوید که خدای قران همان خدای زبور داود و ... است ، پس بازهم وقتی همین خدا زبور بر حضرت داود نازل میکند و در همان زمان این خدای ماه در سرزمین سبا بوده است بازهم نشان میدهد که ابدا این دو باهم یکی نبوده اند و همواره خدای هستی الله مورد پرستش یکتاپرستان بوده و خالق شناخته میشده است و این در حالیست که طبق گفته رابرت موری این خدای ماه یعنی سین در تمدن مأرب خالق نبوده و بت داشته است و این در حالیست که در همان زمان و در پیش حضرت سلیمان و داود (ع) الله نه تنها بتی نداشته بلکه خالق و ربّ هم بوده است ، پس بازهم الله ابدا خدای ماه یعنی سین نیست . وقتی خداوند میگوید من همان خدای داود و سلیمان ام که پس خدای ماه یعنی سین که یعنی در همان زمان خدای ماه بوده ولی خدای حضرت داود در آن زمان خدای ماه نبوده و بت نداشته و خالق بوده است ، اما خدای ماه در آن زمان نه تنها خالق نبوده و معبد و بت هم داشته بلکه در تمدن مأرب بسر میبرده است و نه در پیش حضرت سلیمان (ع) و هنوزهم به اعراب نرسیده بود ؟ حال متوجه شدید که این ایزد ماه هیچ ربطی به خدای اسلام نداشته و ابدا نمیتوانسته منتقل بشود ؟

7 : این خدای ماه سین در زمانی بت داشته است و این در حالیست که خداوند هیچ گاه در قرآن نمیگوید که ولو در زمانی بسیار دور بتی برای او مشرکین تراشیده باشند.

 

حال متوجه شدید که چرا برخی از مسیحیان مشرک اینقدر جاهلند ؟ رابرت موری و جاهلین دیگر حتی نگاهی صحیح و منصفانه به قرآن و تاریخ هم نینداخته اند تا بفهمند این مسئله غیر ممکن است .

 

و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

 

عبد الله ، سید محمد ناطقی

 

خلاصه :

رابرت مور آمد و این استناد را کرد که دین اصلی مردم عربستان در زمانی پرستش خدای ماه بوده است و با همین استدلال پوچ ، آمده بود و گفته بود پس این اعراب که زمانی خدای ماه را میپرستیدند حال که الله را میپرستند پس این الله همان خدای ماه است که قبلا می پرستیدند !! .

و ما این خدشه ها را وارد کردیم که کل حرفهای او را رد کرد :

1 : خورشید پرستی و ماه پرستی و ستاره پرستی باهم رواج داشته اند .

[ رابرت مور اذعان کرد که خیر ، بلکه نظریه ای داد و گفت خورشید خدای مادر و مؤنث بوده و ماه ، خدای مذکر و همتا و همسر او و ستاره ، فرزند آنها [ او را ونوس می نامید ] ، پس چون ماه مذکر بوده و خدای همتای خورشید ، پس همین خدا شده است الله و لات هم همان خدای خورشید بوده که در نزد اعراب شده است همسر الله ]

2 : ما گفتیم :

نه در معابد خورشید پرستان اثری از خدای ماه می بینیم و نه در معبد ماه اثری از خورشید پرستان و نه در بین ستاره پرستان اثری از ماه و خورشید پرستان ، پس این نظریه کاملا کذب است ، اگر مردم آن زمان این عقاید را داشتند باید خدای مادر را با خدای پدر می ستاییدند و نه این که در تخت بلقیس و ... از خدای خورشید اثری ببینیم و نه از شوهرش و نه از فرزندش اثری نیست .

بت لات هم نه همسر خداوند بلکه دختر او بوده است و نه خدا ، بلکه صرفا یک بت بوده است ، این در الأصنام نیز مشهود است که هیچ بتی همسر خدا نبوده است .

3 : ما گفتیم :

خدای ما طبق قرآن خدای حضرت ابراهیم و سلیمان (علیهم السلام) است و این در حالیست که در زمان حضرت سلیمان پرستش خورشید و ماه بوده و دولت سبا پابرجا بوده است پس خدای حضرت سلیمان ربطی به خدای ماه نداشته است و ایضا حضرت ابراهیم (ع) که اصلا از ماه پرستان روی گرداند .

4 : ما گفتیم :

حضرت ابراهیم (ع) در همین عربستان یکتاپرست بوده است پس دین اصلی اعراب ماه پرستی نبوده و یکتاپرستان هم بوده اند .

5 : ما گفتیم :

در مقاله ای اثبات کردم که اجداد پیامبر موحد بودند و در اینجا اثبات شد که خدای حضرت ابراهیم (ع) هم خدای ماه نبوده پس خدای پیامبر ما هم که خدای حضرت ابراهیم است و نسل به نسل اجدادش همگی پیرو آن حضرت بودند خدای هستی الله است . در نتیجه خدای ماه ابدا ربطی به الله نداشته و الله همواره توسط اجداد پیامبر از زمان حضرت ابراهیم (ع) که هنوز ایزد ماه یک ایزد ساده بوده و بت و معبد داشته و ماه پرستان او را می پبرستیدند و نه یکتاپرستان ، پرستیده میشده است ، پس این اعراب جاهلی که الله را خالق میدانستند و اجداد پیامبر هم پیرو حضرت ابراهیم (ع) ، موحد بوده اند خدای حضرت ابراهیم را که خالق هم بود و جدای از ایزد ماه بوده میپرستیده اند و ایزد ماهی در کار نبوده . آیا بر فرض بودن انتقال [ که ابدا نمیتواند انتقالی باشد ]، انتقال خدایی که خالق است و یکتا است و فرزند و ... ندارد و بت و معبدی هم ندارد [خدای حضرت ابراهیم (ع) ] ممکن است تا به همان شکل و خالق بودن ، توسط اعراب پرستیده شود و فقط بتهایی را واسطه قرار دهند و یا انتقال ایزدی ساده که نه نامش تطابق دارد و نه خالق است و بت و معبدهم دارد و اصلا مربوط به بین النهرین است و همینطور همسر و فرزند هم دارد [ به فرضیه خود رابرت موری ] ممکن است ؟ پس به یقین این چنین ایزد ساده و دارای این اختلافات فاحش با همان خدای پیش از اسلام اعراب ، ابدا نمیتوانسته انتقال پیدا کند ؛ و همه اینها در حالیست که ما اثبات کردیم اصلا هیچ گونه انتقالی هم نمیتوانسته صورت بگیرد .

6 : ما گفتیم :

نام سین هیچ ربطی به الله ندارد و برای این تغییر نام باید رابرت مور سند ارائه کند که این چنین سندی وجود ندارد ، نه تنها نام سین ، بلکه نامهای دیگر این ایزد چون نانا و ... هم در نزد اعراب جاهلی منطقه حجاز ابدا نبوده است و در هیچ متن و اشعار اعراب جاهلی نه تنها سخن از این نامها بلکه حتی از ایزد ماه هم سخنی نیست ، پس هیچگونه انتقالی صورت نگرفته است .

7 : ما گفتیم :

نام الله یعنی ترکیبی از الف و لام تعریف با إ ل ه [ برخی میگویند با و ل ه ] و این یعنی الله اسم علم نیست ، اما نام ایزد ماه همواره اسم علم بوده است و اگر هم در نزد اعراب می آمده باید با اسم علم می آمده است در حالیکه اسم الله بنا به کثرت استعمال و در طول زمان اسم علم شده است و قبل از آن ابدا اسم علم نبوده و در حقیقت اسم علم نیست و این در حالیست که حتی اگر این ایزد سین میخواسته منتقل بشود باید با اسم علم می آمده است در حالیکه ابدا الله اسم علم نیست . دقت کنید ، وقتی ایزد ماهی را می آورند یقینا برای او اسم علم انتخاب میکنند ، وقتی میخواهند از بتی حرف بزنند برای او اسم علم انتخاب میکنند [ هماننده هبل و مناف و ... ] ، اما اعراب ، الله را خالق خودشان میدانستند و بتی هم که نداشته برای همین به او میگفتند معبود [ با ال تعریف عهد ذهنی میشود معبودی مشخص که در نزد مخاطب حضور دارد و او را می شناسد ] ( از آنجایی که تنها الله در نزد اعراب خالق بوده پس وقتی با ال تعریف می آمده است یعنی معبودی مشخص که خالق است ) پس این نمیتواند اصلا خدای ماه باشد چرا که خدای ماه را نمیتوان با الله خطاب کرد چون در اینصورت معلوم نیست منظور ایزد ماه است و یا ایزدی دیگر ، چون این خدا حتی در سرزمین اصلی خود یعنی بین النهرین هم خالق و متمایز نبوده و ایزدی بوده هماننده بسیاری از ایزدان دیگر و یا در همین سبا هم خدای اصلی خورشید بوده است و نه او ، پس در هر صورت ، اعراب فقط اسم علم میتوانستند برای او بگذارند و حال آنکه الله اسم علم نیست .

بشناسید جاعلین منحرف از حق را ...

نظرات  (۱)

سلام. دوست عزیز از لطف و توجه شما سپاسگزارم. حقیقت امر این است که افسانه هایی که کفار برای نپذیرفتن اسلام به هم می بافند، آنقدر زیاد و شلخته و بی سر و ته هستند که گاهی با هم به تناقض می رسند. شبهۀ خدای ماه بودن الله را پیش از این شنیده بودم، ولی چون شبهۀ فراگیری نیست، بهتر دیدم که اصلاً به آن نپردازم.

اینجا هم همین بحث مطرح و روی آن مباحثات صورت گرفته است:
https://forum.hammihan.com/thread136213.html

  دقت دارید که وقتی جواب تهمتها و دروغها را می دهیم، مهم نیست که اصل دروغ چه بوده است، به هر حال هر دروغی برای خودش یک شبهه است. مهمترین شبهه که لقلقۀ زبان اسلامستیزان است، همان ادعای وجود بتی به نام الله در خانه کعبه است، که ما نیز به آن می پردازیم.

امیدوارم در حل شبهات موفق و مؤید باشید.
پاسخ:
با سلام ؛ و اما بعد :


ولی چون شبهۀ فراگیری نیست،...

بله ، من هم متوجه شدم ، ابداً شبهه فراگیری نیست تا جایی که حتی یک باستان شناس و یا مورخ معتبری از آن حرف نزده است و این شبهه را در حرفهای مورخان درجه چندمی چون لاندو و یا کسانی که اصلا سر رشته ای از باستان شناسی ندارند مثل راهبه کارن امسترانگ و کشیش رابرت موری باید ببینیم ، مسئله عجیب همین جاست که اگر واقعاً چیز مهمی بود باید مستشرقین معتبر به آن استناد میکردند و یا در آثار باستان شناسان معتبر نیز از آن می دیدیم ، اما نیست و فقط در آثار درجه چندم از آن حرف است . اما بهر حال چون دیدم رد فارسی بر این شبهه نیست به لطف خدا این ردیه را نوشتم .
البته برای این گفته شما که :


مهمترین شبهه که لقلقۀ زبان اسلامستیزان است، همان ادعای وجود بتی به نام الله در خانه کعبه است،

رد این خیلی ساده است ، حتی خود رابرت موری هم از چنین چیزی در مکه حرف نمیزند ، و یا حتی در الأصنام که یعنی از معتبر ترین مراجع تاریخی برای بتهای عرب است از چنین چیزی اثری نیست ، جدای از این اصلاً سندی دال بر چنین چیزی نیست ، عکسهایی که در یکی از جاهای ضد اسلامی بود و میگفت بت ا... است مربوط به همان مجسمه ی شهر هزاره فلسطین بود اما نکته جالب اینجاست که رابرت موری اصل حرفهایش را روی این عکسها نمیگذارد و اگر اشتباه نکنم درباره این مجسمه میگوید : « من مجسمه خودم را دارم » یعنی تا این حد غیر قابل استناد است که می بینیم رابرت موری اصل حرفهایش را روی معبد ماه در یمن و نه شهر هزاره فلسطین متمرکز میکند .
البته لازم به ذکر است که نام الله ابدا نمیتواند روی بت باشد اما در بعضی جاها هماننده همان لینکی که گذاشته بودید ره افسانه زدنی دیده بودم که نام الله را به نامهایی بس غریب در زبان و تمدنهایی دیگر که بعضا اسم علم هستند ربط میداد در حالیکه الله اصلا اسم علم نیست .

با تشکر .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی