مکتب رئالیسم

واقعیت (حقیقت آنچه که هست و وجود دارد)

مکتب رئالیسم

واقعیت (حقیقت آنچه که هست و وجود دارد)

مکتب رئالیسم
آخرین نظرات

۳۸ مطلب با موضوع «رئالیسم در شبهات» ثبت شده است

۰۲
تیر
۰۱

بسم الله الرحمن الرحیم

 

انیشتین راست میگفت، خداوند تاس نمی اندازد

 

Oct 21, 2015

28

 

Physics Quantum

 

Historic Delft Experiments tests Einstein's 'God does not play dice' using quantum 'dice'

by ICFO-The Institute of Photonic Sciences

۰۲
تیر
۰۱

بسم الله الرحمن الرحیم

 

هفت تئوری ماده انگارانه پیدایش حیات

 

وبسایت لاو ساینس در تاریخ ١۴ فوریه ٢٠٢٢ مصادف با بهمن ١۴٠٠ هفت تئوری پیدایش حیات رو عنوان میکند و بنده حقیر نیز یک مورد دیگر رو بر اساس یکی از مقالات منتشره در ژورنال نیچر عنوان میکنم (جمعاً میشود هشت مورد ولی یکی از تئوری ها ماده انگارانه نیست و حالت آگنوستیکیسم دارد). البته خود لایو ساینس اشاره میکند این موضوع مجهول هست (طبیعتا در چهارچوب ماتریالیسم) و همچنین به اختلاف در تعریف حیات هم اشاره می‌کند. 

۱۰
خرداد
۰۱

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

سن بانو عایشه در زمان ازدواج با رسول اکرم (صلوات الله علیه)

 

یکی از مباحث مطروحه در بحث هایی که پیرامون روایات تاریخی مرتبط با دین مبین اسلام انجام میشود سن بانو عایشه به هنگام ازدواج با خاتم الأنبیا (ص) است. نکته ای که در این بین حائز اهمیت است این است که برای بررسی روایات تاریخی در اینجا ما دو راه داریم که اولی سطحیست و دومی جامع:

بررسی وثوق افراد در سلسله سند روایت [مثلا شیخ کلینی با اختلاف یک قرن روایتی را در اصول کافی از امام شیعه نقل کرده و در اینجا بررسی میکنیم ببینیم آیا تمام افرادی که واسطه نقل روایت شدند ثقه بوده اند یا خیر].

بررسی محتوای روایت با قراین پذیرفته شده تاریخی و روایت هایی که صحیح بودنشان اثبات شده است و یا بطور کل مقایسه آن با دیگر روایات مربوطه.

۰۸
ارديبهشت
۰۱

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در این پست قصد داریم معانی متفاوت دین را بررسی کرده و نشان بدهیم آتئیسم اگر دین هم نباشد در بهترین حالت یک شبه دین است و کمونیسم بعنوان یکی از ایدئولوژی های آتئیسم نیز زیر مجموعه عقاید آتئیستی است.

 

مقدمه:

آتئیسم در لغت به معنای عدم باور به وجود خداوند است* [نه عدم امکان وجود خدا، بلکه صرفا عدم باور به وجود خداوند] که مقابل تئیسم قرار میگیرد. نکته ای که اینجاست این است که عمدتا آتئیست ها خود را افرادی بی دین بیان میکنند لکن باید توجه داشته باشیم آتئیسم به خودی خود هیچ ایدئولوژی ندارد [چه از نظر علمی (مثلا ماتریالیسم) اخلاقی چه سیاسی چه...] و بنابراین اگر آتئیست ها عنوان میکنند که ما فقط آتئیست هستیم باید عرض شود صرف آتئیست بودن فرد میتواند قائل به آدم کشتن یا دزدی یا تجاوز کردن یا هر کار کثیف دیگری هم باشد چون هیچ چهارچوب اخلاقی ندارد یا مثلاً قبول وجود فراماده یا زندگی پس از مرگ و... بنابراین افراد آتئیست باید چهارچوب اخلاقی خود را نیز مشخص نمایند و یکی از ایرادات اساسی به آتئیست ها در همین جا شکل میگیرد که هیچ چهارچوب اخلاقی ندارند مگر آنچه خودشان بخواهند و ممکن است فردی دزدی و تجاوز را هم بد نداند لکن چهارچوب اخلاقی دین مشخص است.

*: http://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/atheist

در این پست با بررسی معنی کلمه دین/Religion/الدین بررسی میکنیم که آیا آتئیسم بخودی خود یک دین است و همچنین کمونیست های آتئیست دیندار محسوب میشوند یا خیر.

۰۲
ارديبهشت
۰۱

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آیا مغز زن و مرد متفاوت است؟

 

پرسش فوق این یکی از مسائل مهم در علوم تجربی هست که متأسفانه اسیر دست کلیشه های فمینیستها و جماعت بیسواد LGBTQ شده و بهمین دلیل سعی دارند حقیقت را وارونه جلوه بدهند. کار حتی به برخی بظاهر پژوهشگر هم رسیده بگونه ای که با دروغ سعی در تحریف علم زیست دارند.

۳۱
فروردين
۰۱

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آیا حجاب موی سر توجیه علمی دارد؟

قسمت دوم

 

[ادامه بررسی متن مقاله «تکامل موهای بلند سر در انسانها»]

 

This intensification of sexual selection would have caused head hair to lengthen primarily in women and secondarily in men. Most societies consider a greater amount of head hair to be an appropriate female trait (Synnott, 1987). Even in naturally shorter-haired New Guineans, the scalp hairs of women display a higher mean diameter and hence more volume (Walsh & Chapman, 1966). Thus, even from the outset of this evolutionary trajectory, there was a tendency to associate longer head hair with femininity, and this perceptual bias would have influenced men in their choice of mates.

این تشدید انتخاب جنسی باعث بلند شدن موهای سر در درجه اول در زنان و در درجه دوم در مردان می شد. اکثر جوامع مقدار بیشتری از موهای سر را یک ویژگی مناسب زنانه می دانند. حتی در گینه‌های نو با موهای کوتاه‌تر، موهای سر زنان دارای قطر متوسط ​​بالاتر و در نتیجه حجم بیشتری هستند. بنابراین، حتی از ابتدای این سیر تکاملی، تمایلی به مرتبط کردن موهای بلند سر با زنانگی وجود داشت و این تمایل یکطرفه ادراکی بر مردان در انتخاب همسر تأثیر می‌گذاشت.

متن فوق دو نکته مهم داشت:

۲۶
فروردين
۰۱

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آیا حجاب موی سر توجیه علمی دارد؟

 

مقدمه:

اصل و دلیل حکم حجاب موی سر بعنوان بخشی از حکم کلی حجاب الهی بودن آن هست [طبیعتا فردی الهی بودن اسلام رو قبول نداشته باشد باید الهی نبودن این دین را اثبات کند نه بحث بر سر اصل فلسفه حجاب اگرچه سخن پیرامون توجیه علمی حجاب ایرادی نداشته و ربطی به دیندار یا نبودن فرد ندارد]. توجیه علمی، وجوب اجرای حکم رو نمیرساند، صرفا عنوان میکنند که این حکم توجیه علمی هم دارد نه اینکه چون دلیلی در غلوم تجربی دارد پس واجب بودن حکم هم مربوط به علوم تجربی است، خیر، اصل دلیل وجوب حجاب الهی بودن آن هست و پشتوانه علمی صرفا برای آگاه تر شدن انسان پیرامون حکمت این حکم میباشد نه واجب بودن!!. مثال:

علم امروزه اثبات کرده نخوردن غذا ولو تا حد شانزده ساعت در روز حتی میتواند برای بدن مفید هم باشد (نه بطور کل، بعنوان یک رژیم غذایی در بازه زمانی) لکن برای نخوردن آب طی این مدت توجیهی در علوم تجربی فعلا نیست [ضرری عنوان نمیشود ولی فایده ای هم بنده حقیر ندیدم بیان کنند].

حال اگر ما بیاییم بگیم توجیه علمی دلیل و مبنای احکام الهیست یقینا چهارده قرن پیش نباید روزه میگرفتیم.

 

اگرچه مسئله جذابیت زن و اینکه موی سر من جمله زینت های اوست امری بدیهی در طی تاریخ و موی زن هم مورد توجه بوده لکن سخن پیرامون این است که توجیه احکام در علوم تجربی مبنا نمیتواند باشد ولی به جهت کشف بخشی از حکمت احکام میتواند جالب توجه باشد.

۲۴
مرداد
۰۰

بسم الله الرحمن الرحیم

 

پیرامون همسران پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) سخنان زیادی گفته شده و اهل فن بخوبی پاسخ شبه افکنان را داده اند، در اینجا میخواهم نکاتی چند را در اینباره متذکر شوم:

1. پیامبر اسلام (ص) تا زمانی که بانو خدیجه (س) در قید حیات بودند همسر دیگری اختیار نکردند و تا سن پنجاه سالگی فقط یک همسر داشتند.

2. این مسئله بدیهیست که از سن پنجاه سالگی به بعد مردان دچار افت میل جنسی میشوند (اینجا) [توجه کنید میل جنسی نه لذت جنسی، لذتی که بعنوان مثال حین ارگاسم میبرند تفاوتی نمیکند میل جنسی کاهش پیدا میکند]، فلذا اگر کسی دنبال شهوترانی باشد بلا استثنا در سنین پایین تر باید اقدام کند [که هیچ منعی برای پیامبر نبوده چرا که نه تنها تعدد زوجات امری رایج و عادی بوده است بلکه جایگاه وی بعنوان پیامبر دین نیز بهیچ روی کم یا ناچیز نبوده که کسی بتواند مانع اختیار کردن همسر دیگری توسط ایشان بشود؛ باز در میان اشراف اینکه فردی یک همسر آزاد و علاوه بر آن کنیز داشته باشد چیز غریبی نبوده لکن پیامبر اسلام (ص) همین کار را هم نکرد (اختیار کردن کنیز علاوه بر همسر آزاد) بنابراین مبرهن است در اینجا فقط میل شخص رسول اکرم (ص) مطرح میشود که دنبال شهوترانی نبودند].

۰۸
مرداد
۰۰

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در وقوع واقعه غدیر خم و خطبه و عمل الهی پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) شکی نیست و بصورت مستند در منابع شیعه و برادران اهل تسنن ما قابل مشاهده است [البته اهل تسنن الهی بودن را قبول ندارند که اثباتش بحثی جداست و در اینترنت موجود میباشد]. مسئله ما در اینجا اما یکی از توجیهات عجیب و به دور از منطق برادرانمان است. گفته میشود دلیلی که پیامبر در غدیر هم توقف کردند استراحت بوده و خطبه شان در رابطه با شاه شاهان امیر المؤمنین علی ابن ابیطالب (علیه السلام) نیز مربوط به حب أسد الله بوده است. و اما بررسی این دو توجیه:

1: آقایان برای ما مشخص کنند در کدام یک از حج های پیامبر اکرم (ص) یا بطور کل در تاریخ اسلام سابقه داشته در حجی به بزرگی حجة الوداع برای استراحت گفته شود آنها که جلوتر هستند برگردند و منتظر بمانیم آنها که عقب ترند به ما برسند؟!، بنابراین مسئله غدیر خم مربوط به ابلاغ پیام پیامبر به مهاجرین و انصار بوده است.

2: چرا پیامبر اکرم (ص) علی بن ابیطالب (ع) را میزان قرار داد؟ اینکه پیامبر گفت دوست علی دوست من و دشمنش دشمن من است نشان از میزان أسد الله است. با کدام دلیل و کدام سند یک دوست باید میزان بشود؟ ممکن است دوستانی داشته باشد که دوست پیامبر محسوب نشوند و این عبارت پیامبر نشان از چیزی برتر از دوستی دارد.

 

۰۱
مرداد
۰۰

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در این یادداشت میخواهیم نکاتی چند را پیرامون نجاست سگ عرض کنیم:

1: نجاست به چه معناست؟ معنای عرفی آنرا میتوان به ناپاکی ترجمه کرد لکن ناپاکی که مخالف طاهر باشد نیست چه آنکه بعنوان مثال اگر انسانی کثیف هم باشد [ولی نجس نه] طاهر نیست. بنابراین ناپاکی که نجاست دارد ربط مستقیمی به کثیف بودن و میکروبی بودن و ... ندارد ولی متیوان کثیف بودن را مؤید آن قرار داد.

 

2: نجاست چه احکامی را بر سگ مترتب میسازد؟ موی سگ نباید به بدن نمازگذار بوده و خوردن گوشت و پوستش هم حرام است. اگر دست ما یا بدن سگ خشک نباشد ولی با یکدیگر تماس حاصل کنند باید دست را با آب بشوریم تا از نجاست پاک شود.

 

3: توجه داشته باشید که موی حیوانات حرام گوشت بطور کل نباید هنگام نماز بر بدن نماز گذار یا لباسش باشد.

 

4: دلیل نجاست چیست؟ در رابطه با احکام اسلام ما دو وجه داریم که همواره آنها را مشاهده میکنیم:

الف) تعبد: احکامی همچون نماز از باب تعبد هستند یعنی صرف فرمان خداوند باعث شده تا ما بدان عمل کنیم.

ب) تعبد و عقل: برخی احکام همچون ختنه فرمان خداوند هستند اما علوم تجربی هم به فواید آن اشاره کرده و از نظر عقلی بطور کل مفید هستند.

۳۰
ارديبهشت
۰۰

بسم الله الرحمن الرحیم

 

وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ﴿۱۷۹﴾

و اى خردمندان شما را در قصاص زندگانى است باشد که به تقوا گرایید (۱۷۹) سوره البقره

 

وَکَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَةٌ لَهُ وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿۴۵﴾ سوره المائده

و در آن بر آنان مقرر داشتیم که جان در برابر جان، و چشم در برابر چشم و بینى در برابر بینى و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و نیز همه ضرب و جرحها قصاص دارد، و هرکس که [از قصاص‏] درگذرد، این [عفو] در حکم کفاره [گناهان‏] اوست، و کسانى که بر وفق آنچه خداوند نازل کرده است، حکم نکنند، ستمگرند.

۲۸
ارديبهشت
۰۰

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَى بِالْأُنْثَى فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿۱۷۸﴾ سوره البقره

ای افرادی که ایمان آورده‏ اید! حکم قصاص در مورد کشتگان بر شما نوشته شده است، آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده و زن در برابر زن، پس اگر کسی از ناحیه برادر (دینی) خود مورد عفو قرار گیرد (و حکم قصاص او تبدیل به خونبها گردد) باید از راه پسندیده پیروی کند (و در طرز پرداخت دیه، حال پرداخت کننده را در نظر بگیرد) و قاتل نیز به نیکی دیه را به ولی مقتول بپردازد (و در آن مسامحه نکند این تخفیف و رحمتی است از ناحیه پروردگار شما و کسی که بعد از آن تجاوز کند عذاب دردناکی خواهد داشت.

 

وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ یَصَّدَّقُوا فَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَکُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ مِیثَاقٌ فَدِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا ﴿۹۲﴾ سوره النساء

برای هیچ فرد با ایمانی مجاز نیست که فرد با ایمانی را به قتل برساند، مگر اینکه این کار از روی خطا و اشتباه از او سر زند و (در عین حال) کسی که فرد با ایمانی را از روی خطا به قتل برساند باید یک برده آزاد کند و خونبهائی به کسان او بپردازد مگر اینکه آنها خونبها را ببخشند - و اگر مقتول از جمعیتی باشد که دشمنان شما هستند (و کافرند) ولی مقتول با ایمان بوده باید (تنها) یک برده آزاد کند (و پرداختن خونبها لازم نیست) و اگر از جمعیتی باشد که میان شما و آنها پیمانی برقرار است باید خونبهای او را به کسان او بپردازد و یک برده (نیز) آزاد کند، و آن کس که دسترسی (به آزاد کردن برده) ندارد دو ماه پی در پی روزه می‏گیرد - این (یکنوع تخفیف و) توبه الهی است و خداوند دانا و حکیم است.

۲۷
ارديبهشت
۰۰

بسم الله الرحمن الرحیم

 

پاسخ به پاسخ یکی از آتئیست های ایرانی پیرامون ختنه

لینک دانلود مقاله

نکته: عنوان متن پی دی اف، از عنوان یکی از پست های وبلاگ استاد یاغش کاظمی به عاریت گرفته شده است (بنگرید به اینجا، البته اجازه اش را از استاد أخذ کرده ایم [ذیل کامنتهای پست مربوطه در وبلاگشان که خودشان گفتند عنوان را از فرد دیگری به عاریت گرفته اند]).