کدام مردم؟!
بسم الله الرحمن الرحیم
چند سال پیش وقتی واقعه هفتم اکتبر 2023 اتفاق افتاد گفتم نتیجه آن تعیین کننده شکست یا پیروزی نهایی اسرائیل است. اگرچه آن زمان به اشتباه گمان میکردم نتیجه در عرض چند ماه مشخص میشود که خب این چنین نبود و مدت زمان بیشتری نیاز بود. آن زمان هنوز کمی نسبت به محور مقاومت خوشبین بودم لکن همان زمان هم نظرم این بود فرضاً پیروزی هم بدست بیاید با خسارات محض این محور همراه خواهد بود. بهرحال زمان گذشت و شکست های سنگینی یکی پس از دیگری به محور مقاومت تحمیل شد و کار بجایی رسید که دیگر نه نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی ایران (ج ا ایران) که موجودیت خود این نظام در حال حاضر در معرض تهدید است. در مقابل نه موجودیت اسرائیل یا آمریکا که صرفاً وارد ساختن خسارات گسترده به آنها نهایت کاریست که ج ا ایران میتواند انجام دهد. در این یادداشت اما میخواهم به مقوله مردم بپردازم، عنوانی که امروزه هر طیفی سعی میکند بهر نحوی آنرا از آن خود کند.
در تابستان امسال گزارش تحلیلی مفصلی ناظر به جنگ 12 روزه ج ا ایران و اسرائیل در رسانه غیر انتفاعی مستقل پروپابلیکای آمریکا منتشر شد که حاوی نکات مهمی بود. یورو نیوز فارسی 18 مردادماه امسال محتوای آن گزارش را در وبسایت خود منعکس کرد که بواسطه فارسی بودن مطالعه آن راحت و البته بخاطر محتوا به غایت مهم بود (یورو نیوز، بی کد، تاریخ 18 مردادماه 1404)؛ بخش مد نظر من آنجا بود که در این گزارش میخوانیم:
عملیات اسرائیل در ایران توسط دو گروه از کماندوها، هرکدام متشکل از 14 تیم چهار تا شش نفره انجام شد که توسط اسرائیل جذب شده بودند. برخی از این افراد از قبل در ایران زندگی میکردند و برخی دیگر نیز از خارج نشینان مخالف جمهوری اسلامی بودند که در آستانه عملیات مخفیانه وارد کشور شده بودند. همچنین برخی افراد نیز از کشورهای همسایه ایران جذب شده بودند. به ماموران رابط آنها، انگیزه این افراد ترکیبی از عوامل شخصی و سیاسی بود. برخی بدنبال انتقام از جمهوری اسلامی بودند و برخی دیگر با وعده پول نقد، تامین هزینه درمان اعضای خانواده یا فرصت تحصیل در خارج از کشور جذب اسرائیل شدند.
یکی از این افراد، یک جوان ایرانی به نام «س.ت» بود. او در ساعت سه بامداد روز 13 ژوئن به همراه یک «لژیون خارجی» متشکل از حدود 70 کماندو با پهپاد و موشک به فهرست دقیقی از سامانههای پدافند هوایی و پرتابگرهای موشک بالستیک حمله کردند. روز بعد، گروه دیگری از ایرانیان و نیروهای جذب شده از دیگر کشورهای منطقه موج دوم حملات را در داخل ایران آغاز کردند.
اینکه بخشی از مردم یک کشور بخاطر تنفر از نظام حاکم و نه پول یا... حاضر شوند به دشمن بیگانه بپیوندند مقوله عجیب و نادریست. وقتی تصاویر و فیلم های مراسم چهلم مرحومه امینی در سقز استان کردستان را دیدم (بی بی سی فارسی، کد 63395365، تاریخ 5 آبان ماه 1401) متوجه شدم چقدر پایگاه مردمی ج ا ایران ضربه خورده است. مراسم ترحیم سردار سلیمانی با آن هزینه کرد از بیت المال و اتوبوس های رایگان جای تعجبی ندارد شلوغ باشد [حتی برای مراسم سالگردش هم به شخصه شاهد بودم از مرکز یکی از استان های کشور اتوبوس رایگان میبردند شبیه به اردویی تفریحی برای بسیجی ها و...]، ولی مراسم چهلم مرحومه امینی با آن جو امنیتی و... شلوغ بودنش بشدت محل سؤال است. زمانی آیت الله خامنه ای از خدشه نرسیدن به ج ا ایران بواسطه پایگاه مردمی داشتن با مشخصه های شرکت در انتخابات (همه پرسی ها) و... سخن میراند:
در صورتی که آحاد و قشرهای مردم، همچنان که در این هفده سال در صحنه حضور داشتند، انقلاب را مال خودشان و مسؤولان را از خودشان دانستند و به مسائل کشور و انقلاب حسّاس بودند، از اکنون به بعد هم در صحنه حضور داشته باشند، انقلاب را مال خودشان بدانند ...اگر این باشد - که تا امروز بحمداللَّه بوده است - نه امریکا که اگر ده ابرقدرت مثل امریکا هم در دنیا باشند، نخواهند توانست مویی از سر این انقلاب کم کنند. تا امروز هم که دشمن نتوانسته هیچ غلطی بکند، به همین دلیل بوده است. مردم در جنگ، در انتخابات، در راهپیمایی و در همه پرسی حضور پیدا کردند. (نشر آثار آیت الله خامنه ای، کد 2784، تاریخ 20 بهمن ماه 1374)
که البته آیت الله خامنه ای خودش آن پایگاه مردمی را هبه کرد به آمریکا!. با اصرار بر تار موی زنان، با اصرار بر جهاد بجای اقتصاد مردم، با اصرار بر تطمیع و تسلیح حزب الله لبنان بجای معیشت ملت ایران، با توجه نشان دادن به شورشیان حوثی و تجزیه یمن بجای ثبات کشور ایران!. انقلابی متعلق به مردم نیست که فرزند رهبرش (مجتبی خامنه ای) آنقدر شفافیت مالی نداشته باشد که رسانه خارجی یعنی بلومبرگ بواسطه تحقیق نسبتاً طولانی مدتی پرده از کشف رسیدن املاک های چندین و چند هزار میلیارد تومانی در غرب به وی سخن براند (یورو نیوز، بی کد، تاریخ 9 بهمن ماه 1404)، انقلابی متعلق به مردم نیست که دسترسی به اینترنت آزاد در آن خاص عده ای مجیز گوی حاکمیت و بودجه بگیر باشد نه عامه مردم (زومیت، کد 455971، تاریخ 8 بهمن ماه 1404) و حتی بازرگانانش را بخاطر یک حق دسترسی به اینترنت تحقیر کند (زومیت، کد 455874، تاریخ 5 بهمن ماه 1404) تا جایی که سیمکارت افغانستانی میشود من جمله راه های دسترسی مردمش به اینترنت (زومیت، کد 455575، تاریخ 24 دی ماه 1404)! و قطعی ناشیانه اینترنت کار را بجایی برساند که حتی تیم ملی کشتی اش هم از شرکت در مسابقات محروم شود (شرق، کد 1084434، تاریخ 8 بهمن ماه 1404). انقلابی متعلق به مردم نیست که حقوق چندین و چند میلیون تومانی (حدود 80 میلیون تومان) نماینده مجلسش (اقتصاد آنلاین، کد 2090796، تاریخ 11 مهرماه 1404) در کنار حقوق های دیگرش (مثل عضو هیئت علمی بودن (ایسنا، کد )) توسط مردم دیده شود در عین حال کارگری سخت برای لقمه نانی به اندازه یک چهارم آن درآمد زندگی خیلی از آن مردم باشد!. این انقلاب دیگر متعلق به مردم نیست. تجمع چندین هزار نفری در آبدانان نشان داد حتی در شهرهای کم جمعیت هم خیل کثیری ازین نظام عبور کردند:
خبرگزاری فارس میگوید جمعیت معترضان آبدانان در شامگاه 16 دی در بیشترین حالت 2 هزار نفر بوده است. این آمار به وضوح کوچکانگاری راهپیمایی بزرگ مخالفان جمهوری اسلامی در این شهر است. برآوردهای فکتنامه، هم بر اساس تحلیل شدت جریان جمعیت و هم بر اساس محاسبه تراکم جمعیت، تایید میکند که طبق تصاویر موجود، جمعیت معترضان دستکم 20 هزار نفر بوده است. طبق تصاویر مستند، راهپیمایی معترضان دستکم در خیابانهای ولیعصر، امام و بهشتی در جریان بوده و جمعیت قابل توجهی از معترضان در خیابان حضور داشته و علیه جمهوری اسلامی شعار میدادند. (فکت نامه، بی کد، تاریخ 18 دی ماه 1404)
تجمعات مطلوب مد نظر خودشان حتی در پایتخت که چندین و چند برابر آبدانان جمعیت دارد و تجمع هم بدون ترس از تیراندازی و سرکوب و دستگیری و شناسایی و... است اما جمعیت بشدت کمی داشته است (به نسبت جمعیت در تهران و شرایط دیگر که متذکر شدم):
پس از برگزاری راهپیمایی حکومتی 22 دی، خبرگزاری فارس و رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی جمعیت این تجمع در تهران را سه میلیون نفر اعلام کردند. سقف گنجایش محدودهای که خود فارس اعلام کرده، در صورتی که یک نفر در هر متر مربع حضور داشته باشد، 138 هزار نفر است. اگر فضاهای خالی و موانعی مثل درختها، اتوبوسها و جوی آب را هم محاسبه کنیم، قطعا جمعیت حاضر از این عدد هم کمتر میشود. (فکت نامه، بی کد، تاریخ 22 دی ماه 1404)
البته که جمعیت حاضر در همین تجمعات حکومتی هم در بهترین حالت ارزشی نظری هستند نه عملگرا!. من دو عنوان «نظری» و «عملگرا» را برای هردو طیف ارزشی و برانداز بدین صورت تعریف میکنم:
ارزشی نظری) مدافع قانون اساسی نظام ج ا ایران و مخالف تغییر در آن لکن برای این عقیده هزینه کرد عملی خیلی زیادی نمیکند و نهایت کارش رأی دادن و حضور در راهپیمایی هاست.
برانداز نظری) مخالف قانون اساسی ج ا ایران و معتقد به تغییر ساختاری آن [در مقابل اصلاح آن که مد نظر اصلاح طلبان میتواند باشد]. نهایت هزینه کردش برای این عقیده فعالیت در فضای مجازی و بحث های مختلف و نهایتاً حضور در تجمعات کم خطر (جمعیت زیاد + مکان نه چندان حساس) است.
ارزشی عملگرا) از منظر عقیده با ارزشی نظری یکسان است اما برای عقیده خود عملکردهایی همچون پیوستن به گردان امنیت بسیج و حتی بعضاً زخمی ساختن مردم را نیز در پی میگیرد.
برانداز عملگرا) تا پیوستن به موساد به منظور ضربه زدن به ج ا ایران نیز بصورت بالقوه میتواند پیش برود.
با اندکی تفکر و دقت متوجه میشوید که آنچه مطلوب ج ا ایران است ارزشی عملگرا می باشد که تعدادشان بشدت کم است به نسبت جمعیت براندازان نظری و عملگرا. ارزشی نظری در هنگام جنگ داخلی خبری از وی نیست و حتی وقتی اعتراضات به اغتشاش هم تبدیل میشود در خانه اش می ماند. من برآنم همین طیف را عامل تجمعات حمایتی نسبتاً گسترده مردم در دفاع از حکومت هایی همچون محمد رضا پهلوی و بشار أسد در زمان حیات حکومتشان، در عین سقوط آنها طی سال های بعد از تجمعات بدانم. من باب مثال چند حوزه بسیج گردان امنیتی به استعداد کمتر از 100 نفر بر اساس آنچه در شهر خودم رصد کردم چه 1401 و چه 1404 داشتند با اینکه در حوزه استحفاظی شان بیش از 1 هزار نفر مرد دارای توان برای شرکت در آن در کمترین تخمین بنظرم وجود داشت (1). حالا چه بگوییم آن افرادی که شرکت نکردند ارزشی نظری بودند چه برانداز نظری و یا عنوان کنیم اصلاح طلب بودند یا...، تفاوتی در اصل موضوع بشدت قلیل بودن ارزشی های عملگرا نمیکند. منظور رئیس جمهور ج ا ایران از هسته سخت نیز می بایست همان ارزشی های عملگرا بوده باشد [نهایتاً منظور آن دسته ازیشان است که در رده های بالای سیاسی حضور دارند]:
انتقاد صریح پزشکیان از ایده "خواص به عنوان هسته سخت قدرت": وقتی عموم ناراضی باشند رضایت یک عده خواص به درد نمیخورد. (کانال تلگرامی عصر ایران، کد ، تاریخ 11 بهمن ماه 1404)
همچنین توجیهات مربوط به قطعی اینترنت هم دروغی بیش نبودند و اگر عنوان شود قصد آزار مردم را داشتند تا آنها را از ایجاد اعتراضات دوباره بترسانند بنظر من سخن بیراهی نیست:
خبرگزاری تسنیم در یک اینفوگرافیک مدعی شده قطع یا محدودسازی اینترنت در شرایط بحران امنیتی اقدامی رایج در کشورهای مختلف، از جمله دموکراسیهای غربی است. این ادعای تسنیم، نادرست است. در مورد آمریکا، بریتانیا، فرانسه و اتحادیه اروپا، هیچ مبنای قانونی صریحی برای قطع سراسری اینترنت وجود ندارد و اختیارات دولتها به کنترل محدود تجهیزات خاص، تنظیم محتوای پلتفرمها یا اقدامات هدفمند و موقت در شرایط اضطراری محدود میشود، نه خاموشی عمومی اینترنت برای همه شهروندان.
هند و ترکیه تنها کشورهایی هستند که امکان محدودسازی دسترسی به اینترنت را دارند، اما این اقدامات نیز در هند به صورت منطقهای، موقت و تحت نظارت قضاییاند و در ترکیه نیز بهصورت کندسازی و فشار بر پلتفرمهای خاص انجام میشوند. حتی درباره این دو کشور هم که الگوی مشروع نیستند و گزارشهای انتقادی درباره آزادی دسترسی مردم به اینترنت درباره آنها وجود دارد، مساله، قطع اینترنت در کل کشور نیست. تسنیم با یکسان وانمود کردن «تنظیم محتوا یا پلتفرمها» با «قطع سراسری اینترنت» و تعمیم نادرست اختیارات محدود قانونی، از آنچه در ایران رخ داده، تصویری نادرست ارائه داده است. (فکت نامه، بی کد، تاریخ 1 بهمن ماه 1404)
حتی در جنگ 12 روزه هم کشورهای مسلمان عرب اعلام بی طرفی کردند و ابداً حاضر نشدند طرف ج ا ایران را بگیرند [بی طرفی در عمل مد نظر هست] (میدل ایست مانیتور، کد 20241003، تاریخ 12 مهرماه 1403) و یا مورد پاکستان که افتضاح بدی برای ج ا ایران بود چنانچه کمتر از 2 ماه بعد از ادعای محسن رضایی مبنی بر حمایت اتمی پاکستان از ج ا ایران (انتخاب، کد 871667، تاریخ 26 خردادماه 1404) که البته مشخص شد کذب بوده (فکت نامه، بی کد، تاریخ 25 خردادماه 1404)، رئیس جمهور این کشور به ژنرال آمریکایی فرمانده سنتکام (واحد نظامی مسئول حمله به ج ا ایران) نشان نظامی اهدا کرد (تابناک، کد 1320055، تاریخ 7 مردادماه 1404).
من پیشتر هم گفتم دو چیز باعث شد وضعیت ایران با حاکمیت ج ا به این روزگار بیافتد: یکی منجی گرایی افراطی، یعنی آنکه گمان میرود زمان ظهور کاملاً نزدیک بوده و این حکومت متصل به ظهور هست و دیگر ایدئولوژی جهاد ابتدایی یعنی منافع امت را بر ملت خود ترجیح داده و فکر میکند میتواند جهان اسلام را رهبری کرده و با جهاد ابتدایی تبدیل به یکه تاز ملل مسلمان بشود!. ج ا ایران تمام تخم مرغ های خود را در سبد ظهور گذاشت و ازین حیث گمان میکند نزدیک قله است!.
البته که خیلی خوب میشود ظهور اتفاق بیافتد لکن اگر این چنین نشود بلایی که سر زرتشتیان آمد در زمان صفویان اینبار بخاطر همین منجی گرایی افراطی سر شیعیان خواهد آمد و مقصر تمام قدش هم ج ا ایران است. در محاسبات ج ا ایران آینده نگری نیست، هیچ تاکتیک خاصی وجود ندارد، فقط حرف است و کنارش ایدئولوژی! برای همین می باشد که غرب هم ازین نظام نا امید شده و بدنبال جنگ است. اتحادیه اروپایی که پیشتر حاضر نشده بود سپاه پاسداران را در لیست گروه های تروریستی قرار دهد حال یکی از ستون هایش یعنی آلمان در جنگ 12 روزه علناً از اسرائیل حمایت میکند و عنوان میکند اسرائیل دارد کارهای کثیف را برای آنها انجام میدهد و یا اخیراً از سقوط ج ا ایران در آینده ای نزدیک خبر میدهد (میدل ایست مانیتور، بی کد، تاریخ 28 خردادماه 1404 - تایمز اسرائیل، بی کد، تاریخ 23 دی ماه 1404) و همچنین از بعد از شروع اعتراضات 17 دی ماه بر اساس رصدی که داشتم خبرگزاری یورو نیوز فارسی (خبرگزاری این اتحادیه) هم تغییر رویکرد داده و مشابه خبرگزاری هایی همچون BBC موضع تند تری نسبت به ج ا ایران گرفته است که البته مسلماً بهمین دلیل می باشد که با وجود فیلتر نبودن این پایگاه خبری قبل از بسته شدن اینترنت کماکان با وجود رفع مسدودی ویکی پدیا حتی (ویکی پدیا دیروز رسماً رفع مسدودی شد)، رفع فیلتر نشده است. همچنین این اتحادیه هم سپاه پاسداران را در لیست گروه های تروریستی قرار داد که بیانگر نا امیدی کامل یا 99 درصدی غرب است (یورو نیوز، بی کد، تاریخ 9 بهمن ماه 1404). در داخل کشور هم موارد مشابهی دیده میشود مثل سخنان اخیر میرحسین موسوی که آشکارا براندازانه بود و دست کم من بخاطر ندارم با این لحن پیشتر ناظر به ج ا ایران سخن رانده باشد (میرحسین موسوی: مردم به چه زبانی بگویند این نظام را نمیخواهند. یورو نیوز، بی کد، تاریخ 9 بهمن ماه 1404).
رضا پهلوی فرزند محمد رضا پهلوی چند ماه پیش در مرداد 1404 عنوان کرده بود فرصت تاریخی ناظر به ج ا ایران بدست آمده که نباید از دست برود و همچنین اشاره کرده بود به اینکه راه جلوگیری از هفتم اکتبر حمایت از مردم ایران بوده و اینرا پیشتر متذکر شده بوده است (نقل به مضمون) (ایندیپندنت فارسی، کد 415845، تاریخ 8 مردادماه 1404) آن زمان که نقشه راه را علناً عنوان میکردند نظام ج ا ایران درگیر حجاب موی سر و اتحاد و پیروزی ادعایی اش بعد از جنگ 12 روزه بود! و هرچه منتقدین دلسوز میگفتند حجاب اولویت نیست نباید بدان پرداخت و... گوش مسئولین بدهکار نبود. بهرحال از نماینده مجلس تا ائمه جمعه بدنبال پوشانیدن اجباری تار موی سر زنان بودن و خب بلایی بر سر این کشور آمد و دچار شوکی شدند که هنوز که هنوز هست جرئت نکردند بسراغ ادبیات پیشین حول حجاب بروند.
اشاره پهلوی به هفتم اکتبر بیانگر عدم اصلاح ج ا ایران است و این یعنی میخواهد به غرب بفهماند این نظام اصلاح پذیر نیست و با دادن پهپادهای شاهد به روسیه و تسلیح و تطمیع گروهک های تروریستی همچون حماس برای قتل عام مردم عادی هیچ ابایی از هیچ کاری جهت ضربه زدن به غرب ندارد. فارغ از آنکه چقدر از تصویر سازی ایشان درست باشد که محل بحث در اینجا نیست لکن ج ا ایران با عملکرد خود عملاً قدم در مسیر دلخواه اپوزیسیون و تصویر سازی ادعایی شان گذاشت بخصوص با وقایعی که اخیراً اتفاق افتاده است. من یک مورد از آنها را در اینجا بررسی میکنم و حجم و کیفیت کشتارهای اتفاق افتاده در اعتراضات دی ماه 1404 بگونه ای هست که دنبال کردن اخبارش جز ایجاد تنفر ازین نظام چیز دیگری بعید است ایجاد کند. بی بی سی فارسی در کانال تلگرامی خود این متن را بهمراه یک کلیپ منتشر کرد:
کانال تلگرامی «وحید آنلاین» ویدیویی از اعتراضات دی 1404 منتشر کرده که در آن ماموران به طور مستقیم به سمت معترضان شلیک میکنند. در این ویدیو ماموری دیده میشود که با سلاح کلاشنیکف سه بار به سمت معترضان نشانه میگیرد و شلیک میکند. این ویدیو با این توضیح منتشر شده است که مربوط به آمل تاریخ 19 دی است. امکان تعیین زمان و مکان دقیق این ویدیو وجود ندارد، اما مشخص است که مربوط به اعتراضات سراسری دی 1404 است. (کانال تلگرامی بی بی سی فارسی، کد 270247، تاریخ 9 بهمن ماه 1404)
کلیپ را نگاه کنید متوجه خواهید شد که مرتبط با بسیجی-سپاهی دخیل در سرکوب اعتراضات دی ماه است. بحث من در اینجا اما استخراج دو نکته مهم ازین کلیپ است:
1. فشنگ شلیک شده به احتمال قریب به یقین جنگی هست:
- اولا اتش لوله کلاشینکف قرمز تیره نیست (فشنگ گازی [مشقی] اینطور می باشد).
- ثانیا نوع تیراندازی (نشستن و...) کاملا با تیراندازی هدفمند منطبق هست. در تیراندازی با فشنگ جنگی میخواهیم هدفمند تک تیر بزنیم. برای فشنگ غیر جنگی گازی یا مشقی که هدف ایجاد رعب و... هست هدف گیری اهمیتی ندارد. البته فشنگ مشقی هم قابلیت آسیب زدن را در فاصله نزدیک دارد ولی اینجا فاصله نزدیک هم به چشم نمیخورد.
2. نکته خیلی مهم بعدی این هست که در اینجا معترضین مسلح هم نیستند! دقت کنید، آرایش نیروها بهیچ وجه به مواجه با معترضین مسلح نمیخورد و هیچ بحث پناه گیری و... هم مطرح نیست بخصوص که تیرانداز بسیجی ما وسط خیابان می نشیند و شلیک میکند!.
جایی ادعا شده بود چون فرد از پشت تیر خورده پس کار تروریست هاست (البته نمیگویند چه غلطی میکردند در دوران جنگ 12 روزه و پس از آن که تروریست ها توانستند تا قلب تهران نفوذ کنند؟! و در هردو حال ضربه ای بزرگ به اعتبار خودشان وارد ساختند) لکن مشخص نمی سازند پس آنها که از جلو تیر خوردند چه؟!. همین موارد مشخص می سازد هیچ استانداردی در این خصوص ندارند و دروغ میگویند با اینکه میدانند مردم می فهمند دروغگو هستند. عماد الدین باقی در خصوص تعداد کشته های اعتراضات دی ماه 1404 گفتار درخور توجهی داشته و میگوید:
حکومت، امار 3117 کشته از پلیس و حافظان امنیت و مردم عادی و افراد حرفه ای سازمان یافته را در حوادث خونبار دیماه اعلام کرده است. البته پر واضح است که ممکن است با فوت برخی از مجروحان یا شناسایی های جدید این آمار کمی افزایش پیدا کند. اکنون در اردوگاه مخالفان حکومت، رقابتی بر سر هرچه بیشتر بالا بردن آمار قربانیان اعتراضات دیماه به وجود آمده، یکی میگوید 12000 دیگری میگوید 36500 یکی میگوید 60 هزار و اخیرا هم برخی 80 هزار و 100 هزار کشته را مطرح کرده اند. هدف آن هم مشخص است: تحریک و انگیزه بخشی به قدرتهای خارجی برای حمله به ایران به استناد "قاعده حمایت". اما آنها در واقع با این کار دارند با آمار بازی و اصل موضوع را لوث می کنند. این آمار درباره اشیا نیست، درباره جان انسانهاست که حتی یک نفرش همچون یک جهان و جامعه است(مائده/32) و بازی سیاسی با جان انسان ها کاری ضداخلاقی است. اما من میخواهم فرض را بر همان آمار اعلام شده رسمی بگذارم. مگر همین آمار اعلام شده بنیاد شهید کم هولناک است که بخواهند چربترش کنند؟.
برای فهم میزان هولناک بودن آن کافیست به این نکته توجه شود که طبق پژوهشی که ربع قرن پیش در کتاب "بررسی انقلاب ایران" انجام دادم تا ادعای جا افتاده 65 هزار شهید در انقلاب 57 را رد کنم (و این تحقیق مرجع استنادی کتابها و مقالات بیشماری قرار گرفته است) نشان دادم کل شهدای انقلاب در طول 15 سال از قیام 15 خرداد 1342 تا انقلاب 22 بهمن 57 بعلاوه کل کسانی که در درگیریهای چریکی و خیابانی کشته یا در زندانها اعدام شده اند جمعاً 3164 نفر بود. هرچند دلیل بسیار مهم کم بودن این آمارها نسبت به همه انقلابات دیگر را در همان کتاب توضیح داده ام و در جای دیگری باید به آن پرداخت اما در دیماه 1404 در فاصله چند روز 3117 کشته اعلام شده که احتمال افزایش هم دارد.
این تعداد کشته حتی اگر بگویند بخشی از آنها از نیروهای پلیس و حافظ امنیت بودهاند چیزی را عوض نمیکند چون همه آنها فرزندان ایران بودند و شرم و ننگ بر آنها که معترضان کشته شده را به خاطر وجود چند تروریست در لابلای مردم (که جولان آنها هم به خاطر بی کفایتی نهادهای امنیتی بود) مزدور و یا فریب خورده بدانند و نقش حکومت را در مایوس کردن مکرر مردم از اصلاح امور و کاشتن بذر نفرت کتمان کنند.
حتی عده ای از آنانکه در دام موساد و گروه های تروریستی افتادند نیز قربانی ناکامی های مکرر از تغییر مسالمت آمیز هستند و باز هم به حکم قاعده حقوقی و فقهی "سبب اقوی از مباشر"، کسانی باید پاسخگو باشند که سبب ساز بوده اند. پس به دستاندرکاران امنیتی و قضایی تاکید می کنم با درنظر گرفتن مسئولیت سبب سازان، در صدور احکام اعدام درنگ کنید و چرخه خشونت را تشدید نکنید. (کانال تلگرامی عماد الدین باقی، کد 2678، تاریخ 10 بهمن ماه 1404)
نکته مهم دیگر این است که اگر تروریست ها کشته سازی کردند (که یک مورد مستند هم وجود خارجی ندارد و فقط تا به الآن ادعاهای بدون سند سازمان های اطلاعاتی کشور بوده) چرا پزشکانی که بدنبال درمان مردم بودند را بازداشت کردند؟ مگر نه آنکه آنها مردمان مجروح توسط تروریست ها را میخواستند در خیابان یا در جایی غیر از بیمارستان درمان کنند؟:
رییس کل سازمان نظام پزشکی در گفتوگو با ایسنا: بازداشت 17 نفر از اعضای سازمان نظام پزشکی به دلیل انجام اقدامات درمانی صرف نبوده موردی نداریم که کسی جایی درمان انجام داده و بازداشت شده باشد. تاکنون هیچ حکم قطعی برای آنها صادر نشده است. برخی تلاش نکنند که با ایجاد فضای روانی، میان مردم و جامعه پزشکی دیوار بکشند و دو قطبی ایجاد کنند. (خبرگزاری ایسنا، کد ، تاریخ 11 بهمن ماه 1404)
بازداشت و ناپدید شدن 11 پرستار بیمارستان بانک ملی تهران به گفته منابع رادیو فردا، پرستاران این بیمارستان، معترضان مجروح را برای جلوگیری از بازداشت توسط نیروهای حکومتی به کوچه شیروانی در پشت بیمارستان منتقل میکردند.
بر اساس این اطلاعات، به این مجروحان خارج از ساختمان بیمارستان و در فضای خیابان خدمات درمانی ارائه میشد، اما ظاهراً این اقدامات از طریق دوربینهای بیمارستان شناسایی شده است. گفته میشود نیروهای حکومتی این 11 پرستار را روز 21 دیماه در محل بیمارستان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردهاند. خانوادههای این پرستاران تاکنون از سرنوشت آنها اطلاعی ندارند و تحت فشار به سکوت وادار شدهاند. همچنین حراست بیمارستان کارکنان را تهدید کرده است که در اینباره اطلاعاتی در اختیار رسانهها قرار ندهند. عفو بینالملل اخیراً در گزارش خود اعلام کرد گزارشهایی دریافت کرده که بر اساس آن نیروهای امنیتی در مواردی معترضان را هنگام درمان در بیمارستانها بازداشت کردهاند. (اکانت نرم افزار ایکس رادیو فردا، کد 2017230263210676395، تاریخ 10 بهمن ماه 1404)
برای مورد اول که ادعای کذبی است چون نمونه ای از پزشکان بازداشت شده یعنی دکتر علیرضا گلچین متخصص جراحی عمومی و فوق تخصص جراحی سرطان امروز آزاد شدند (انتخاب، کد 907743، تاریخ 11 بهمن ماه 1404) و مسلماً اگر نقش مهمی در اعتراضات داشتند به این سادگی آزاد نمیشدند و بحث رایزنی با دادسرا و... برای آزادی ایشان وجود داشته که برای یک اغتشاش گر اصلا ممکن نیست همکاری کنند وقتی وعده برخورد بدون اغماض را دادند و نیز ما یک نفر هم از افرادی با اتهامات تروریستی نداریم آزاد شده باشند. مسلماً بحث درمان مجروحین مد نظر بوده است بخصوص در خیابان و یا کلا جایی که نیروهای امنیتی مشابه بیمارستان امام خمینی ایلام نتوانند به حریم درمان تعریض کنند و خوی وحشیگری خود را نشان دهند (بی بی سی فارسی، بی کد، تاریخ 16 دی ماه 1404). برای مورد دوم هم بازداشت پرستاران آن بیمارستان رسماً تأیید شده است (ایلنا، کد 1745995، تاریخ 11 بهمن ماه 1404) صرفاً بحث سر تعداد و عنوان دقیق اتهامی بازداشت است که مسلماً هیچ ربطی به شرکت در اقدامات قهری علیه این نظام نداشته وگرنه دلیلی ندارد چند پرستار یک بیمارستان به یکباره دستگیر شوند مسلماً بحث همان عملکردشان حول درمان مجروحان بوده است. خیلی جالب می باشد که از یک طرف ادعا میکنند تیراندازی از جانب تروریست های خیالی بوده و از طرفی دیگر در به در بدنبال مجروحین در بیمارستان ها میگردند تا آنها را بازداشت کنند!.
کار بجایی میرسد که معاون پرستاری وزارت بهداشت برای اینکه مجروحان نترسند و برای درمان به درمانگاهها و مراکز درمانی مراجعه کنند میگوید اگر به مرکز درمانی مراجعه کنید و نامتان را به صورت دیگری اعلام کنید، کسی شما را تفتیش نمیکند و تنها در صورتی که از بیمه بخواهید استفاده کنید، احراز هویت نیاز است (عصر ایران، کد 1136522، تاریخ 9 بهمن ماه 1404) افتضاحی که به بار آوردند آنقدر بزرگ است که حتی نماینده مجلسشان هم میگوید خیلی از فوتی ها مجروحانی بودند که به بیمارستان مراجعه نکردند (خبرآنلاین، کد 2172178، تاریخ 3 بهمن ماه 1404) اینها از ترس کدام تروریست ها به بیمارستان نرفتند؟. تمامی قراین بخوبی اثبات میکند خودشان هم میدانند نیروهای انتظامی و امنیتی بدنبال مجروحینی هستند که توسط این جماعت کشته نشدند؛ همین قدر وقیح و متناقض اند!.
مورد بیمارستان امام خمینی ایلام هم که چنان نیروهای امنیتی افتضاح به بار آوردند که هیئتی از وزارت کشور ناچار شد برای بررسی افتضاح این جماعت برود (خبرآنلاین، کد 2166457، تاریخ 16 دی ماه 1404) و البته همان قدر که جریان انفجار بندر شهید رجایی مشخص شد (مثل پاسخ به پرسش مهم محموله متعلق به کدام ارگان بوده و چرا در آن مکان قرار داشته است) این هم برای عامه مردم مشخص میشود، صرفاً میدانیم گندی که بالا آوردند به حدی بوده که محمد جواد روح سردبیر روزنامه هم میهن در آن خصوص اظهار داشت (لازم به تذکر است روزنامه هم میهن بخاطر تهیه گزارش حول افتضاح به بار آمده در آن بیمارستان و یک گزارش دیگر چندی است توقیف شده):
گزارش رسمی وزارت بهداشت از برخوردهایی که در آن بیمارستان شده بطوری که رئیسجمهور دستور پیگیری دادند، خیلی شدیدتر و تندتر از چیزی است که در گزارش ما آمده است. ما اظهارات مسئولین رسمی و نماینده ایلام و اظهارات چند شاهدی که به آن بیمارستان مراجعه کردند را آوردیم. (دیدار نیوز، کد 195045، تاریخ 8 بهمن ماه 1404)
بازنشر گزارش خانم الهه محمدی خبرنگار هم میهن را میتوانید در یک وبسایت دیگر مشاهده کنید که حاوی نکات تکان دهنده ای از اتفاقی می باشد که در ایلام افتاده است:
وقتی حریم درمان شکست| روایت شاهدان عینی از وقایع بیمارستان امام خمینی ایلام و بیمارستان سینای تهران موضع وزارت بهداشت: محیط های درمانی، محلی امن برای درمان بیماری است؛ این موضوع دیگر نباید تکرار شود. (پایگاه خبری الکترونیک دندانه، بی کد، بی تا)
غرب بطور کامل از ج ا ایران نا امید شده و دلیل آنهم این است که سران این نظام علیرغم تمامی درخواست ها، و سپس هشدارها، سپس تهدیدها، و در نهایت اقدامات عملی محدود که به جنگ 12 روزه منتهی شدند، ذره ای در سیاست خارجی خود تغییر ایجاد نکرده و مکرراً مدعی شده درب بر همان پاشنه میچرخد!. رکن هر مناظره کوتاه آمدن از خطوط قرمز هست وگرنه اینکه هرطرف برای خودش خطوطی معین کند و بعد بگوید همینی هست که هست! سر چیزهایی کوتاه می آیم که برایم کاربردی ندارد (غنی سازی با درصد بالا) ارزشی ندارد؛ دیگر اسمش مذاکره نیست دیکته خواسته ها به طرف مقابل است. باز غرب تحریم ها و سرمایه گذاری در کشور ما را دارد بعنوان امتیاز عرضه کند ما با خطوط قرمزی که تعریف کردیم هیچ چیزی برای عرضه نداریم. غنی سازی با درصد پایین وقتی هر آن بخواهیم امکان روی آوردن به غنی سازی با درصدهای بالاتر هست ارزشی ندارد.
دست آویز قرار دادن عراق و لیبی کمکی به تأیید رویکرد صلح ستیزانه ج ا ایران نمیکند!. برای لیبی آنچه باعث شد سقوط کند شورش و جنگ داخلی بود و بعد از مؤفقیت های مهم معترضین به حکومت قذافی بود که ناتو وارد عمل شد (ویکی پدیا فارسی، بی کد، بی تا) و فرضاً توان موشکی خودش را نگاه میداشت، با آن میخواست مردم خودش را بیشتر از آنچه کرد، قتل عام کند؟ که البته همان قتل عام ها باعث محکومیتش شد مشابه اتفاقی که برای آیت الله خامنه ای و ج ا ایران دارد می افتد. برای عراق هم صدام پیشتر در جنگ با کویت شکست سختی خورد و اوضاع اقتصادی داخلی اش افتضاح بود و چاره ای جز راه آمدن با غرب نداشت که البته برای همان هم بدرستی عمل نکرد.
در نقطه مقابل ما فلسطین و سوریه را داریم که کنار گذاشتن صلح ستیزی و جنگ افروزی و نیز سلاح های فوق سنگین باعث شده است مسیر صلح باز شود یا لبنان که خلع سلاح حزب الله توسط ارتش این کشور باعث شده اسرائیل از حمله به بیروت خودداری کند که البته با واکنش اخیر و افتضاح حزب الله که آشکارا نشان میدهد ج ا ایران کنترل کننده آن است و نیروی مستقل نیست و بازوی نظامی اش دخالت ایران در امور لبنان است، زحمات ارتش این کشور نیز احتمال دارد هدر برود. بهرحال این موارد اثبات کردند هرکجا جنگ افروزی کنار گذاشته شد در عین حفظ کرامت مردم، غرب مشکلی با آن حکومت ها نداشته است و اتفاقاً از آنها حمایت نیز کرده (مثل مورد حمایت آمریکا از جولانی) که البته در مورد سوریه، روسیه هم حمایت تمام قدی از سوریه پسا بشار أسد داشته است.
بنابراین سه شرط مطرحی که خبرگزاری هایی همچون آکسیوس و نیویورک تایمز و گاردین عنوان کردند برای ج ا ایران گذاشته شده است یعنی:
- غنی سازی صفر درصد مستقل در خاک ایران + خروج مواد غنی شده (منظور در وهله اول باید همان حدود نیم تُن غنی سازی شده 60 درصد و در وهله بعدی نهایتاً تمام مواد غنی سازی شده بالای 20 درصد یا کلا اورانیوم غنی سازی شده بجز موارد مربوط به نیروگاه هسته ای بوشهر که تحت مدیریت و نظارت روس هاست باشد. البته این حدس های من است و جزئیات این پیشنهادها اگرچه در برخی اخبار هست لکن بصورت رسمی چیزی از جانب طرفین منتشر نشده است و نمیتوان با اطمینان گفت جزئیات گمانه زنی رسانه هاست یا دارای منبعی معتبر)
- محدود سازی برد موشک و تعداد آنها (منظور باید لحاظ نهایت بُرد موشکی 1 هزار کیلومتر باشد)
- توقف حمایت از گروهک های نظامی نیابتی (مشخصاً منظور حزب الله لبنان و حوثی های یمنی است)
چیزی نیستند جز نتیجه جنگ افروزی هایی که ج ا ایران داشته است و اینکه تکلیف این نظام باید مشخص شود، یا براندازی، یا سقوط نسبی و درگیر جنگ داخلی شدن، یا قبول کردن نظم نوین جهانی. ده سال و اندی قبل که آیت الله خامنه ای میگفت اسرائیل 25 سال آینده را نخواهد دید (نشر آثار آیت الله خامنه ای، کد 30716، تاریخ 18 شهریورماه 1394) مشخصاً خوش بین ترین اطرافیانش نیز فکر نمیکردند روزی ج ا ایران به اینجا برسد که به 5 سال آینده هم مشخص نباشد برسد یا نه مگر در صورت قبول حقارت مد نظر غرب و یا ظهور امام زمان!!. زمانی بحث موشکی مطرح نبود و نهایتاً غنی سازی صفر و عدم حمایت از گروه های مقاومت مد نظر بود لکن ج ا ایران با زیاده خواهی خودش به آن شرایط پشت پا زد، فردا روزی اگر شرط عقب نشینی از استان قم یا اصفهان را مطرح کردند نباید تعجب کرد!.
ایران افغانستان نمیشود، در ایران بخش قابل توجهی از مردم جان خود را کف دست گذاشته تا با نظام دینی مبارزه کنند، نظام دینی که به اندازه طالبان افغانستان هم تندرو نبود. بنابراین مشخصاً بنا نیست ایران در نهایت به سرنوشت افغانستان دچار شود چون برپایی این چنین حکومتی مقاومت قوی مردمی را دارد و همچنین عقاید و افکار متحجرانه افراط گرایان اهل سنت هیچ جایی در این کشور ندارد و نهایتاً در بخش هایی از سیستان و بلوچستان و... بروز و ظهور داشته باشد. این کشور تکثر گرایی لیبی و عراق را هم ندارد که کرد و سنی و شیعه در جنگ با یکدیگر باشند یا دارای قومیت ها یا... ای با ریشه های خصومتی بزرگ باشد، همین ویژگی سبب شد انقلاب 57 بجای تجزیه نظام مرکزیت گرای متمرکز ج ا را بر سر کار بیاورد و تجزیه ای بدست مردم نداشته باشیم. بنابراین فردای براندازی هم اگر کشورهای بیگانه اجازه بدهند تجزیه ای در کار نخواهد بود و یک حکومت مستقل ملی خواهیم داشت؛ چیزی که بنا بود از بعد از انقراض قاجاریه داشته باشیم و با مخالفت روحانیون دینی و... منجر به پادشاهی رضا خان شد (ویکی پدیا، بی کد، بی تا).
من البته تفکرات حجتیه و نهی از برپایی حکومت دینی را ابداً ندارم، مد نظرم ملاک اکثریت غالب مردم در قالب یک رفراندوم هست ولو حکومتی دینی از دل این رفراندوم بیرون بیاید. رفراندوم هم نیاز به یک حکومت مقتدر مرکز گرا دارد تا اگر اقلیت هایی از قبول نتیجه سرباز زدند و ساز جدایی را کوک کردند (که بخصوص در سیستان و بلوچستان بواسطه نفوذ تفکرات سلفی و افراط گرایانه و متحجرانه شبه اسلامی محتمل است بخواهند حکومتی شبیه به طالبان ایجاد کنند) بتواند آنها را سرکوب کند. کاهش شدید مشارکت در انتخابات که نشان داده مردم ایران کمتر از 50 درصد در حد تمایل به رأی دادن داخل چارچوب این نظام علاقه دارند خود دلیل محکمی دال بر نیاز به برگذاری رفراندوم است بدون توجه به اعتراضات گسترده از 1398 تا 1401 و در نهایت 1404 که من جمله ادله از دست رفتن گسترده پشتوانه مردمی ج ا ایران می باشند.
البته اگر بحث ظهور مطرح شود که کلاً معادلات عوض میشود ولی خب من فرض را بر ادامه همین روند فعلی گذاشتم چون جز خداوند أحدی از زمان ظهور و نیز قیامت آگاه نیست و تخمین هم نمیشود زد کما اینکه بعنوان مثال زمانی سفیانی نامی را که ادعا میشود خروجش جزء علام اصلی ظهور است، بدلیل دشمنی که شیعیان با بنی عباس داشتند، منطبق بر عباسیان میدانستند و سفیانی را از میان برنده حکومت آنان و سپس به فاصله زمانی کوتاهی از آغاز حکومت شیعی امام زمان سخن می راندند (2)! که خب مشخص شد کذب محض بوده است. این تخمین ها هیچ مبنا و اساسی ندارند جز اوهام عده ای که فکر میکنند آدم های خاصی بودند نسبت به نسل مسلمانان قبلی شان که ظهور در دورانشان اتفاق نیافتاد!. قرآن کریم هم که یا از ظهور امام زمان سخنی نگفته یا اگرهم چیزی در تفاسیر هست کاربرد دوگانه دارد که همین نشان میدهد اهتمام کلام الله به قیامت بوده نه ظهور چون ظهور برای دورانی محدود و انسان هایی خاص هست همانطور که طوفان نوح یا حکومت سلیمان نبی بود. مهم قیامت و رو سفیدی پیش ذات أقدس الهی است؛ اتفاقاتی به مراتب بزرگ تر ازین جنگ ها در دنیا افتاده است و نسل های بشر زندگی خود را طی کردند. البته که من به نوبه خودم احتمال ظهور حضرت را حتی در همین ماه جاری منتفی نمیدانم همانطور که ظهور نکردنشان در قرن حاضر را نیز مطلقاً مردود نمیدانم.
برای یک فرد منتقد، همین که حکومتی بردارد کشتی کانتینر بر تجاری را تبدیل به ناو جنگی کند و ادعای ساخت ناو داشته باشد (3) در مقابل ناوهای مجهز غربی کافیست تا بدانم حکومتی توخالیست یا آنکه از دشمنی و نابودی آل سعود سخن براند (من باب مثال: خبرگزاری دانشجو، کد 540991، تاریخ 19 شهریورماه 1395) لکن بعداً بردارد با آن بخاطر فشار چین صلح کند (یا حالا فشار چین هم نباشد بفهمد عرضه دشمنی با آل سعود را ندارد و آرزوی نابودی اش را به گور میبرد) کافیست تا بفهمم علاوه بر توخالی بودن دروغگو نیز هست!. سال 1401 گفتم ج ا ایران شکست بدی از فمینیسم خورد، انتظار داشتم تغییر رویه بدهد لکن نداد، انتظار داشتم اصلاح شود چه از بُعد ساختار فساد زای سیستمش چه عقل رو به زوال مسئولین تندرو بدنبال تار موی سر زنانش (یا حذف آنها توسط سیستم) لکن نشد، انتظار داشتم اولویتش بشود اصلاح سیاست داخلی تا کوبیدن بر طبل توخالی بلوف های سیاست خارجی جنگ نمیشود و آمریکا در محاصره ماست (خبرآنلاین، کد 2001908، 5 دی ماه 1403 (محتوای خبر مربوط به سخنرانی سردار نقدی در تیرماه 1402 می باشد)) [لابد منظورشان حضور سپاه در ونزوئلا بود که البته آنجا را هم از دست دادند اخیراً] و ما فلان هستیم و بهمان می مانیم و... لکن نشد که نشد؛ فلذا من فاتحه این نظام را با این دست فرمان سیاست های داخلی و خارجی خوانده ام، یا نظام عوض خواهد شد یا دست فرمان؛ شما خواننده گرامی را نمیدانم!.
1. ترتیب ارگان های بسیج بدین صورت هستند:
پایگاه (بعنوان مثال پایگاه مقاومت بسیج مسجد محله شما که یک عنوان مثل نام ائمه را نیز دارد) سپس حوزه بسیج (یک نام مثل نام ائمه و شماره را نیز دارند) و هر حوزه طبیعتاً چند پایگاه را در برمیگیرد. بعد از آن ناحیه مقاومت بسیج که یک عنوان مثل نام ائمه را نیز خواهد داشت. بعد از آن میشود فلان سپاه استان. مثلاً پایگاه بسیج امام علی مسجد سلمان، حوزه مقاومت بسیج شماره 4 امام جواد، ناحیه مقاومت بسیج امام صادق، سپاه امام علی استان تهران. البته شهر تهران زیر نظر سپاه محمد رسول الله هست که سپاه استانی محسوب نمیشود و ازین حیث متفاوت از ترتیبی می باشد که گفتم لکن چارچوب کلی سلسله مراتب بدین صورت است.
2. روایاتی که خروج سفیانی را به حکومت بنی عباس مرتبط ساختند کم نیستند و البته برخی ناچار شدند از بنی عباس ثانی سخن برانند و... که توجیهاتی بی اعتبار بیش نیستند چراکه تا به الآن هیچ حکومتی مدعی احیای حکومت بنی عباس نشده است و مشخصاً مقوله ای جعلی برای توجیه روایات جعلی می باشد. من به چند مورد از روایات مربوطه اشاره میکنم:
أخبرنا علی بن أحمد البندنیجی عن عبید الله بن موسى العلوی عن محمد بن موسى عن أحمد بن أبی أحمد عن محمد بن علی القرشی عن الحسن بن الجهم قال قلت للرضا ع أصلحک الله إنهم یتحدثون أن السفیانی یقوم و قد ذهب سلطان بنی العباس فقال کذبوا إنه لیقوم و إن سلطانهم لقائم
حسن بن جهم میگوید: به امام رضا گفتم: در نشستها و مجالس علمای اهل سنت اینگونه میگویند که سفیانی زمانی ظهور میکند که بساط بنی عباس برچیده شده باشد سپس امام فرمود دروغ میگویند همانا سفیانی وقتی ظهور میکند که حکومت بنی العباس پابرجاست
أخبرنا أحمد بن هوذة الباهلی قال حدثنا إبراهیم بن إسحاق النهاوندی عن عبد الله بن حماد الأنصاری عن الحسین بن أبی العلاء عن عبد الله بن أبی یعفور قال قال لی أبو جعفر الباقر ع إن لولد العباس و المروانی لوقعة بقرقیساء یشیب فیها الغلام الحزور و یرفع الله عنهم النصر و یوحی إلى طیر السماء و سباع الأرض اشبعی من لحوم الجبارین ثم یخرج السفیانی
بین بنی عباس و بنی مروان درگیری سختی در قرقیسا رخ میدهد که از شدت آن جوانان پیر میشوند و و خداوند پیروزی را از آنها دریغ میکند و پرندگان آسمان و درندگان زمین را وحی میکند که از گوشت ستمگران بخورند. سپس سفیانی خروج میکند.
أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِکٍ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ یَسَارٍ اَلثَّوْرِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْخَلِیلُ بْنُ رَاشِدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ قَالَ: زَامَلْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ عَلَیْهِمَا السَّلاَمُ بَیْنَ مَکَّةَ وَ اَلْمَدِینَةِ فَقَالَ لِی یَوْماً یَا عَلِیُّ لَوْ أَنَّ أَهْلَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضِ خَرَجُوا عَلَى بَنِی اَلْعَبَّاسِ لَسُقِیَتِ اَلْأَرْضُ بِدِمَائِهِمْ حَتَّى یَخْرُجَ اَلسُّفْیَانِیُّ قُلْتُ لَهُ یَا سَیِّدِی أَمْرُهُ مِنَ اَلْمَحْتُومِ قَالَ نَعَمْ ثُمَّ أَطْرَقَ هُنَیْئَةً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ قَالَ مُلْکُ بَنِی اَلْعَبَّاسِ مَکْرٌ وَ خَدْعٌ یَذْهَبُ حَتَّى یُقَالَ لَمْ یَبْقَ مِنْهُ شَیْءٌ ثُمَّ یَتَجَدَّدُ حَتَّى یُقَالَ مَا مَرَّ بِهِ شَیْءٌ
علىّ بن أبی حمزه گوید: «از مکه تا مدینه همراه موسى بن جعفر علیهما السلام بودم، روزى به من فرمود:اى علىّ اگر همۀ اهل آسمانها و زمین بر بنی عباس خروج کنند زمین از خون همۀ آنان سیراب مىشود (و حق روى کار نیاید) تا آنگاه که سفیانى خروج کند، به آن حضرت عرض کردم: اى سرور من امر او از حتمیات است؟ فرمود: آرى، سپس اندکى سر به زیر افکند و بعد سر برداشت و فرمود: حکومت بنی عباس حیله و نیرنگ است، از بین مىرود تا جایى که گفته شود: دیگر چیزى از آن به جاى نمانده است، سپس دوباره شروع به شکل گیرى مىکند تا جایى که گفته شود: چیزى بر سر آن نگذشته است».
مورد دومی که آشکارا در زمان امام محمد باقر (علیه السلام) جعل شده است چراکه در زمان ایشان عباسیان داشتند بواسطه مبارزه با بنی امیه یا بنی مروان (از زمان مروان بن حکم شاخه بنی مروان از بنی امیه حکومت اموی را بدست میگیرند) حکومت را بدست میگرفتند و البته شیعیان نیز از حکومت در هر حالت بی نصیب بوده فلذا در اینجا برخی روایت جعل کردند تا امید واهی بدهند!؛ چه بسا مشابه رؤیا پردازی های مقامات ج ا ایران باشد.
برای مورد سوم نیز بخاطر چندین قرنی که از انقراض حکومت بنی عباس گذشته است تحت هیچ شرایطی ولو حکومتی هم در آینده پدید بیاید مدعی ادامه دهنده راه بنی عباس باشد هیچ احمقی ادعا نمیکند گویی بنی عباس منقرض نشده بودند آنطور که در روایت از قول امام این تعبیر عنوان شده است!. این چنین چیزی برای وقتی هست که زمان کوتاهی از نابودی یک حکومت گذشته باشد لکن بطرز شگفت آوری احیا شود که برای بنی عباس ابداً این چنین چیزی نمیتواند وجود داشته باشد.
3. ناو پهپاد بر شهید باقری در اصل کشتی کانتینربر «پرارین» بوده که در سال 2000 در شرکت هیوندای کره جنوبی ساخته شد و سپس بین سالهای 2022 تا 2024 به ناو پهپادبر تبدیل گردید. این کشتی پس از انجام آزمایش های دریایی، در تاریخ 6 فوریه 2025 بهطور رسمی به خدمت گرفته شد. (جنگاوران، بی کد، تاریخ 25 بهمن 1403)
پیوست
سخن آخر
محتمل هست بزودی درگیری محدودی بین جمهوری اسلامی ایران و آمریکا-اسرائیل شکل بگیرد. فقط میخواهم متذکر شوم جمهوری اسلامی مدعی شد:
- هرگونه تهاجم را فارغ از سطح تهاجم با حمله گسترده پاسخ میدهد.
- غلطی بکنند تل آویو و حیفا را نابود میکند.
- چند هزار کشته و... روی دست آمریکا میگذارد.
- هیچ یک از پایگاه های آمریکا در منطقه در امان نخواهند بود.
- پیروزی از آن جمهوری اسلامی ایران خواهد بود و آمریکا با خفت شکست خواهد خورد.
اینها رسمی بودند، غیر رسمی ها یعنی تکنیک های ناشناخته و ضربه خوردن آمریکا و... از جایی که فکرش را نمیکنند و سپاه موشک قاره پیما دارد و... را فاکتور میگیرم. این من، این شما، این هم ادعاهای سران جمهوری اسلامی ایران؛ فردای پس از جنگ، چه جمهوری اسلامی ایران باشد چه نباشد، ارزشی ها باید به غلط کردن بیافتند اگر این وعده ها محقق نشد، چون چند دهه با همین ادعاها میگفتند در حال حرکت به سمت قله هستیم و نیاز به رابطه با آمریکا نداریم و از دشمنی با غرب نمی ترسیم و... ازین دست اباطیل. بی تعارف میگویم، به اندازه دانه خردلی محل و ارزش برای ارزشی که حکومتش نتواند ادعاهای چندین و چند ساله خود را برآورده کند، در عین حال ارزشی باقی مانده باشد قائل نخواهم بود. دروغگویی های مکرر که خاصیتی برای غیر ارزشیان ندارد نشانه بی اعتبار بودن سران یک حکومت هست.
اگر آیت الله خامنه ای به آنچه خودش صراحتاً گفت یا به اعتبار وی، زیر دستان ارشد منصوبش گفتند، جامه عمل نپوشاند، خودش و تمام مدافعینش، بی ارزش تلقی خواهند شد. چند دهه به اصطلاح بطور عامیانه عرض کنم خون مردم را در شیشه کردند، به بهانه مبارزه با آمریکا. حالا وقت عمل هست، چکار میخواهند بکنند؟!. توافق مد نظر آمریکا را با سه شرطی که این کشور مطرح کرده بکنند باید جواب چند دهه دشمنی بیمورد را بدهند، نکنند باید در جنگ ادعاهای خود را اثبات کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.