مکتب رئالیسم

واقعیت (حقیقت آنچه که هست و وجود دارد)

مکتب رئالیسم

واقعیت (حقیقت آنچه که هست و وجود دارد)

مکتب رئالیسم
آخرین نظرات

بررسی رابطه دین با آتئیسم و کمونیسم

پنجشنبه, ۸ ارديبهشت ۱۴۰۱، ۰۳:۲۴ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در این پست قصد داریم معانی متفاوت دین را بررسی کرده و نشان بدهیم آتئیسم اگر دین هم نباشد در بهترین حالت یک شبه دین است و کمونیسم بعنوان یکی از ایدئولوژی های آتئیسم نیز زیر مجموعه عقاید آتئیستی است.

 

مقدمه:

آتئیسم در لغت به معنای عدم باور به وجود خداوند است* [نه عدم امکان وجود خدا، بلکه صرفا عدم باور به وجود خداوند] که مقابل تئیسم قرار میگیرد. نکته ای که اینجاست این است که عمدتا آتئیست ها خود را افرادی بی دین بیان میکنند لکن باید توجه داشته باشیم آتئیسم به خودی خود هیچ ایدئولوژی ندارد [چه از نظر علمی (مثلا ماتریالیسم) اخلاقی چه سیاسی چه...] و بنابراین اگر آتئیست ها عنوان میکنند که ما فقط آتئیست هستیم باید عرض شود صرف آتئیست بودن فرد میتواند قائل به آدم کشتن یا دزدی یا تجاوز کردن یا هر کار کثیف دیگری هم باشد چون هیچ چهارچوب اخلاقی ندارد یا مثلاً قبول وجود فراماده یا زندگی پس از مرگ و... بنابراین افراد آتئیست باید چهارچوب اخلاقی خود را نیز مشخص نمایند و یکی از ایرادات اساسی به آتئیست ها در همین جا شکل میگیرد که هیچ چهارچوب اخلاقی ندارند مگر آنچه خودشان بخواهند و ممکن است فردی دزدی و تجاوز را هم بد نداند لکن چهارچوب اخلاقی دین مشخص است.

*: http://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/atheist

در این پست با بررسی معنی کلمه دین/Religion/الدین بررسی میکنیم که آیا آتئیسم بخودی خود یک دین است و همچنین کمونیست های آتئیست دیندار محسوب میشوند یا خیر.

بخش اول

بررسی معانی لغوی دین

 

منابع فارسی زبان:

 

1. لغت نامه دهخدا (1)

دین . (اِ)کیش . (منتهی الارب ). ملة. (اقرب الموارد) (تاج العروس ). صبغة. (ترجمان القرآن ). طریقت . شریعت . مقابل کفر. (یادداشت مرحوم دهخدا). در سانسکریت و گاتها و دیگر بخشهای اوستا مکرر کلمه ٔ «دئنا» آمده دین در گاتهابمعانی مختلف کیش ، خصایص روحی ، تشخص معنوی و وجدان بکار رفته است و بمعنی اخیر دین یکی از قوای پنجگانه ٔ باطن انسان است . اما در عربی از ریشه ٔ دیگر و مأخوذ از زبانهای سامی است و تازیان این کلمه را معالواسطه از زبان اکدی گرفته اند و در زبان اخیر کلمات دنو و دینو بمعنی قانون و حق و داوری است و دانو بمعنی حکم کردن و دیه نو بمعنی قاضی است . دین و دیان از آرامی وارد زبان عربی شده. (حاشیه ٔ برهان چ معین بنقل از یشتها ج 2 صص 159-166، روز شماری صص 55-57 و دائرة المعارف اسلام ). علماء فقه اللغه ٔ اسلامی برای دین معانی مختلفی ذکر کرده اند که اساس کلیه آنها در سه معنی خلاصه میشود. الف : از اصل آرامی عبری بمعنای حساب که به استعاره از آن اخذ شده ب : عربی خالص و معنای آن عادت یا «استعمال » است که هر دو از یک اصلند. ج : کلمه ای است فارسی بمعنای دیانت و کلمه ٔ دین بمعنای دیانت در زبان عرب دوره ٔ جاهلی مستعمل بوده و «عادت » یا استعمال از این ریشه است . (از دایرة المعارف اسلامی ). مجموعه ٔ عقاید موروث مقبول درباب روابط انسان بامبداء وجود وی و التزام بر سلوک و رفتار بر مقتضای آن عقاید. دین قطع نظر از چگونگی منشاء آن امری است که جنبه ٔ اجتماعی آن مسلم است و اگرچه فرضیه ٔ کسانی که دین را منشاء جمیع تحولات تاریخ و مبداء تمام حوادث عالم میشمرده اند، امروز لااقل کاملاً، مقبول و مسلم نیست لیکن تأثیر و نفوذ عوامل دین در حوادث تاریخ محقق است . تحقیق درباره ٔ دین و ماهیت و احوال آن موضوع علم ادیان و ملل و نحل است که امروز شعب و فنون مهم دارد از آنجمله است علم الادیان تطبیقی اما این موضوع از جهت روانشناسی ، جامعه شناسی ، مردم شناسی ، باستانشناسی و اخلاق نیز مورد بحث اهل نظر هست و از جهت تاریخ ، ادیان را به ادیان موجود و ادیان گذشته و همچنین ادیان الهی و ادیان غیرالهی میتوان تقسیم کرد. مقصود از ادیان الهی ، دینهایی هستند که بنای آنها بر اعتقاد به یگانگی خداست و آن را ادیان آسمانی نیز گویند. احکام این ادیان بوسیله ٔ پیمبران از جانب خدا به خلق ابلاغ میشود اساس این ادیان تسلیم است و دین اسلام از جمله ادیان الهی یا آسمانی و به امر حق است . مسلمانان دین را عبارت از مجموعه ٔ قواعد و اصولی میدانندکه انسان را به پروردگار نزدیک میکند. در تداول و استعمال عامه در بعضی موارد ملت و مذهب در ردیف دین بکار میرود. اما در حقیقت در میان آنها تفاوتی است . در قرآن از ملت ابراهیم به حنیف تعبیر رفته است که دین حنیف و دین فطرت خوانده شده است و گاهی دین در مجموعه ٔ دین و مذهب بکار رفته است . برای اطلاع بیشتر از اقوال لغت نویسان و مفسران رجوع به تفسیر کشاف زمخشری و بیضاوی و تبیان طوسی و نیز رجوع به ذیل اسلام ، مسیحیت ، یهود و رجوع به دائرة المعارف ادیان و اخلاق و تاریخ مختصر ادیان بزرگ فلیسین شاله شود.

 

2. فرهنگ لغت معین (2)

[ په . ] (اِ.) 1 - آیین ، کیش . 2 - راه ، روش . 3 - نام روز بیست وچهارم از هر ماه شمسی و نیز نام یکی از ایزدان زردشتی که نگهبان همین روز می باشد.

 

3. فرهنگ فارسی عمید (3)

(اسم) [پهلوی: dēn و عربی، جمع: اَدیان] ۱. کیش؛ آیین.
۲. [قدیمی] روز بیست‌وچهارم از هر ماه خورشیدی.
۳. [قدیمی] در ایران باستان، فرشتۀ موکل بر قلم و روز دین. Δ کلمۀ «دین» در فارسی و عربی مشترک است.

 

4. آیت الله جوادی آملی (4 و 5)

امروزه، دین، جامع اقسام فراوانی است که اشتراک آنها به اشتراک لفظی شبیه تر است تا اشتراک معنوی؛ زیرا برخی از آنها الهی و برخی دیگر الحادی است. ... از آنجا که دین وحدت حقیقی ندارد و مشتمل بر مجموعه ای از باورها و دستورات است که وحدت اعتباری دارند، تعریف ماهوی آن ممکن نیست.

 

معنای اصطلاحی آن [دین]، مجموعة عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای ادارة امور جامعه انسانی و پرورش انسان ها باشد. گاهی همة این مجموع ة حق و گاهی همه آن باطل و زمانی مخلوطی از حق و باطل است. اگر مجموعه حق باشد، آن را دین حق و در غیر این صورت آن را دین باطل و یا التقاطی از حق و باطل می نامند.

 

5. علامه طباطبایی (6)

اساساً در عرف قرآن دین به راه و رسم زندگی اطلاق می شود و مؤمن و کافر حتی کسانی که اصلاً صانع را منکرند، بدون دین نیستند زیرا زندگی انسان بدون داشتن راه و رسمی خواه از ناحیة نبوت و وحی باشد یا از راه وضع و قرارداد بشری اصلاً صورت نمی گیرد.

 

6. آیت الله مصباح یزدی (7)

[دین] اصطلاحاً به معنای اعتقاد به آفریننده ای برای جهان و انسان و دستورات عملی متناسب با این عقاید می باشد. از این روی کسانی که مطلقا معتقد به آفریننده ای نیستند و پیدایش پدیده های جهان را تصادفی، و یا صرفا معلول فعل و انفعالات مادی و طبیعی می دانند «بی دین» نامیده می شوند. اما کسانی که معتقد به آفریننده ای برای جهان هستند هرچند عقاید و مراسم دینی ایشان، توأم با انحرافات و خرافات باشد «با دین» شمرد ه می شوند . و بر این اساس، ادیان موجود در میان انسان ها به حق و باطل تقسیم می شوند، و دین حق عبارت است از: آیینی که دارای عقاید درست و مطابق با واقع بوده، رفتارهایی را مورد توصیه و تأکید قرار دهد که از ضمانت کافی برای صحت و اعتبار، برخوردار باشد.

 

منابع عربی زبان:

 

7. المعجم الوسیط (8)

(الدین): آیین، دین. هرچیزی که خدا را با آن عبادت کنند. شریعت. اسلام. اعتقاد به بهشت و اقرار به زبان و عمل کردن به اعتقادات. راه و روش، سیره. عادت، خلق و خوی. حال، چگونگی. شأن، کار، کار مهم. تقوی، پرهیزگاری، حساب. حکومت، سلطنت. قدرت، نیرو، چیرگی. دلیل و برهان. حکم. قضاوت. تدبیر، عاقبت نگری. ج. أدین، و دیون. و أدیان.

 

8. منجد الطلاب (9)

الدِین: حساب. یوم الدین: روز محاکمه و حساب. الدین ایضاً: حکومت. مملکت داری. سلطنت. دین. مسلک. هرچیزی که با آن خدا را عبادت کنند. شأن. عادت. حال. کیفیت. قضاوت. سیرت. اخلاق. تدبیر. سیاست. معصیت. گناه. اجبار کردن. تقوا. پرهیزکاری. طاعت. بندگی. پاداش. پاداش بد. پیروزی. خواری. ج أدیان.

 

9. فرهنگ جامع فرزان (10)

الدِین: 1. مصـ دانَ -ِ 2. آیین، کیش، دین. 3. اسم است برای تمام آنچه بدان پرستش خدا کرده شود، خداپرستی. 4. ملت، مذهب. 5. [فقه]: اعتقاد به دل و اقرار به زبان و عمل به اندامها. 6. عادت. 7. حال، حالت. 8. کار. 9. پرهیزگاری. 10. حساب، محاسبه. 11. ملک، حکمرانی، فرمانروایی. 12. سلطنت، زمامداری، فرماندهی. 13. حکومت، کشورداری. 14. قضاوت، دادرسی. 15. تدبیر، عاقبت نگری. 16. کارسازی. 17. پرهیزگاری. 18. گناه. 19. غلبه، چیرگی. 20. مجبور ساختن. 21. روزه خواری. 22. رستاخیز و حساب «یوم»: روز رستاخیر و حساب. ج: أدیان.

 

10. مفردات راغب اصفهانی (11)

(الدِّین)- پرستش و پاداش و بطور استعاره در باره شریعت بکار میبرد. دین- مثل- ملّت- است ولی آنرا باعتبار پرستش و اطاعت از شریعت دین میگویند.

 

آنالیز منابع فارسی و عربی:

معنی دین را کاملا کلی و بسیط عنوان کردند بگونه ای که هر نوع عقاید و ایدئولوژی را میتوان در قالب آن بکار برد بجز تعریف آیت الله مصباح که صرفا عقاید برآمده از جانب خداوند را دین خوانده بود در بقیه تعاریف عباراتی همچون «راه و روش» و «مسلک» یا... هم در معنی دین بکار گرفته شده بودند که معنای بسیار وسیع تری نسبت به ادیان الهی دارند و بر اساس آن هرنوع جهان بینی را میتوان دین نامید.

 

 

منابع لاتین:

 

11. وبسایت merriam-webster

religion noun
re·​li·​gion | \ ri-ˈli-jən
\
Definition of religion

1 : a personal set or institutionalized system of religious attitudes, beliefs, and practices


2a(1) : the service and worship of God or the supernatural


(2) : commitment or devotion to religious faith or observance
2b : the state of a religious a nun in her 20th year of religion


3 : a cause, principle, or system of beliefs held to with ardor and faith


4 archaic : scrupulous conformity : conscientiousness

 

Synonyms

    credo, creed, cult, faith, persuasion

Examples of religion in a Sentence
Many people turn to religion for comfort in a time of crisis.

There are many religions, such as Buddhism, Christianity, Hinduism, Islam, and Judaism. Shinto is a religion that is unique to Japan.
Hockey is a religion in Canada. Politics are a religion to him.

Where I live, high school football is religion.

Food is religion in this house (12).

دین (اسم)

تعریف دین

1: مجموعه شخصی یا سیستم نهادینه شده از نگرش ها، باورها و اعمال مذهبی

2a(1): خدمت و عبادت خدا یا ماوراء طبیعی

(2) : التزام یا پایبندی به ایمان یا ادای دین

2b: وضعیت یک راهبه مذهبی در بیستمین سال دین خود

3: علت، اصل، یا سیستمی از باورها که با شور و ایمان حفظ شده است

4 قدیمی: مطابقت دقیق: وظیفه شناسی

مترادف ها

عقیده، عقیده، فرقه، ایمان، اقناع

مصادیق دین در یک جمله

بسیاری از مردم برای آسایش در زمان بحران به دین روی می آورند.

ادیان زیادی مانند بودیسم، مسیحیت، هندوئیسم، اسلام و یهودیت وجود دارد.

شینتو دینی است که مختص ژاپن است.

هاکی یک دین در کانادا است.

سیاست برای او یک دین است.

جایی که من زندگی می کنم، فوتبال دین دبیرستان است.

غذا در این خانه دین است.

 

 

12. وبسایت بریتانیکا

religion, human beings’ relation to that which they regard as holy, sacred, absolute, spiritual, divine, or worthy of especial reverence. It is also commonly regarded as consisting of the way people deal with ultimate concerns about their lives and their fate after death. In many traditions, this relation and these concerns are expressed in terms of one’s relationship with or attitude toward gods or spirits; in more humanistic or naturalistic forms of religion, they are expressed in terms of one’s relationship with or attitudes toward the broader human community or the natural world. In many religions, texts are deemed to have scriptural status, and people are esteemed to be invested with spiritual or moral authority. Believers and worshippers participate in and are often enjoined to perform devotional or contemplative practices such as prayer, meditation, or particular rituals. Worship, moral conduct, right belief, and participation in religious institutions are among the constituent elements of the religious life (13).

دین، رابطه انسانها با آنچه مقدس میدانند، یا مقدس [مترادف]، روحانی، الهی یا شایسته احترام خاص می دانند. همچنین معمولاً به عنوان روشی در نظر گرفته می شود که مردم با نگرانی های نهایی در مورد زندگی و سرنوشت خود پس از مرگ برخورد می کنند. در بسیاری از روایات، این رابطه و این نگرانی ها در قالب رابطه یا نگرش فرد نسبت به خدایان یا ارواح بیان شده است. در اشکال انسان گرایانه تر یا طبیعت گرایانه دین، آنها بر حسب رابطه یا نگرش فرد نسبت به جامعه انسانی گسترده تر یا جهان طبیعی بیان می شوند. در بسیاری از ادیان، متون دارای جایگاه کتاب مقدسی تلقی می‌شوند و افراد دارای اقتدار معنوی یا اخلاقی هستند. مؤمنان و عبادت‌کنندگان در آن شرکت می‌کنند و اغلب به انجام اعمال عبادی یا تفکری مانند دعا، مراقبه یا مناسک خاص سفارش می‌شوند. عبادت، رفتار اخلاقی، اعتقاد درست و شرکت در نهادهای دینی از ارکان تشکیل دهنده حیات دینی است.

 

13. وبسایت دیکشنری کمبریج

religion
noun
uk
B1 [ C or U ]
the belief in and worship of a god or gods, or any such system of belief and worship:
the Christian religion
[ C ] informal
an activity that someone is extremely enthusiastic about and does regularly:
Football is a religion for these people.

 More examples

It seems to me that a lot of evil deeds are done in the name of religion.
What do you think is the role of religion in the modern world?
The new government has promised all citizens the right to practise their religion.
She has strong opinions about religion.
This temple is a place of great holiness for the religion's followers.

religion
noun [ C/U ]
us
/rɪˈlɪdʒ·ən/
the belief in and worship of a god or gods, or any such system of belief and worship (14).

دین

اسم

انگلستان

اعتقاد و پرستش یک خدا یا خدایان، یا هر نظام اعتقادی و پرستشی از این قبیل: دین مسیحیت

[ C ] غیر رسمی

فعالیتی که شخصی به شدت به آن علاقه دارد و به طور منظم انجام می دهد: فوتبال برای این مردم دین است.

نمونه های بیشتر

به نظر من بسیاری از اعمال شیطانی به نام دین انجام می شود.

به نظر شما نقش دین در دنیای مدرن چیست؟

دولت جدید به همه شهروندان قول داده است که به دین خود عمل کنند.

او نظرات محکمی در مورد دین دارد.

این معبد برای پیروان این دین مکان مقدسی است.

 

دین

اسم

آمریکا

اعتقاد و پرستش یک خدا یا خدایان یا هر سیستم اعتقادی و پرستشی.

 

14. دیکشنری آکسفورد

religion, n.

information
Origin: Of multiple origins. Partly a borrowing from French. Partly a borrowing from Latin. Etymons: French religion; Latin religiōn-, religiō.

Etymology: < Anglo-Norman religioun, religiun, Anglo-Norman and Old French, Middle French religion (French religion ) system of beliefs and practices based on belief in, or acknowledgement of, some superhuman power or powers, also any particular such system (both first half of the 12th cent. in Anglo-Norman, originally in commune religion , translating post-classical Latin catholica religio ; the figurative use in sense 4b is apparently not paralleled in French until later (c1810)), monastery (c1130 in Anglo-Norman), religious house (1139 in Anglo-Norman), action or conduct indicating belief in, obedience to, and reverence for a god, gods, or similar superhuman power, piety, devotion (c1145), state of life bound by religious vows (c1150), scrupulousness, conscientiousness (c1210), religious order (end of the 13th cent. or earlier in Anglo-Norman), (specifically) Protestantism (1533 in ceulx de la religion the Protestants, lit. ‘those of the religion’) and its etymon classical Latin religiōn-, religiō supernatural feeling of constraint, usually having the force of a prohibition or impediment, that which is prohibited, taboo, positive obligation, rule, impediment to action proceeding from religious awe or conscience, scruple, manifestation of divine sanction, religious fear, awe, religious feeling, superstition, quality evoking awe or reverence, sanctity, religious observance, religious practice, ritual, particular system of religious observance, cult, conscientiousness, in post-classical Latin also monastic community (8th cent.), religious order, rule observed by a religious order (12th cent.) < re- re- prefix + a second element of uncertain origin; by Cicero connected with relegere to read over again (see relection n.), so that the supposed original sense of ‘religion’ would have been ‘painstaking observance of rites’, but by later authors (especially by early Christian writers) with religāre religate v., ‘religion’ being taken as ‘that which ties believers to God’. Each view finds supporters among modern scholars (15).

دین، اسم.

اطلاعات

خاستگاه: منشأ چندگانه دارد. بخشی از وام گرفته شده از زبان فرانسه. تا حدی وام گرفتن از لاتین. Etymons: مذهب فرانسوی; لاتین religiōn-، religiō.

ریشه شناسی: سیستم اعتقادات و اعمال مبتنی بر اعتقاد یا تصدیق برخی از قدرت ها یا قدرت های فوق بشری، همچنین هر سیستم خاصی از این قبیل، خانه مذهبی، عمل یا رفتاری که نشان دهنده اعتقاد، اطاعت، و احترام به یک خدا، خدایان، یا قدرت مافوق بشری مشابه، تقوا، فداکاری، وضعیت زندگی وابسته به دین است. عهد، دقت، وظیفه شناسی، نظم مذهبی، (به طور خاص) پروتستانیسم، احساس فراطبیعی محدودیت، معمولاً دارای نیروی منع یا مانع، آنچه ممنوع است، تابو، الزام مثبت، قاعده، مانع از عمل ناشی از هیبت یا وجدان مذهبی، ظلم، تجلی مجوز الهی، ترس دینی ، هیبت، احساس مذهبی، خرافات، کیفیت برانگیختن هیبت یا تکریم، قداست، عبادت مذهبی، اعمال مذهبی، مناسک، نظام خاص عبادت مذهبی، فرقه، وظیفه شناسی، در لاتین پس از کلاسیک نیز جامعه رهبانی (قرن هشتم)، نظم مذهبی , قاعده ای که توسط یک دستور دینی رعایت شده است.

 

15. وبسایت Dictionary

religion
[ ri-lij-uhn ]
noun
a set of beliefs concerning the cause, nature, and purpose of the universe, especially when considered as the creation of a superhuman agency or agencies, usually involving devotional and ritual observances, and often containing a moral code governing the conduct of human affairs.
a specific fundamental set of beliefs and practices generally agreed upon by a number of persons or sects: the Christian religion; the Buddhist religion.
the body of persons adhering to a particular set of beliefs and practices: a world council of religions.
the life or state of a monk, nun, etc.: to enter religion.
the practice of religious beliefs; ritual observance of faith.
something one believes in and follows devotedly; a point or matter of ethics or conscience: to make a religion of fighting prejudice (16).

دین

اسم

مجموعه ای از باورهای مربوط به علت، ماهیت، و هدف جهان، به ویژه هنگامی که به عنوان ایجاد یک سازمان یا کارگزاری های مافوق بشری در نظر گرفته شود، که معمولاً شامل اعمال عبادی و تشریفاتی است و اغلب حاوی یک قانون اخلاقی است که بر اداره امور انسانی حاکم است.

مجموعه ای اساسی از عقاید و اعمال که عموماً توسط تعدادی از افراد یا فرقه ها توافق شده است: دین مسیحی، دین بودایی.

مجموعه افرادی که به مجموعه خاصی از عقاید و اعمال پایبند هستند: شورای جهانی ادیان.

زندگی یا حالت راهب، راهبه و غیره: وارد شدن به دین.

عمل به اعتقادات دینی؛ رعایت آیین ایمان چیزی که شخص به آن اعتقاد دارد و با وقف از آن پیروی می کند.

یک نکته یا موضوع اخلاقی یا وجدان: ساختن دین مبارزه با تعصب.

 

16. واژه دین قابل تعریف نیست (17).

 

17. دین به اندازه ‏اى ساده است که هر بچه عاقل و بالغ و یا آدم بزرگ مى‏تواند یک تجربه دینى حقیقى داشته باشد و به اندازه ‏اى جامع و پیچیده است که براى فهم کامل و بهره ‏گیرى تام از آن نیازمند تجزیه و تحلیل می‏باشد (18).

 

18. شاید هیچ کلمه ‏اى غیر دین نباشد که همواره و آشکارا خیلى صاف و ساده به کار رود؛ ولى در واقع، نمایانگر نگرشهایى باشد که نه فقط بسیار متفاوتند، بلکه گاه مانعة الجمع ‏اند (19).

 

19. دین عبارت از یک نظام الهى است که براى صاحبان خود وضع شده است و مشتمل بر اصول و فروع مى‏باشد.

دین وضعى است الهى که صاحبان خرد را به سوى رستگارى در این دنیا و حسن عاقبت در آخرت سوق مى‏دهد. (20).

 

20. دین دستگاهى از باورها و آداب است، در رابطه با مقدساتى که مردم را به صورت گروه‏ هاى اجتماعى به یکدیگر پیوند مى‏دهد. در معنى کردن دین با این تلقّى، بعضى از جامعه‏ شناسان مفهوم آن را بسط داده و دین را در بر گیرنده ملیت گرایى نیز به حساب آورده ‏اند. نظرگاه ذکر شده، بدین عنوان که بیش از اندازه شاملیت دارد مورد انتقاد قرار گرفته است؛ چرا که تقریبا هرگونه فعالیت همگانى ـ مثلاً مسابقات بیس بال هم ـ می‏تواند اثرات وحدت بخش بر گروه‏ هاى اجتماعى داشته باشد (21).

 

21. تعریفی عام از دین به قرار زیر است: ادیان عبارتند از یهودیت، مسیحیت، اسلام، آیین هندو، آیین بودا و آن سنت هایی که به نمونه یا نمونه هایی از این ادیان شباهت دارند. به حکم این تعریف، آیین کنفوسیوس، آیین دائو، آیین بهاییت، آیین سیک، آیین زرتشتی، معنویت بومی و بسیاری از سنت های دیگر را به آسانی میتوان دین دانست. (22).

 

22. شاید این تلقی واقع گرایانه تر باشد که اصطلاح «دین» دارای یک معنای واحد (که مورد قبول همه باشد) نیست. بلکه پدیدارهای متعدد فراوانی تحت نام دین، گرد می آیند و به نحوی که لودویک ویتگنشتاین آن را «شباهت خانوادگی» می نامد با یکدیگر مرتبط هستند. ... همان طور که در یک خانوادة ده نفره هیچ ویژگی ظاهری مشترکی نمی توان یافت ، اما برای مثال هشت ویژگی در این خانواده شیوع دارد؛ به گونه ای که هر یک از اعضای آن خانواده شش ویژگی از هشت ویژگی را دارند. در مورد دین نیز همین را می توان گفت. هیچ ویژگی مشترکی بین همة آنها وجود ندارد؛ اما، برای مثال، شش ویژگی شیوع دارد؛ به گونه ای که هر یک از ادیان چهار عدد از آنها را دارند. بنابراین می گوییم که دین عبارت است از مکتب یا جنبشی که از این شش ویژگی خاص، مثل خدای خالق، پرستش، رستگاری و... حداقل سه یا چهار عدد از آنها را داشته باشد (23).

 

23. نقل به مضمون:

There is no scholarly consensus over what precisely constitutes a religion (24).

هیچ اجماع علمی در مورد اینکه دقیقاً چه چیزی یک دین را تشکیل می دهد، وجود ندارد.

 

آنالیز منابع لاتین:

هیچگونه توافقی در معنای دین میان این منابع نیست، شاید بتوان این تعریف کلی وبسایت دیکشنری را مناسب دانست «مجموعه ای از باورهای مربوط به علت، ماهیت، و هدف جهان، به ویژه هنگامی که به عنوان ایجاد یک سازمان یا کارگزاری های مافوق بشری در نظر گرفته شود» در این تعریف حتی باور به ماوراء الطبیعه (مافوق بشری) برای دین لازم نیست و صرفا از قید به ویژه استفاده شده است و برهمین اساس بسیاری از تعاریف دین را میتوان در دل آن جای داد. بعنوان مثال در آیین بودیسم هیچ اشاره ای به خالق نشده است و جهان آخرتی هم وجود ندارد و جهان خالقی ندارد و حتی از پرستش خداوند هم هیچ صحبتی نیست ولی یک دین محسوب میشود [البته آیین بودیسم علیرغم رد خدایان هندو یک تفکر آتئیستی محسوب نمیشود چون وجود خداوند را نفی نکرده اگرچه برخی گفته اند وجود خدا را هم انکار کرده است (ر.ک: آشنایی با تاریخ ادیان، نویسنده: غلامعلی آریا، انتشارات پایا (1379)، صفحه 47)].

 

نتیجه گیری بخش اول: در سه زبان جمعاً از بیست و چهار منبع استفاده شد که تنها برداشتی که میتوان ازین معانی کرد این است که دین هیچ معنای کلی و واحدی ندارد!!.

 

 

بخش دوم

آیا آتئیسم یک دین محسوب میشوند؟(25).

 

1. هربرت اسپنسر، فیلسوف معروف انگلیسی عنوان میکند که در در مسئله منشا جهان تنها سه دیدگاه مطرح است، موضع تئیسم، موضع پانتئیسم، موضع آتئیسم، و هر سه این جهان بینی ها هم با توجه به تعریف خود یک دین به حساب می آیند.

In his book First Principles (1862), the 19th-century English philosopher and sociologist Herbert Spencer wrote that, as regards the origin of the universe, three hypotheses are possible: self-existence (atheism), self-creation (pantheism), or creation by an external agency (theism) . and concluded that "even positive Atheism comes within the definition" of religion (26).

 

2. آتئیسم در ماهیت خود یک دین است:

Atheism is as natural as religion, study suggests (27).
 

3. در برخی از تحقیقات یا گزارشات از آتئیسم با عنوان اقلیت دینی Religious Minority یاد شده است مثل دانشگاه مینه سوتا:

Atheists Remain Most Disliked Religious Minority in the US (28).

آتئیست ها منفورترین اقلیت مذهبی در ایالات متحده هستند.

 

4. در مستند مشکلات آتئیسم در شبکه بی بی سی به همراه  راد لیدل:

Some atheists have become rather dogmatic. Terribly certain in their conviction that there is no God and anyone who thinks there is is a deluded and dangerous fool. ,,,atheists are becoming as intransigent about their own views as the people they so despise.Atheism is becoming a religion of its own. It already has its gurus and its revered sacred texts... It has its magnificent temples within which lie mysteries and unknowable truths (29).

بخشی از آتئیست ها در حال تبدیل به انسان های دگماتیسم هستند، زیرا آنها یک حس یقین وحشتناکی نسبت به عدم وجود خدا دارند و کسانی که معتقد به وجود خدا هستند را فریب خورده و احمق میدانند . آتئیست ها باید در عقاید خود سخت گیر باشند و گرنه مورد نفرت مردم واقع میشوند!! آتئیسم بوسیله خودش در حال تبدیل شدن به یک "دین" است ، آنها اساتید و اصول مقدسی دارند!! همراه با معابد باشکوه، رازهای دروغین و حقایق ناشناخته !!.

 

5. در سال 2014 در مقاله ای که در New Republic منتشر شد، جان گری فیلسوف آتئیست، ذهن بسته نیو آتئیست هایی همچون ریچارد داوکینز را یک شبه دین اعلام کرد:

In a 2014 New Republic article entitled The Closed Mind of Richard Dawkins: His atheism is its own kind of narrow religion, the atheist philosopher John Gray (30).

 

6. آتئیسم در بهترین حالت اگر دین بگیم نیست یک شبه دین است و رفرنس های متعددی این را تایید میکند، من باب مثال تأسیس کلیساهای آتئیست نمونه بارز آن میباشد:

هافینگتون پست

آتئیست مشهور ساندرسون جونز در سال 2013 رسما وجود کلیساهای آتئیسم را اعلام کرد و بسرعت در میان آتئیست ها همه گیر شد و بیخدایان 28 شهر مختلف نیر اقدام به تاسیس کلیساهای آتئیستی کردند (31).
 

بی بی سی

آتئیست ها در این کلیسا دور هم جمع میشوند و به بررسی اصول آتئیسم از جمله عدم وجود خدا و عدم وجود معاد و ... میپردازند (32).

 

نیویورک تایمز

بسیاری از آتئیست ها احساس هویتشان را از دست داده اند برای همین رهبران آنان رو به تاسیس کلیساهای آتئیست آورده اند (33).

 

7. از دانشگاه نوادا:

Religion may involve faith that there is a supernatural being or faith that there is not. It may involve faith that there is an afterlife or faith that there is not. From this perspective, atheism is religion, requiring faith, just like any well- known theism (34).

دین ممکن است شامل ایمانی به وجود یک موجود فراطبیعی یا عدم وجود آن باشد. ممکن است ایمان داشته باشید که یک زندگی پس از مرگ  وجود دارد یا ندارد. از این منظر، آتئیسم یک  دین است  و نیازمند ایمان است، درست مثل موضع تئیسم که نیازمند بستر دینی است.

 

8. آتئیسم و شیطان پرستی:

LaVeyan Satanism is a nontheistic religion founded in 1966 by the American occultist and author Anton Szandor LaVey. Scholars of religion have classified it as a new religious movement and a form of Western esotericism. It is one of several different movements that describe themselves as forms of Satanism and unlike some other forms is based on materialism and amorality rather than worship of Satan (35).

شیطان پرستی لاویان یک دین غیر خداباور است که در سال 1966 توسط علوم غریبه شناس و نویسنده آمریکایی آنتون ساندر لاوی تأسیس شد. علمای دین آن را در زمره یک جنبش دینی جدید و نوعی باطن گرایی غربی قرار داده اند. این یکی از چندین جنبش مختلف است که خود را اشکال شیطان پرستی معرفی می کند و بر خلاف برخی از اشکال دیگر بر ماتریالیسم و بی اخلاقی است تا پرستش شیطان [باور به وجود موجودی بنام شیطان نیست و برپایه ماتریالیسم و آتئیسم است].

 

9. یکی از مدارک مهم دال بر ایدئولوژی بودن آتئیسم تدریس اصول و پایه های آتئیسم در برخی دانشگاه ها است همانطور که میدانید ایده نبود خدا نمیتواند یک ترم تحصیلی را تشکیل دهد اما اصول آتئیسم که مجموعه ای از چندین عقیده مختلف است قابل تدریس و بررسی است!! برای مثال دانشگاه میامی کرسی مطالعات آتئیسم را تأسیس کرده است (36).

 

10. نیو آتئیسم یک دین است:

New Atheists clearly have a creed—the denial of God’s existence. The cultus of atheism is minimal, though there are “holy days” like Bertrand Russell day, Thomas Paine day, and Darwin Day, and they functionally worship people like Sam Harris, Daniel Dennett, Richard Dawkins, or Christopher Hitchens. Though they have no basis for their morality, the New Atheists are adamant that their ethical standards are superior to traditional religions. And they have multiple communities, including American Atheists, United Coalition of Reason, and the Atheist Alliance International. For atheists like this, atheism is a religion (37).

آتئیست های جدید به وضوح یک عقیده دارند: انکار وجود خدا. فرقه بیخدایان حداقل اند، اگرچه «روزهای مقدس» مانند روز برتراند راسل، روز توماس پین، و روز داروین وجود دارد، و آنها به طور عملکردی افرادی مانند سم هریس، دانیل دنت، ریچارد داوکینز یا کریستوفر هیچنز را می پرستند. اگرچه آتئیست‌های جدید هیچ مبنایی برای اخلاقیات خود ندارند، معتقدند معیارهای اخلاقی آنها برتر از ادیان سنتی است. و آنها دارای سازمان های متعددی هستند، از جمله ملحدان آمریکایی، ائتلاف پیوسته خرد، و اتحاد بین المللی ملحدان. برای اینگونه ملحدان، بیخدایی یک دین است.

 

نتیجه گیری بخش دوم: بر اساس منابع مختلف مبرهن است که اولاً آتئیسم در بسیاری از حالت ها میتواند دقیقاً برای باورمندانش یک دین شود [مشابه شیطان پرستی یا کلیساهای آتئیسم یا باورهای نیو آتئیست ها] و ثانیاً در بهترین حالت اگر آتئیسم را دین ندانیم باید آنرا شبه دین بخوانیم چون صرفاً عدم باور به وجود خدا نیست و از دل همین گذاره باورهای متعددی در مسائل مختلف بوجود می آید تا جایی که کرسی مطالعات در دانشگاه میتوان برای آن تأسیس کرد.

 

 

بخش سوم

کمونیسم و آتئیسم

 

آنچنان که در تعاریف آتئیسم مشهود است چیزی با عنوان عدم باور به ایدئولوژی وجود ندارد (* در قسمت مقدمه) و فرد آتئیست میتواند به هر ایدئولوژی معتقد بوده و چه از نظر رسمی و چه عرفی آتئیست محسوب بشود. حال ایدئولوژی چیست؟:

یک مجموعه ای از ایده ها و آرمان ها است که مخصوصا در حوزه های سیاست و اقتصاد، بنیان کار را تشکیل میدهد (38).

 

طبق تعریف رسمی از ایدئولوژی، هر مجموعه ای از اعتقادات تشکیل دهنده یک ایدئولوژی خاص است. یعنی یک فرد لیبرال دارای یک ایدئولوژی بنام لیبرالیسم است یک فرد معتقد به علم و دانش داری یک ایدئولوژی به نام ساینتیفیسم است یک فرد معتقد به جوهر دو گانه دارای یک ایدئولوژی بنام دوالیسم است یا یک فرد ماده گرا معتقد به ماتریالیسم است و... پس آیا واقعا کسی وجود دارد که دارای ایدئولوژی نباشد؟ پاسخ منفی است، ما نمیتوانیم انسانی را پیدا کنیم که بدون ایدئولوژی باشد!! پس در اینجا دومین مغلطه آتئسیت ها هم مشخص میشود چون خود آنها هم دارای ایدئولوژی هستند و نیمتوانند ادعا کنند که یک فرد آتئیست قائل به مکتب و ایئولوژی خاصی نیست!!.

با توجه به توضیحات بالا اگر جریانات آتئیستی کمونیست ها را به صرف داشتن ایدئولوژی از دایره آتئیسم بیرون میکنند پس شایسته است که همه لیبرالیست های آتئیست، سوسیالیست های آتئیست، ماتریالیست های آتئیست، ایده آلیست های آتئیست، ساینتیفیست های آتئیست، نچرالیست های آتئیست و ... را هم به صرف داشتن ایدئولوژی از درگاه آتئیسم بیرون برانند!! در این صورت تعداد آتئیست ها به عدد صفر کاهش پیدا میکند.

 

حال میرویم سراغ منابع:

 

1. دانشگاه کمبریج:

According to the University of Cambridge, historically, The most notable spread of atheism was achieved through the success of the 1917 Russian Revolution (39).

به گفته دانشگاه کمبریج، از نظر تاریخی، قابل توجه ترین گسترش بی خدایی از طریق موفقیت انقلاب روسیه در سال 1917 به دست آمد.

 

2. کارل مارکس (بنیانگذار کمونیسم):

Communism begins where atheism begins (40).

کمونیسم از جایی شروع میشود که آتئیسم آغاز میشود.

 

3. کارل مارکس:

Communism begins from the outset (Owen) with atheism; but atheism is at first far from being communism; indeed, that atheism is still mostly an abstraction (41).

کمونیسم از همان ابتدا با آتئیسم آغاز میشود، اما آتئیسم در ابتدا بدور از کمونیسم به نظر میرسد ،ولی در حقیقت یک انتزاع از یکدیگر هستند.


4. ولادیمیر لنین [از بزرگترین رهبران کمونیسم]:

A Marxist must be a materialist, i. e., an enemy of religion (42).

یک مارکسیست حتما باید یک ماتریالیست باشد برای مثال باید دشمن دین باشد.

 

5. نخست وزیر کمونیست چین  Zhou Enlai:

We Communists are atheists (43).

ما کمونیست ها، آتئیست هستیم.

 

6. سی ان ان:

The atheism in communist regimes has been and which led to various acts of repression, including the razing of thousands of religious buildings and the killing, imprisoning, and oppression of religious leaders and believers (44).

آتئیسم در بنیان رژیم های کمونیستی بوده است  که منجر به سرکوب و شکنجه و ویران کردن ساختمان های مذهبی ( کلیسا ، مسجد ، و ...) و کشتار و زندانی کردن وظلم و ستم نسبت به مومنین و رهبران دینی شده است.

 

7. موزه آتئیسم:

in the atheistic and communist Soviet Union, 44 anti religious museums were opened and the largest was the 'The Museum of the History of Religion and Atheism' in Leningrad's Kazan cathedral (45).

در اتحاد جماهیر شوروی آتئیستی و کمونیستی، 44 موزه ضد دینی افتتاح شد و بزرگترین موزه "موزه تاریخ دین و آتئیسم" در کلیسای جامع کازان لنینگراد بود.

 

8. بر اساس نظر سنجی پیو در سال 2014، مشخص شده است که 80 درصد آتئیست ها به چیزی فراتر از ماده اعتقاد ندارند و این تعداد از آنها دارای ایدئولوژی ماتریالیسم هستند (در مقدمه عرض شد که برخی آتئیست ها به صرف داشتن ایدئولوژی کمونیست ها را خارج از جرگه آتئیسم طبقه بندی میکردند، در حالیکه اکثر خودشان دارای ایدئولوژی ماتریالییسم هستند!! ضمناً متذکر میشویم این نظر سنجی حاوی یک نکته مهم دیگر هم هست و آن اینکه بیست درصد آتئیست ها در سال 2014 به چیزی فراتر از ماده [ماوراء الطبیعه] اعتقاد دارند) (46).

 

9. الکساندر سولژنیتسین (تاریخدان و برنده جایزه نوبل) میگوید: نیم قرن پیش وقتی که من بچه بودم افراد مسن برایم از فجایع بزرگ رخ داده تعریف میکردند و دلیل این جنایت را اینچنین میگفتند: مردانی که خدا را فراموش کرده بودند!! این دلیل همه جنایت هایی بود که اتفاق افتاد!! اما الان که بیش از 50 سال عمر دارم و کتاب های تاریخی را مطالعه و صدها دلیل و مدرک جمع آوری کرده ام و کتاب های زیادی نوشته ام، امروز برایتان دلیل اصلی این همه جنایت را بیان میکنم!! از این عینی تر و دقیقتر نمیتوانم دلیلش را بازگو کنم، مردانی که خدا را فراموش کرده بودند!! این دلیل همه جنایت هایی بود که اتفاق افتاد (47).

 

10. شوروی سابق، آلبانیا، کامبوج، چین، کوبا، کره شمالی و...  نمونه هایی از حکومت های آتئیسم هستند (48).

حال ببینیم یک حکومت آتئیستی چکار میکند؟:

الف) دین ستیری را ترویج میکند (49).

ب) دین در سال 1930 توسط حکومت آتئیستی استالین شدیدا سرکوب شد. نه تنها کلیساها و اموال مذهبی به صورت منظم تخریب شدند، بلکه مقامات کلیسایی نیز مورد آزار و اذیت قرار گرفتند (50).

ج) حزب کمونیست اتحاد شوروی، این کشور را تحت عنوان حکومتی مبتنی بر ایدئولوژی مارکسیسم-لنینیسم اداره کرد. حقوق واقعی مدنی و سیاسی به شدت محدود بود و همزمان اردوگاه های کار اجباری [از مصادیق برده داری مدرن] با زندانیان سیاسی پر شدند. آزادی مذهبی محدود شد و آتئیسم رسمی به زور اعمال گردید.

The Communist Party of the Soviet Union ruled the country in the name of the state ideology of Marxism-Leninism. Genuine civil and political rights were strictly limited, as the Gulag camps were filled with political prisoners. Freedom of religion was circumscribed and official atheism enforced (51).

د) لنین در نامه ای میگوید:

«از بین بردن اموال کلیسا را با بی‌رحمی ترین حالت انجام دهید و بی‌رحمی را کنار نگذارید ... اگر لازم بود یک سری اقدامات وحشیانه انجام دهید پس آن را انجام دهید ... با بی‌رحمی روحانیت مرتجع را با عجله سرکوب کنید؛ هرگز و تحت هیچ شرایطی رسانه‌های عمومی نباید از اقدامات ما خبردار شوند ... برای از بین بردن اموال و تصاحب اموال ثروتمندان و صومعه‌ها و کلیساها با بی‌رحمی رفتار کنید ... باید طوری رفتار کنیم که تا دهه‌ها آنها جرأت اعتراض کردن نداشته باشند (52).»

ه) حکومتهای کمونیستی روی هم رفته بیش از صد میلیون نفر را کشته اند (53) که این رقم از کل تلفات تمام جنگ های مسلمانان در طول تاریخ بیشتر است!!.

 

 

نتیجه گیری:

نه تنها نشان دادیم آتئیسم میتواند یک دین باشد بلکه آتئیست بودن کمونیست ها و ایضا شیطان پرستان پیرو لاوی و اینکه بهیچ عنوان از آتئیسم جدا نیستند نیز اثبات شد و در انتها گوشه ای از جنایات کمونیست ها را نیز نشان دادیم. بنابراین پوچ و بیهوده است کسی عنوان بکند که کارهای کمونیست ها ربطی به آتئیسم ندارد که از قضا اسناد متعدد و ایضاً عقاید و افکار و سخنان رهبران اصلی کمونیسم [مارکس، لنین، استالین و مائو] در دهان این فرد بیسواد میزنند.

 

در این جا هم میتوانید لیست صد جنایتکار خونخوار آتئیست را بهمراه آمار و ارقام ببینید:

http://www.thomism.org/atheism/atheist_murderers.html

.................................................................................................................................................

پی نوشت ها:

 

1. https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%AF%DB%8C%D9%86-2

2. https://www.vajehyab.com/moein/%D8%AF%DB%8C%D9%86-2

3. https://www.vajehyab.com/amid/%D8%AF%DB%8C%D9%86-2

4. دین شناسی، نویسنده: آیت الله جوادی آملی، انتشارات أسرا (1390)، قم، صفحه 27.

5. شریعت در آیینه معرفت، نویسنده: آیت الله جوادی آملی، انتشارات أسرا (1378)، قم، صفحه 112.

6. قرآن در اسلام، نویسنده: علامه محمد حسین طباطبایی، انتشارات هجرت (1360)، قم، صفحات 5 الی 6.

7. آموزش عقاید، نویسنده: آیت الله مصباح یزدی، سازمان تبلیغات اسلامی (1382)، تهران، صفحه 82.

8. فرهنگ المعم الوسیط، نویسندگان: دکتر ابراهیم انیس - دکتر عبدالحلیم منتصر - عطیه الصوالحی - محمد خلف احمد، مترجم: محمد بندر ریگی، انتشارات اسلامی (1382)، تهران، صفحه 657.

9. منجد الطلاب، نویسنده: فواد افرام البستانی، مترجم: محمد بندر ریگی، انتشارات اسلامی (1389)، تهران، صفحه 202.

10. فرهنگ جامع کاربردی فرزان (عربی - فارسی)، نویسنده: پرویز اتابکی، انتشارات فرزان روز (1380)، تهران، جلد دوم، صفحه 1281.

11. ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ القرآن، نویسنده: حسین بن محمد راغب اصفهانی، مترجم: غلامرضا خسروی حسینی، انتشارات المکتبه المرتضویه لاحیاء آثار الجعفریه (1387)، تهران، چاپ دیجیتالی توسط مرکز رایانه ای قائمیه اصفهان، صفحه 699.

12. https://www.merriam-webster.com/dictionary/religion

13. https://www.britannica.com/topic/religion

14. https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/religion

15. https://www.oed.com/viewdictionaryentry/Entry/161944

16. https://www.dictionary.com/browse/religion

17. Micklem in religion, home university library, 1948, Page 9

( به نقل از یادنامه استاد شهید مطهرى (مجموعه مقالات)، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى (1363)، تهران، صفحه 117)

18. ادیان زنده جهان، نویسنده: رابرت ا.هیوم، مترجم: دکتر عبدالرحیم گواهى، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامى (1372)، تهران، صفحه 18.

19. ر.ک: فرهنگ و دین، نویسنده: میرچا الیاده، مترجم: بهاءالدین خرمشاهى، انتشارات طرح نو (1374)، تهران، صفحه 202.

20. تاریخ جامع ادیان، نویسنده: جان ناس، مترجم: على اصغر حکمت، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، تهران، صفحات 81 ـ 79.

21. فرهنگ جامعه شناسی، نویسنده: نیکلاس آبرکروسبى، مترجم: حسن پویان، چاپ پخش (1370)، تهران، صفحه 320.

22. فلسفه دین در قرن بیستم، نویسنده: چارلز تالیافرو، مترجم: انشاءالله رحمتی، انتشارات سهروردی (1382)، تهران، صفحات 52 - 53.

23. جامعه شناسی دین، جان هیک، مترجم: بهرام راد، انتشارات بین المللی (1372)، تهران، صفحات 24 - 25.

برای مطالعه بیشتر:

تبیین و تحلیل مفهوم دین، نویسنده: محمدمهدی بهداروند، نشریه  رواق اندیشه سال 1383 شماره 30.

تعریف دین در کلام و فلسفة دین و تعریف اقلی و اکثری، نویسنده: عبدالرحیم سلیمانی، فلسفه دین، دورة 14، شمارة 2، تابستان 1396 - صفحات 375 - 395.

https://en.wikipedia.org/wiki/Definition_of_religion

24. Morreall, John; Sonn, Tamara (2013). "Myth 1: All Societies Have Religions". 50 Great Myths of Religion. Wiley-Blackwell. pp. 12–17.

25. مطالب این بخش و بخش بعدی اش را از این وبلاگ «theism.blog.ir» نقل میکنیم.

26. https://en.wikipedia.org/wiki/Criticism_of_atheism#cite_ref-61

27.http://www.independent.co.uk/news/uk/home-news/atheism-is-as-old-as-religion-new-study-suggests-a6879341.html

28. http://www.plts.edu/faculty-staff/documents/ite_dawkins.pdf

29. http://www.wnd.com/2005/08/31895/

30. https://newrepublic.com/article/119596/appetite-wonder-review-closed-mind-richard-dawkins

31. http://www.huffingtonpost.com/2014/01/06/atheist-church-split_n_4550456.html

32. http://www.bbc.com/news/magazine-21319945

33. http://www.nytimes.com/2013/06/24/us/in-the-bible-belt-offering-atheists-a-spiritual-home.html?_r=0

34. https://www.unr.edu/Documents/business/economics/papers/recent/unreconwp08003.pdf

35. https://en.wikipedia.org/wiki/LaVeyan_Satanism

36.https://www.nytimes.com/2016/05/21/us/university-of-miami-establishes-chair-for-study-of-atheism.html?_r=1

37. www.dbts.edu/2015/09/14/is-atheism-a-religion/

38. https://en.oxforddictionaries.com/definition/ideology

39. https://www.fftodayforums.com/forum/topic/498980-atheists-how-stupid-are-people-really/

https://www.conservapedia.com/Collapse_of_atheism_in_the_former_Soviet_Union

http://web.archive.org/web/20130728215151/http://www.investigatingatheism.info/marxism.html

40. http://www.azquotes.com/quote/575534

41. http://www.marxists.org/archive/marx/works/1844/manuscripts/comm.htm

42. https://www.marxists.org/archive/lenin/works/1909/may/13.htm

43. http://www.allaboutworldview.org/marxist-theology.htm

44. http://edition.cnn.com/2011/WORLD/asiapcf/04/28/china.church.crackdown/index.html?hpt=T2

45. http://www.ingentaconnect.com/content/bpl/jssr/2004/00000043/00000001/art00003?crawler=true

46. http://www.pewforum.org/religious-landscape-study/religious-family/atheist/

47. http://www.icr.org/article/stalins-brutal-faith

48. https://en.wikipedia.org/wiki/State_atheism

49. http://nlp.cs.nyu.edu/meyers/controversial-wikipedia-corpus/english-html/main/main_0068.html

50. https://uwaterloo.ca/library/special-collections-archives/life-in-ussr/violence

51.http://spice.fsi.stanford.edu/docs/regional_perspectives_on_human_rights_the_ussr_and_russia_part_one

52. https://www.loc.gov/exhibits/archives/ae2bkhun.html

53. http://www.hawaii.edu/powerkills/20TH.HTM

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی