مکتب رئالیسم

واقعیت (حقیقت آنچه که هست و وجود دارد)

مکتب رئالیسم

واقعیت (حقیقت آنچه که هست و وجود دارد)

مکتب رئالیسم
آخرین نظرات

دروغ بعد از دروغ، پاسخ به پاسخ (بی) خردگان (1)

شنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۹، ۰۸:۲۱ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

پس از انتشار این پست آنرا به سمع یکی از باستانگرایان رساندیم و پس از مدتی این باستانگرا متنی را برای ما فرستاد و ادعا کرد که پاسخ شخص مجید خالقیان به پست ما میباشد. پس از دیدن متن، تحریف و جعل سراسری را در آن مشاهده کردیم فلذا هرچه بیشتر به پوچی این جماعت پی بردیم.

بنا به طویل بودن متن، آنرا به دو قسمت تقسیم کردیم و قسمت اولش را در اینجا پاسخ میدهیم.

قسمت اول پاسخ آقای خالقیان بهمراه پاسخ (متن بولد شده پاسخ ما است):

به راستی که چقدر زننده است که جنایات را نادیده بگیریم! نمی دانم هنوز انسانیت در این آدم‌ها جایی دارد یا خیر؟! مانند این است که امروز کسی حامی داعش با آن همه جنایات شود! داعش که خودشان تاکید دارند که کارهای خلفای نخستین را تکرار می‌کنند!!

اگر داعش این چنین تأکیدی دارد آقای خالقیان باید بداند که ما با استناد به قرآن و سیره پیامبر و جانشینش پاسخی محکم به همان داعش میدهیم که در فضای مجازی موجود است میتواند مطالعه کند. اینکه عده ای به دلخواه قرآن تفسیر میکنند و خون ما را نیز مباح میدانند در کجای عقاید و رفتار خلفای راشدین بوده است؟. لابد میدانید بیشترین قربانیان داعش هم مسلمانان بوده اند؛ بنابراین قیاس داعش با اعراب صدر اسلام اگر مغالطه تمثیل نیست، پس چیست؟.

همواره تاکید ما این بوده است که جنایات و نابودی علم و دانش توسط اعراب محدود به یک خلیفه و یک دوران کوتاه نبوده است بلکه به مرور در طی سالیان زیاد انجام گرفته است. برای همین است که نابودی‌ها بسیار زیاد و فاجعه بار بوده است. اینکه تا دوران امویان هنوز نابودی دانشمندان را می‌بینیم خود نشان دهنده نابودی گسترده و طولانی است.

حال ایران‌ستیزان می‌خواهند گناه خلفای نخستین (یا به قول خودش راشدین) را بشوید و بگوید اگر در زمان امویان رخ داده رفتار امویان غیر اسلامی بود!!

آقای خالقیان گویا مبتلا به بیماری فراموشی نیز هستید. بنگریم به سخنان خودتان که در پست مربوطه در وبلاگ بهمراه لینکشان قرار داده ایم:

« اما اگر قرار است به خاطر قتل عام اجداد ما به ما بر بخورد، موارد بسیار وقیحانه تری در کشورهای دیگر وجود دارد. برای مثال قادسیه برای برخی از دولت‌های عربی بسیار مهم است. قادسیه عنوان بسیار محبوبی در آن کشورهاست که بر روی باشگاه‌ها و… می‌گذارند. جنگی که برای کشور گشایی رقم زدند و پس از آن بی گناهان زیادی را کشتند و اسیر کردند و به بردگی گرفتند. امروز برخی از دولت‌های عربی به آن افتخار می‌کنند. »

و همچنین:

«درباره حس میهن پرستی همیشه برای من پرسش است که چرا این آقایان برای ایرانیانی که در یورش اعراب به ایران جان باختند هیچ نمی گویند؟! از جنایات سپاهیان عمر هیچ نمی گویند؟ درباره برده گیری و تجاوز و کشتار آنها ساکت هستند؟! آیا آنها ایرانی نبودند یا ایرانی بودنشان کمتر بود؟!»

مبرهن است که دو گفته فوق از شما مربوط به زمان خلفای راشدین بوده است نه اموی.

همچنین سندی دال بر طولانی بودن و بدتر بودن حمله اعراب مسلمان نسبت به حمله مغولان ارائه ندادید و نمیدانیم این جنایات به اصطلاح طولانی که اشکان دهقان آنرا از جنایت مغول بدتر خوانده است با کدامین سند بوده.

در واقع من که پاسخ قانع کننده ای ندیدم. نویسنده که نتوانسته است روایت ابوریجان بیرونی در آثارالباقیه را رد کند شروع به فرافکنی کرده است و گفته است زبان خوارزمی زبان علم نبود!!! آن چیزی که ابوریجان می نویسد درباره زبان خوارزمی در زمان خود اوست نه آنکه در گذشته خوارزم هیچ علمی نداشته است. اتفاقا ابوریجان دارد می گوید چه شد که علوم خوارزم نابود شدند.

آقای خالقیان شما سواد خوانش خط فارسی را دارا میباشید؟ آن کسی که گفته زبان خوارزمی زبانی نبوده که بتوان با آن آثار علمی نوشت و هیچ اثر علمی را برای آن بیان نکرده است خود ابوریحان بیرونی می باشد، التماس تعقل!!. توصیه میکنم لینک وبلاگ ما را بار دیگر بخوانید. کم کم دارم به اعتبار مکانی که مدرک کارشناسی ارشد به شما داده است شک میکنم.

همچنین در کجای متن ابوریحان وی قید زمان برای سخن خود قرار داده است؟ در کجای متن کتابش برای نبود آثار علمی به خط خوارزمی قید زمان قرار داده است؟ چرا یک سند برای تأیید بلوف خود ارائه نمیدهید؟؛ مبرهن است که ابوریحان بیرونی بطور کل خط خوارزمی را فاقد ویژگی برای وجود اثری علمی برای آن دانسته است، همچنین مگر از زمان به اصطلاح نابودی کتب مربوط به این خط تا زمان ابوریحان بیرونی چه تغییری در این خط ایجاد شده بود که در قرن اول هجری میشده با آن کتاب علمی نوشت اما در قرن چهارم نه!! اگر سندی دال بر تأیید ادعای خود دارید ارائه بدهید وگرنه اینجا جای کذب گویی نیست.

با چند گفتار از مرتضی مطهری می‌خواهند همه چیز را نادیده بگیرند و گناه جنایت کاران را بشویند!

این را هم فراموش نکنیم عبدالحسین زرین کوب را مجبور کردند تغییر دیدگاه دهد. خودم از زبان یکی از استادان دانشگاه تهران شنیدم که زرین کوب را با مشت و لگد در راه پله ها برداشتند و بردند.

واعجبا!! این قدر کم مطالعه اید که نمیدانید توبه نامه استاد زرینکوب در چاپ دوم کتاب دو قرن سکوت در سال 1336 منتشر شده است؟.

همچنین یقیناً خود واقف به این مهم هستید که سخن یک استاد دانشگاه ناشناس و مجهول الهویه که هیچ سندی هم برای گفته خود ارائه نمیدهد پشیزی ارزش ندارد.

بهتر است این سخن دکتر زرینکوب در مقدمه دو قرن سکوت را آویزه گوش خود کنید تا بلکم دست از تحریف تاریخ بکشید:

در جایی که سخن از حقیقت جویی است چه ضرورت دارد که من بیهوده از آنچه سابق به خطا پنداشته ام دفاع کنم و عبث لحاج و عناد ناروا ورزم؟
از این رو، درین فرصتی که برای تجدید نظر پیش آمد، قلم برداشتم و در کتاب خویش برهرچه مشکوک و تاریک و نادرست بود، خط بطلان کشیدم.
بسیاری از این موارد مشکوک و تاریک جاهایی بود که من در آن روزگار گذشته، نمی دانم از خامی یا تعصب، نتوانسته بودم به عیب و گناه و شکست ایران به درست اعتراف کنم.
در آن روزگاران، چنان روح من از شور و حماسه لبریز بود که هرچه پاک و حق و مینوی بود از آن ایران می دانستم و هرچه را از آن ایران ـ ایران باستانی را می گویم ـ نبود، زشت و پست و نادرست می شمردم.
در سالهایی که پس از نشر آن کتاب بر من گذشت و در آن مدت، دمی از کار و اندیشه و در باب همین دوره از تاریخ ایران، غافل نبودم، در این رأی ناروای من چنان که شایسته است، خللی افتاد. خطای این گمان را ـ که صاحب نظران از آن عافل نبودند ـ دریافتم و درین فرصتی که برای تجدید نظر در کتاب سابق دست آمد لازم دیدم که آن  گمان خطای تعصب آمیز را جبران کنم.
(دو قرن سکوت، عبدالحسین زرینکوب، تهران، انتشارات سخن، چاپ  پانزدهم، ۱۳۸۱، مقدمه، صفحات 19 و 20)

این در حالی است که استادان برجسته ای چون دکتر احمد تفضلی در خیابان به قتل رسید که از قتل‌های زنجیره‌ای به شمار می رود.

قتلهای زنجیره ای یک مسئله کاملاً سیاسی که متهم ردیف اولش هم جاسوس بود (بنگرید به اینجا) البته بنده نفهمیدم چه ربطی به این مسئله داشت.

به راستی چه دوران وجشتناکی بوده است و حسابش را بکنید که زرین کوب در چه فشاری بوده است! زرین کوب حتی در کتاب هایی که بعد از دو قرن سکوت نوشته است نوشته های خودش در دو قرن سکوت را زیر سوال می برد. در ظاهر گویا داوطلبانه است ولی در مصاحبه ای که اواخر عمرش کرد بهترین کتاب خود را دو قرن سکوت خواند! که شاید بتوان فشارها را برداشت کرد.

درباره دکتر زرینکوب توضیح دادیم که توبه نامه وی در سال 1336 منتشر شده است و بهتر است قبل از تهمت زدن به این دانشمند، ابتدا سند خود را دال بر تحت فشار بودن وی در سال 1336 منتشر کنید. سندی هست؟ پس بیهوده لاف گزاف نزنید تا بلکه کمتر رسوا شوید.

اینکه زرین کوب گفته است بهترین کتاب عمرش دو قرن سکوت است از قضا مگر گفت چاپ قبل از 1336 بهترین کتاب عمرش بوده؟ وقتی نویسنده ای کتاب خود را اصلاح میکند و به صراحت مینویسد که در نسخه قبلی تعصب داشته و اشتباه رفتار کرده است چه دلیلی وجود دارد که بخواهیم بر خلاف خواست نویسنده بجای ویرایش دوم خود از کتاب، نسخه اولش را قرار دهیم؟ معلوم است که منظور وی کتاب دو قرن سکوتی بوده که در همان زمان مصاحبه ویرایش دوم وی محسوب میشده است. این طرز حرف زدن شما اگر آسمان به ریسمان بافتن نیست، پس چیست؟.

 

گفتند که تجاوزها بسیار بود

ایران خورشید پر فروغ بود

پر از عدل و داد و دانش بود

گفتیم که جملگی دروغ است

وین حقا که جفنگ است

سبحان‌الله کاین چه رنگ است

نظرات  (۱)

یکی از همین باستانگراها روزی به من گفت که زرینکوب تحت تاثیر انقلاب ایران و بر اثر فشار کتاب کارنامه اسلام را نوشت!! کارنامه اسلامی که 15 سال قبل از انقلاب نوشته شد! بعد متوجه شدم که اینها هیچ آشنایی ای با زرینکوب ندارند و فقط دوقرن سکوت اش رو بلد اند. آبشخور این حرفها درباره زرینکوب از شجاع الدین شفا و یکی از آثارش سرچشمه می گیرد

پاسخ:
با سلام؛ و اما بعد:
باستانگرایی یک مکتب فکری مبتنی بر تعصب و احساسات افراط گونه است و نباید از هیچ باستانگرایی انتظار منطق محض را داشت همانطور که از آتئیست های ایرانی این چنین انتظاری را نمیتوان داشت.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی