مکتب رئالیسم

واقعیت (حقیقت آنچه که هست و وجود دارد)

مکتب رئالیسم

واقعیت (حقیقت آنچه که هست و وجود دارد)

مکتب رئالیسم
آخرین نظرات

یادداشتی بر برده داری

دوشنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۹، ۰۷:۲۱ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

برده داری در عصر حاضر بعنوان عملی غیر قابل قبول تلقی میشود لکن نگارنده بر ماهیت این مسئله نقد دارد. در ابتدا باید برده داری را تعریف کنیم:

ابتدا باید بدانید که احکام اسلام به دو دسته کلی تأسیسی و امضایی تقسیم میشوند، احکام تأسیسی یعنی احکامی که برای اولین بار اسلام آنها را قرار داده است هماننده روزه [روزه ای که اسلام آنرا واجب کرد در هیچ یک از دینهای الهی پیشین نبوده است]، احکام امضایی اما یعنی احکامی که پیش از اسلام بوده ولی اسلام آنها را با قرار دادن شرایطی امضا و برای مسلمانان بیان کرد هماننده ختنه و البته برده داری که باز این احکام را میتوان به دو دسته تقسیم کرد، دسته اول احکامی اند که بطور صریح واجب شمرده شده و مسلمانان موظف به انجام آن هستند هماننده ختنه و دسته دوم احکامی همچون برده داری است که بنا به عرف جامعه میتواند لغو شود چراکه اسلام چگونگی رفتار با اسرا را (به بردگی گرفتن یا آزاد سازی و یا زندانی کردن) بر عهده معصوم و به طبع در غیاب آن حاکم شرع گذاشته است(سید محمد حسن ترحینی عاملی در پاورقی کتاب شرح لمعه دمشقیه (زبده الفقهیه): کتاب جهاد، فصل غنیمه).

بطور خلاصه در تمدن های باستانی وقتی بین دو ملت جنگی در میگرفت نظامی و غیر نظامی که بوسیله جنگ (و نه تسلیم و یا صلح) بدست طرف پیروز می افتادند (مثلا منطقه ای تصرف میشد) بعنوان برده به کار گرفته میشده اند. یعنی نیروی کاری که به اصطلاح حقوق نمیگرفت و تنها هزینه خوراک و پوشاک و تأمین مکان او را میدادند که آنهم حداقلی بود و از پست و فقیر ترین طبقه شهروندی جامعه ای که در آن زندگی میکرد، برده یک طبقه پایین تر بود و همچنین بهره بردای جنسی از وی توسط مالکش بلا مانع بود، چه در زمان هخامنشیان که در تخت جمشید بازار برده فروشی بود و چه در زمان ساسانیان که احکام مربوط به برده در ماتیکان هزار دادستان آمده و چه زمان صدر اسلام در حجاز، اگرچه در جزئیات برده داری، میان اعراب صدر اسلام بواسطه توصیه های فراوان پیامبر اکرم (ص) و همچنین احکام اسلامی دال بر آزاد سازی برده (بعنوان مثال برای کفاره روزه) با رومیان و ایرانیان و ... تفاوت بسیار بود [بعنوان مثال در آیین زرتشت بعنوان کفاره هیچ گناهی برده ای آزاد نمیشود].

در دورانی نزدیک به عصر حاضر در کشوری همچون آمریکا برده داری دیگر منوط به جنگیدن با کشوری دیگر نبود بلکه برده کردن مردم برخی مناطق آفریقا و سلب حداقل حقوق انسانی و شهروندی آنان بود که عطش صهیونیسم های فراماسون و کلان سرمایه داران آمریکا را میتوانست از بین میبرد چراکه یقیناً نمیتوانستند مثلاً با یک انگلیسی مهاجرت کرده هماننده برده رفتار کنند و کار حداکثری با کمترین یا بدون دستمزد از وی بخواهند؛ در نتیجه پیشرفت درخوری هم برای این سرمایه داران حاصل نمیشد چون در کنار حیواناتی همچون گاو و گوسفند و ... نیاز به انسانهایی با حقوقی به اندازه همان حیوانات داشتند که بتوانند سرمایه و املاک و زمین های زراعی خود را اداره و گسترش دهند.

بنابراین ما با دو نوع برده داری روبرو هستیم، نوع نخست که در زمان اسلام و قبل تر از آن بوده و از قضا لشکر اسلام نیز آنرا بکار گرفته بود و نوع دوم که ابداع کلان سرمایه داران به منظور حفظ سلطه و سرمایه و البته افزایش آن بوده است. البته نوع سومی هم که از آن با عنوان برده داری مدرن یاد میشود بنظر ما اصلاً برده داری بحساب نمی آید و دو دلیل را میتوان برای آن برشمرد:

نخست اینکه مردمی پست هستند که تن به چنین برده داری میدهند یعنی بیشترین کار با حداقل دستمزد را قبول میکنند و حاضر نیستند تن به اعتراضات مدنی به منظور دستیابی به حقوقشان بدهند (مسئله ای که در میان کشورهای پیشرفته و یا حتی در حال توسعه مشاهده بصورت کارگران مهاجری می بینیم که تن به هرکاری در سرزمین بیگانه میدهند ولی باز نمیتوان گفت تمام مهاجرین این گونه اند).

دوم هم اینکه این کارگران دستمزد برای کاری که انجام میدهند دریافت میکنند لکن برده دستمزدی نمیگرفته است [تا جایی که این کارگران بعضا برای خانواده خود پول پس انداز میکنند در حالیکه در رابطه با برده داری این چنین چیزی موضوعیت ندارد] و اینکه این افراد را نیز برده بخوانیم باعث گسترده شدن معنی لغوی برده شده و بر این اساس مثلاً یک کارگر روز مزد روی صد و بیست هزار تومان را نیز در قیاس با نماینده مجلس روزی 650 هزارتومان میتوان برده خواند که در حقیقت برای حقوق نماینده مجلس کار میکند و ذره ای ناچیز از بیت المال به وی تعلق میگیرد. این در حالیست که برده داری در مدل سنتی خویش حقوقی دریافت نمیکرده است. اما اگر بخواهیم بحث سوء استفاده های جنسی و بیگاری کشیدن از کودکان کار را پیش بکشیم باید گفت که فی النفسه از برده داری صدر اسلام هم بدتر بوده است چون اسلام بهیچ عنوان اجازه آزار و اذیت برده را نداده.

حال به مبحث خودمان برمیگردیم. سخن ما در این پست برده داری در صدر اسلام است که فی النفسه عمل بدی در آن زمان نبوده چون طرف مقابل مردان و زنان و کودکان را به بردگی میگرفته است و به کدام دلیل اسلام می بایست این عمل را یکطرفه لغو کند؟ کدام عقل سلیمی تأیید میکند که وقتی طرف مقابل مردان و زنان مسلمان اعم از پیر و جوان را به بردگی میگرفته است، اسلام باید برده های طرف مقابل که حاضر به اسلام آوردن هم نبودند (در صورت مسلمان شدن قبل از اسارت، آزاد میشدند) و بعنوان کافر حربی به جنگ با مسلمانان پرداخته بودند از هزینه مسلمانان خرج خوراک و پوشاک شان را داده و جای خواب هم برایشان تأمین کند!! براستی کدام انسان منصفی این چنین چیزی را تأیید می نماید؟. اسلام در ادامه اما برده داری را بدین صورت امضا کرد:

1: نخست آنکه حقوق مدنی برده را اصلاح کرد، اگرچه هیچگاه به اندازه شهروند مسلمان یا اهل کتاب [کافر ذمی] آن جامعه نبوده است چون در هر صورت برده بوده نه شهروند. اصلاح حقوق وی نیز بنا به توصیه های فراوان برای مهربانی با برده در مسائل و موضوعات مختلف و عدم بد رفتاری با اوست. البته شأن و منزلت برده مسلمان با شهروند مسلمان در نظر اسلام کاملاً یکسان است، بعنوان نمونه سمانه مغربیه مادر امام هادی (علیه السلام) کنیز امام جواد (علیه السلام) بوده و همسر و مادر معصوم بودن یکی از بالاترین درجاتی است که یک زن مسلمان میتواند به آن برسد. مبرهن است که درجه این بانوی بزرگوار بالاتر از اکثر زنان مسلمان قرار دارد. 

2: دوم آنکه برای اعمالی همچون کفاره روزه و ... آزادی برده و اسیر را از راه های انجام آن بر شمرد که خدا میداند چقدر برده و اسیر با همین کفاره ها آزاد شدند و در حقیقت اسلام ناجی آنها بود.

3: سوم آنکه اگر کفار تسلیم میشدند [قبل از آغاز جنگ] و یا صلح میکردند و یا دست از جنگ میکشیدند دیگر حق نداشت کسی به آنان حمله و ایشان را به بردگی بگیرد و نمونه بارز آن رفتار پیامبر اکرم (ص) پس از فتح مکه است که توبه کنندگان را [هرچند توبه ظاهری همچو ابوسفیان] به بردگی نگرفت.

سَتَجِدُونَ آخَرِینَ یُرِیدُونَ أَنْ یَأْمَنُوکُمْ وَیَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ کُلَّ مَا رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْکِسُوا فِیهَا فَإِنْ لَمْ یَعْتَزِلُوکُمْ وَیُلْقُوا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ وَیَکُفُّوا أَیْدِیَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأُولَئِکُمْ جَعَلْنَا لَکُمْ عَلَیْهِمْ سُلْطَانًا مُبِینًا (۹۱)
به زودی جمعیت دیگری را می‏یابید که می‏خواهند هم از ناحیه شما در امان باشند، و هم از ناحیه قوم خودشان (که مشرکند، لذا در پیش شما ادعای ایمان می‏کنند ولی) هر زمانی به سوی فتنه (و بت پرستی) باز گردند با سر در آن فرو می‏روند!، اگر آنها از درگیری با شما کنار نرفتند و پیشنهاد صلح نکردند و دست از شما بر نداشتند، آنها را هر کجا یافتید اسیر کنید، و (یا) به قتل برسانید و آنها کسانی هستند که برای شما تسلط آشکاری نسبت به آنان قرار داده‏ ایم. سوره النساء

4: چهارم منع سپاهیان اسلام از تجاوز است. یعنی اسلام اجازه تجاوز به ملتی هرچند بت پرست را بهیچ عنوان نداده است و تا وقتی آنها حمله نکردند یا بطریقی جنگ را آغاز نکرده باشند مسلمانان اجازه حمله و به طبع اسیر و برده گرفتن از آنها را ندارند (1).

اسلام البته یک گام مهم دیگر هم برداشت و آن این بود که برده داری را امری الهی و واجب یا مستحب و یا حتی مباح هم بیان نکرد و آنچنان که در قرآن مشهود است آنرا امری مبتنی بر نظر حاکم شرع قرار داده است:

فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِکَ وَلَوْ یَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَکِنْ لِیَبْلُوَ بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ وَالَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ (۴)

پس هنگامی که [در میدان جنگ] با کافران روبرو شدید، گردن هایشان را به شدت بزنید تا آن گاه که بسیاری از آنان را با سختی و غلظت از پای درآورید، در این هنگام [از دشمن اسیر بگیرید و] آنان را محکم ببندید، [پس از اسیر گرفتن] یا بر آنان منت نهید [و آزادشان کنید]، یا از آنان [در برابر آزاد کردنشان] فدیه و عوض بگیرید تا آنجا که جنگ بارهای سنگینش را بر زمین نهد. این است [فرمان خدا]؛ و اگر خدا می خواست [خود بدون فرمان جنگ] از آنان انتقام می گرفت [ولی به جنگ فرمان داد] تا برخی از شما را به وسیله برخی دیگر بیازماید، و کسانی که در راه خدا به شهادت رسیده اند، خدا هرگز اعمالشان را باطل و تباه نمی کند. (سوره محمد)

 

حاکم شرع در نبود معصوم ولی فقیه است و بنابراین رهبری باید تعیین کند که چگونه با اسرا رفتار شود [توجه داشته باشید که بعنوان مثال در زمان جنگ تحمیلی، چه عراقی که تسلیم میشد و چه عراقی که حین نبرد دستگیر میشد با هردو به مثابه زندانی رفتار میشد] دلیل اینکه قرآن برده داری را امری الهی و جزء احکام تأسیسی بیان نکرده است چیزی جز این مهم نمیتواند باشد که تنها دلیل وجود برده داری خواست بشر [عُرف] بوده و لاغیر و دلیلی که قرآن آنرا حرام نکرد جدای از منافات نداشتن ماهیت آن در عرف آن زمان با اصول دین، برده داری طرف مقابل یعنی مشرکین بوده است لکن خداوند هیچ الزامی هم بر آن قرار نداد تا اگر بشر به درک براندازی آن رسید حاکم شرع آنرا ملغی کند.

 

حال گریزی میزنیم به مبحث رابطه جنسی با کنیز:

اگر زنی به اسارت سپاه اسلام در بیاید (با شرایطی که بیان کردیم)، صاحب وی میتواند از او بهره بری جنسی بدون رضایت داشته باشد (البته ازدواج هم میتواند بکند) اما جالب است بدانید این صاحب موظف به قبول فرزندان بدنیا آمده و همچنین پذیرش این کنیز بعنوان مادر فرزندان خود بوده است، بعبارتی هیچ حقی را نمیتواند از این کنیز به جهت مادری نازل کند و حتی کنیز وی از فرزندش سهم الإرث داشت [فرزند نیز از پدرش یعنی صاحب کنیز ارث می برد]. همچنین صاحب کنیز بدون رضایت کنیزش حق ندارد برای بهره برداری جنسی به دیگران او را قرض بدهد. اگرهم کنیز مسلمان شود احکامی بر وی مترتب میگردد که بحثش جداست و شرایط آن عین کنیز غیر مسلمان نخواهد بود.

.......................

1: ممکن است گفته شود پس ماجرای نبرد میان ایران و اعراب چه بود در حالیکه ایرانیان آغاز گر جنگ نبودند؟ در پاسخ باید بگوییم که اولاً اعراب سه پیشنهاد به رستم فرخزاد و ایرانیان دادند و این نبود که به یکبار و بی دلیل حمله کنند: نخست آنکه مسلمان شوند و دوم آنکه جزیه بدهند و سوم جنگ و رستم جنگ را پذیرفت. ثانیاً حمله اعراب به ایران هیچ گاه مورد تأیید معصوم (ع) نبوده و امام علی (علیه السلام) و هیچ یک از فرزندانشان در نبردهای مربوطه شرکت نکردند. با این وجود، وجود تجاوزات گسترده و یا وحشیگری های متعدد و ... در فتح ایران همواره پندار پوچ باستان پرستان بوده و به لطف خدا بدان پاسخ های مستدلی داده ایم.

در رابطه با کلیت فتح ایران هم برخی افراد بدلیل عدم ورود معصوم و تأیید صریح آن، رأی به باطل و اشتباه بودن این حملات داده اند ولی از طرفی دیگر میتوان بحث اشاعه حق را مطرح کرد. اگر اسلام واقعاً دینی الهی و بر حق باشد، آیا نباید آنرا به دیگر انسان ها نیز عرضه کرد و با باطل جنگ کرد؟ اعراب اما هیچ گاه ایرانیانی را که صلح میکرده و جزیه می پرداختند به بردگی نگرفتند اگرچه نفع بردگی بسیار بیشتر از جزیه و تحت حمایت قرار گرفتن زرتشتیان بعنوان اهل کتاب مشابه مسیحیان برای اعراب بود لکن اسلام این اجازه را نمیداد.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی