یادداشت کوتاه: متممی بر مقاله منبع شناسی تاریخی درمانگاه جندی شاپور
بسم الله الرحمن الرحیم
پیشتر طی مقاله مفصل و مستند «منبع شناسی تاریخی درمانگاه جندی شاپور» [که اخیراً بروز رسانی شده است] تمامی اسناد تاریخی مهم و در خور توجه حول درمانگاه جندی شاپور را بررسی کردم و در اینجا صرفاً به برخی حواشی میخواهم بپردازم. آن مقاله من جمله مقالات فیش نگاری وبلاگ میباشد که برای مقاله نویسان یا... بشدت مفید است. خوبی فیش نگاری این است که راه را برای هرگونه نقدی خارج از چارچوب مقاله میبندد و هر نقد و تحلیلی لاجرم از دل آن محتوایی می بایست صورت بپذیرد که در مقاله بدان پرداخته شده است و همین اعتبار و اعتماد به مقاله را دو چندان میکند.
دلیل نگارش این یادداشت کوتاه این بود که اخیراً دیدم طی برنامه تلویزیونی فرد مثلاً کارشناسی، مدعی دعوت از علی بن ابیطالب (علیه السلام) به جندی شاپور برای تدریس شده بود و در اینباره به کتابی حاصل ترجمه مرحوم ذبیح الله منصوری ارجاع داده بود. در خصوص آن مرحوم باید عرض کنم که ایشان علاوه بر جعل دعاوی خود در قالب ترجمه آثار افراد دیگر، دستی هم در خلق افراد و آثاری داشتند که تا قبل از سخن راندن از آنها توسط آقای منصوری وجود خارجی نداشتند!. من جمله این آثار کتاب «خداوندگار علم و شمشیر» از فردی بنام «رودلف ژایگر» می باشد. این چنین فردی وجود خارجی بنظر میرسد ندارد و اینرا برخی در «goodreads» هم متذکر شده اند. حتی اگرهم وجود داشته باشد این چنین کتابی بنظر میرسد وجود خارجی ندارد. باز حتی اگر این کتاب و این نویسنده در جایی در این کره خاکی وجود خارجی داشته باشند آن قدر اعتبار نداشتند که بتوان در عصر ارتباطات اثری از اعتبار درخور توجهی برای آنها پیدا کرد.
از همه اینها گذشته، اساساً منابع ما حول تاریخ اسلام مشخص است و هرآنچه در غیر این منابع باشد یا از اساس کذب بوده و یا باید بدون هرگونه بررسی با دیده شکاکیت و تردید بدان نگریسته شود مگر آنکه از طریق همان منابع متقدم شناخته شده بتوان راهی را برای اعتبارش جست. دلیل این امر اعتبار «خبر واحد مرسل» می باشد. اگرچه در منابع متقدم نیز خبر واحد مرسل داریم لکن فاصله زمانی در غیر از آنها آن قدر زیاد میشود (مثلاً در حد چند قرن مثل نقل مربوط به درمانگاه جندی شاپور) که هیچ عاقلی برای آن روایت اعتبار قائل نمیشود!. ما بعنوان مثال در میان غالیان شیعه که ائمه اطهار را در حد مقام شبه خدایی بالا میبرند دست آویز قرار دادن این چنین منابعی را می بینیم و در میان باستان پرستان هم که کوروش دوم را قدیس معصومی قلمداد میکنند البته ندیدنش جای تعجب دارد [رویکرد مشابه در تاریخ ایران باستان]!.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.