جمهوری اسلامی ایران و ده درس عبرت برای حال و آینده!
بسم الله الرحمن الرحیم
پیش درآمد.
در این متن هرکجا عنوان «ج ا ایران» دیده شد منظور «جمهوری اسلامی ایران» یعنی نظام سیاسی است که از بهمن ماه سال 1357 شمسی تا به الآن قدرت سیاسی و نظامی و اقتصادی را در کشور ایران در اختیار دارد و حاکم بر جان و مال مردم این سرزمین شده است.
چندی پیش رئیس دانشگاه صنعتی شریف پروفسور مسعود تجریش با اشاره به خشک شدن دریاچه ارومیه گفته بود:
ما همهاش داریم مایه عبرت میشویم، آدم تاسف میخورد کشوری که با این آب توانسته تمدن ایجاد کند الان مایه عبرت دیگران شدیم. در کتاب کلاس چهارم استرالیا میگویند اگر به اکوسیستم توجه نکنید به محیط زیست توجه نکنید دریاچه ارومیه میشود و خشک میشود. برای چه باید اینطوری شود. (انتخاب، کد 898381، تاریخ 14 آذر 1404).
من پیشتر به حواشی دروغی که با گردن مردم و الگوی مصرف انداختن بحران آب مسئولین بی کفایت ج اسلامی مطرح میکنند در خلال یادداشتی اشاره کردم (از جهل مرکب تا فروپاشی: آفت تحجر در سیاست ایدئولوژی زده!) و بحثم در اینجا نشان دادن قسمت اول سخن دکتر تجریش یعنی «ما همه اش داریم مایه عبرت میشویم» است.
مقدمه.
آنها دروغ میگویند و میدانند که دروغ میگویند
ما هم میدانیم که دروغ میگویند
آنها هم میدانند که ما میدانیم دروغ میگویند
با این حال باز هم دروغ میگویند!
نجیب محفوظ، نویسنده مصری برنده نوبل ادبیات
پیشتر طی پستی شاکله بلایی که ج ا ایران بر این مملکت آورده بود را با استناد به یادداشت هایی که تا پیش از آن منتشر کرده بودم شرح دادم (چرا ارزشی جمهوری اسلامی نیستم!). این پست بعنوان مکملی نسبت به آن متن عمل خواهد کرد چراکه طی آن مدت حجم دیتاهایی که در فضای مجازی به چشم میخورد من را برآن داشت یک یادداشت دیگر نیز در این خصوص به رشته تحریر در بیاورم.
ج ا ایران که با شعارهای نابودی و مرگ بر ابر قدرت های زمان خود همچون شوروی و آمریکا بر سر کار آمد و با طرح ادعاهایی همچون رایگان کردن قیمت آب و برق و اقتصاد مال خر است و... سعی داشت خود را حکومتی کامل نشان دهد که سر و سامان دادن به اقتصاد برایش امری ناچیز بوده و هدف های کلان تر و سنگ های بزرگی همچون رسانیدن به مقام انسانیت را در دستور کار خود دارد بعد از حدود پنج دهه حاکمیت به آیینه عبرت تمامی حکومت های ایدئولوژی محور دنیا درآمده است.
ایدئولوژی محور یعنی حکومتی چارچوب عقیدتی دارد که تخطی از آن به قیمت خروج از نظام حاکمیت و بعضاً برخورد سخت منجر خواهد شد و حکومت ولو به قیمت نابودی مردم و کشور حاضر به تغییر در آن نیست و حکومت ایدئولوژی محور به مثابه تروریست تکفیری سلفی می ماند که یا خود را منفجر میکند و یا با کشتن دشمن به مطلوبش در دنیا خواهد رسید. در اینجا برای ج ا ایران ایدئولوژی مبتنی بر فقه امامیه با خوانش سنت گرایانه مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه و دیدگاه آخرالزمانی داشتن (از زرتشتیان صفوی تا شیعیان پسا پهلوی: آفات منجی گرایی افراطی!) مد نظر است. ولایت مطلقه فقیه را میتوان در اصول 2 و 110 قانون اساسی ج ا ایران مشاهده کرد چنانچه در اصل 2 میخوانیم:
اصل دوم
جمهوری اسلامی، نظامی است بر پایه ایمان به:
1- خدای یکتا (لا اله الا الله) و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او؛
2- وحی الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین؛
3- معاد و نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان به سوی خدا؛
4- عدل خدا در خلقت و تشریع؛
5- امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلام؛
6- کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسئولیت او در برابر خدا،
که از راه:
الف - اجتهاد مستمر فقهای جامع الشرایط بر اساس کتاب و سنت معصومین سلام الله علیهم اجمعین؛
ب - استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته بشری و تلاش در پیشبرد آنها؛
ج - نفی هرگونه ستمگری و ستم کشی و سلطه گری و سلطه پذیری،
قسط و عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی را تأمین میکند.
(شورای نگهبان، کد 4707، بی تا)
اجتهاد مذکور در نهایت به یک نفر یعنی رهبر تفویض میشود که نظام دیکتاتور مآبانه خودش را اداره میکند (مکتب رئالیسم، کد 753). البته اینکه آیا این ایدئولوژی علت تامه وضع موجود است و یا عبرت ها باید در کنار ایدئولوژی به افراد نیز برگردد خود بحث مفصل دیگری را میطلبد مبنی بر آنکه با همین ایدئولوژی ج ا ایران آیا میشد وضعیت بهتری نسبت به زمان حال داشته باشیم یا خیر؛ لکن در هر صورت بطرز واضحی نقش این ایدئولوژی را نمیتوان بکار گرفت که با چهار اهرم باعث شکل گیری تفکرات مسئولین ارشد ج ا ایران میشود:
- جهاد ابتدایی (تجهیز و تطمیع و تأمین شبه نظامیان موسوم به محور مقاومت با برگرداندن مفاهیم جهاد ابتدایی به ایدئولوژی عقیدتی خود و گسترش تفکرات خاص نظام ج ا ایران)
- ولایت مطلقه فقیه
- تعصب در فقه سنت گرایانه (مصداقش حجاب اجباری سر برای تمامی زنان جامعه مسلمان و غیر مسلمان و... : بررسی ادله حجاب اجباری سر در عصر غیبت)
- اتصال حکومت مبتنی بر این ایدئولوژی به دوران ظهور امام زمان (عج) (مشابه صفویان: مکتب رئالیسم، کد 818)
عبرت اول) عاقبت دروغ گویی در سطح کلان!
یکی از بهترین راه ها برای پی بردن به اوج فساد ساختاری یک سیستم و زوال عقل مدافعین آن، تحلیل وقایعی هست که رابطه میان سیستم و مدافعینش را نشان میدهد. اینجا ایجاد و نشر دروغ توسط سیستم به منظور دفاع و یا بالا بردن خیالی جایگاه خود مصداق خوبی جهت بررسی بوده و درس عبرتی میتواند باشد برای هر نظامی که به دروغ های شاخ دار بخواهد متوسل شود. در همین رابطه چندی پیش بود که برای اولین بار یکی از مدیران ارشد کشور (رئیس صدا و سیما) به صراحت اعتراف کرد خبر ساقط شدن جنگنده اف35 کذب بوده است:
یکبار به اعتبار ما لطمه وارد شد. در ماجرای سقوط جنگنده F-35، مقامی رسمی به ما اطلاع داد که این اتفاق رخ داده و ما عیناً بازتاب دادیم. اما بعد مشخص شد اطلاعات موثق نبوده است. بله، رسانه نباید اعتبار خود را وابسته به دستگاههای دیگر کند، اما وقتی اطلاعات حیاتی در اختیار نهادهای دیگر است، ناچاریم در آن چارچوب اطلاعرسانی کنیم. (انتخاب، کد 899090، تاریخ 18 آذر 1404).
در همین راستا چندیست دو بیانیه ارتش ج ا ایران مبنی بر ساقط کردن جنگنده اف35 نیز از روی خروجی وبسایت ارتش برداشته شده است گویی هیچ بیانیه ای در روزهای جمعه و شنبه مورخ 23 خردادماه 1404 منتشر نشده بوده و برای دسترسی به تاریخچه اخبار و بیانیه ها طی 21 الی 25 خردادماه امسال به این دو لینک مراجعه کنید:
البته تصاویر و متن بیانیه ها و لینکشان در وبسایت ها و مکان های دیگری در این فضای مجازی در دسترس است (مثلا: انصاف نیوز، کد 597017، تاریخ 23 خرداد 1404) و بعنوان نمونه این لینک دو بیانیه که در اولی ارتش مدعی ساقط کردن دو فروند بود و در دومی ادعای ساقط شدن یک فروند مطرح شد:
البته قبل از اعتراف رئیس صدا و سیما تلویحاً اعترافاتی در این خصوص شده بود مثل اظهارات امیرسرتیپ دوم رضا خواجه، معاون عملیات پدافند هوایی ارتش مبنی بر آنکه بزودی قابلیت رهگیری و انهدام پیشرفته ترین جنگندههای روز دنیا در نیروهای مسلح فراهم میشود (عصر ایران، کد 1118268، تاریخ 7 آذر 1404) که مشخصاً این پرسش پدید می آید که پس اف35 بعنوان برترین جنگنده حال حاضر دنیا با چه پدافندی رهگیری و ساقط شده بود؟. دروغ ساقط کردن این جنگنده بیش از آنکه رویکرد ج ا ایران را در فریب مردم نشان دهد عقل ارزشی جماعت را نشان داد که فقط بدنبال دهان اربابان خود است و ذره ای تفکر بر روی صحت و سقم هیچ چیزی ندارد. حتی برخی مثلاً نظامی نویسان ارزشی تلگرام هم ازین دروغ آشکار دفاع میکردند و نهایت جهل یک جانور را به مخاطب نشان میدادند که ابداً بدنبال ذره ای بهره مندی از قدرت فکر خود نیست.
مشابه مورد اف35 را در دستاورد سازی کاذب توسط سران نظامی و سیاسی ج ا ایران دیدیم چنانچه سردار علی محمد نائینی سخنگوی سپاه پاسداران گفته بود: «اگر مرکز اطلاعات ما را زدند، موساد را زدیم؛ 36 کشته داشتند.» (دنیای اقتصاد، کد 4235249، تاریخ 16 آذر 1404) لکن بطرز واضحی ایشان دروغ میگویند و بر اساس تصاویر ماهواره ای و اخبار مستند موجود، موشک ها یا به نزدیکی مقر موساد و یا به انباری و پارکینگی در آن حوالی برخورد کرده بودند و هیچ نشانه ای از برخورد به مقر موساد ثبت نشده است:
- https://factnameh.com/fa/fact-checks/2025-06-18-iran-hit-mossad-hq
- https://factnameh.com/fa/fact-checks/2025-06-17-false-video-mossad-headquarters-fire
- ترجمه فارسی گزارش سی ان ان: اکو ایران، کد 72621، تاریخ 11 مهر 1404
البته این موارد فقط برای قشر مدافع تمام قد نظام موسوم به ارزشی ساخته و توسط بنگاه های دروغ پراکنی نظام منتشر میشوند فلذا دلیلی ندارد خیلی وقت خود را برای اثبات دروغ هایشان تلف کنیم. مدافعین نظام از بعد از افتضاح و شکست در جنگ 12 روزه روی به مجیز گویی و مقدس سازی از یک انسان عادی آوردند و کماکان دروغ های قبل از جنگ 12 روزه مبنی بر عدم امکان جنگ را تکرار میکنند که نشان میدهد مثل عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود بهیچ عنوان بر اینان صدق نمیکند چنانچه سردار علی محمد نائینی، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میگوید:
نقش مقام معظم رهبری، فراتر از یک فرمانده کل قوای معمولی بود؛ نقشی «بیبدیل و تاریخی» که تنها با نقش انبیا و ائمه اطهار (ع) قابل قیاس است.
... به نظر بنده، دشمن «حالا حالا شرایط جنگ ندارد».(فرارو، کد 924236، تاریخ 26 آبان 1404).
مشخصاً این قسمت «تنها با نقش... قابل قیاس است» همان تقدس سازی و مجیز گویی بیسوادانی گرد شیرینی بیت المال مسلمین است. حتی یک وجه شباهت هم نمیتواند برشمارد که مختص رفتار ائمه اطهار (علیهم السلام) بوده باشد تا قبل از حیات رهبر فعلی ج ا ایران ولی بازهم خزعبلات خود را نشر میدهد.
مورد بارز دیگر در اینجا ادعای فروش نفت است که یکی دیگر از افتضاحات به بار آمده توسط این نظام را نشان میدهد:
الف) افزایش فروش نفت که لقلقه زبان دلقک های مجیز گوی ج ا ایران است:
"درآمد صادرات نفت خام و میعانات ایران از 51 میلیارد دلار در سال 2018 به 11 میلیارد دلار در 2019، پنج میلیارد در 2020 و 19 میلیارد دلار در 2021 رسیده است. این رقم در 2022 با جهش به 38 میلیارد دلار، سپس در 2023 به 42 میلیارد دلار و در 2024 به 43 میلیارد دلار افزایش یافته؛ یعنی فروش نفت در سال گذشته در هفت سال اخیر رکوردشکنی کرده است."، کیهان، کد 319863، تاریخ 16 مهر 1404
"ایران در ماه های گذشته توانسته روزانه 1/81 میلیون بشکه نفت خام به چین صادر کند. یعنی حدود 22 درصد بالاتر از متوسط صادرات سال 2024"، تابناک، کد 1332819، تاریخ 15 مهر 1404
بر اساس ادعاهای روزنامه ارزشی کیهان، فروش نفت کشور به چین در سال 2025 در دولت پزشکیان بیشتر از سال 2024 که بیشترین فروش نفت در دوران رئیسی را در آن سال داشتیم، با 1 میلیون و 81 صدم میلیون بشکه نفت خام بوده است و اگرچه بر اساس آخرین آمار منتشر شده توسط رئیس جمهور فعلی کشور یعنی دکتر پزشکیان، اصلا کل صادرات نفتی فعلی ایران 1.6 میلیون بشکه در روز است [نه فقط به چین] (فرارو، کد 938034، تاریخ 11 دی 1401) که اگرچه عنوان میشود 90 درصد صادرات نفت ما به چین است (فرارو، کد 907140، تاریخ 4 مهر 1404) لکن مشخصاً با ادعای 1.8 میلیون چند ماه پیش دلقک ارزشی ما خیلی فاصله دارد، لکن، بهرحال نکته ای که از آن عفلت میشود ضرری هست که این صادرات بهمراه دارد. اولین ضرر از جانب دلالان هست بدلیل سودی که ازین فروش می بایست کسب کنند درصدی ا پول فروش نفت را برمیدارند و طبیعتاً این سود برای فروش منابع طبیعی کشور در حقیقت مصداقی از ضرر خواهد بود (جهان نیوز، کد 434128، تاریخ 29 تیر 1394 ؛ ایران اینترنشنال، کد 202402149906، تاریخ 25 بهمن 1402) و دومین ضرر از جانب تخفیف اجباری که ج ا ایران ناچار است بخاطر تحریم بودن خود بر روی هر بشکه نفت بدهد حاصل میشود. حتی وزیر نفت دولت سیزدهم نیز با تمام دروغ گویی ها و پنهان کاری ها و سیاسی کاری هایش نتوانست بطور کل تخفیف نفت کشور را منکر شود و گفت:
"منتقدان مدام تکرار میکنند که فقط به چین و آن هم با تخفیف زیاد نفت میفروشید. خدا شاهد است که به 17 کشور و با تخفیفی کمتر از انگشتان یک دست، نفت میفروشیم" (کیهان، کد 291105، تاریخ 12 تیر 1403)
البته ایشان فراموش کرد بگوید تخفیف کمتر از انگشتان یک دست بر روی هر بشکه هست که در مقیاس چندین میلیون بشکه فروش ماهانه یا سالانه رقم بسیار زیادی خواهد شد و با وجود آنکه ادعا میشود طی یک سال اخیر کمترین میزان تخفیف را طی پنج سال گذشته داشتیم [یعنی در سال اول دولت پزشکیان تخفیفی کمتر از دولت رئیسی و روحانی برای نفت میدادیم]:
"مدیر امور مالی شرکت ملی نفت ایران: در میزان صادرات نفت، ما در این یکسال بیشترین حجم صادرات روزانه نفت را به ثبت رساندیم و در خصوص میزان تخفیفها، کمترین میزان تخفیفها در صادرات نفت ایران طی 5 سال اخیر را، در این یکسال گذشته داشتهایم و به میزان قابل توجهی، میزان تخفیف فروش نفت ایران کم شده است"، تابناک، کد 1348906، تاریخ 9 دی 1404
که این مقوله دروغ گویی و پنهان کاری مسئولین ج ا ایران در دوران رئیسی و پزشکیان را نشان میدهد. میزان تخفیف واقعی که ج ا ایران میدهد البته بیش از انگشتان یک دست است:
الزاماً عدد فوق الذکر دقیق نیست و چه بسا بخشی از پول در قالب طلبی که ج ا ایران دارد نزد کشورهایی همچون چین باشد چنانچه امری مسبوق به سابق است (بدهی داشتن چین به ایران) نه اینکه تخفیف مطرح باشد لکن مشخصاً در بدترین حالت بخش اعظم این درصد تخفیف واقعی می بایست باشد که حاکی از بلایی هست که سیاست های ج ا ایران دارد با تاراج منابع طبیعی بر سر این کشور می آورد. برخی البته از افزایش تخفیف نفتی طی یک سال گذشته نیز سخن رانده اند [یعنی از ابتدای سال تا برسد به اواسط پاییز تخفیف نفتی افزایش داشته است]:
حتی اگر همان تخفیف 3 دلاری را در نظر بگیریم که ان قلتی درش نیست و حتی مسئولین کذاب ج ا ایران هم انکارش نمیتوانند بکنند با وجود آنکه مقدار اصلی قطعاً بیش از آن خواهد بود، بازهم به رقم تخفیف بزرگی خواهیم رسید:
جدای از تمام اینها، ما بازنگشتن ارز را نیز در اینجا داریم که خود معضل دیگری محسوب میشود. ("در هشت ماهه امسال حدود 21 میلیارد دلار نفت فروخته شده اما فقط 13 میلیارد دلار آن وصول شده است" فرارو، کد 937609، تاریخ 10 دی 1404)
عبرت دوم) اسراف بیت المال جهت مصرف نهادهای مرتبط با ترویج ایدئولوژی نظام حاکم
یکی از فعالین فضای مجازی در توییتر کنایه درخور توجهی داشت و میگفت:
امام خمینی سال 42 به شاه میگفت اوقاف رو بدید به ما، نمیذاریم یه فقیر تو این کشور بمونه!!! حالا همون اوقاف فقرا رو غنی نکرد که هیچ، خودشم 400 میلیارد تومن از دولت داره بودجه میگیره!
این نماد رفتاری ج ا ایران است چنانچه میدانیم بعنوان مثال در همین بودجه 1404 ما حدود 56 هزار میلیارد تومان بودجه برای ارگان های فرهنگی داریم (عصر ایران، کد 1126875، تاریخ 4 دی 1404) که خروجی شان از بزرگ ترینشان یعنی صدا و سیما تا موارد کوچک تری همچون بنیاد سعدی متعلق به داماد رهبری یعنی حداد عادل (ویکی پدیای فارسی، بی کد، بی تا) در مهم ترین مسائل چیزی جز این نبوده است که بی ارتباط با مسائل کلان و معضلات کشور باشند و در نهایت برای موی سر زنان این کشور بردارند به قوه قهریه (قوه قضائیه و نیروی انتظامی) متوسل شوند و عملاً هیچ کاری نتوانند از پیش ببرند فلذا تنها فایده شان اشتغال زایی برای مدافعین این نظام است!. بنظر میرسد هیچ کشوری را با این خروجی پوچ و مهمل در عین هزینه کرد بودجه های کلان برای نهاد های فرهنگی جز کشور ما نمیتوان پیدا کرد لکن گرچه این سفاهت را هیچ نظامی به خرج نداده است اما درس عبرتی هست برای هر نظام ایدئولوژی محوری که فکر کند با ریخت و پاش مال مردم در نهادهایی که سنگ ایدئولوژی نظام حاکم را به سینه میزنند جهت تطمیع و تأمین عده قلیلی از مدافعینش میتواند عقل و دل ولو بخش اندکی از مردم عادی را به سمت خود متمایل کند وقتی عاجز از حل حتی یکی از مشکلات مهم کشور است. ایدئولوژی را با پول خزانه کشور نمیتوان ترویج کرد و هم اکنون هیچ خروجی ملموسی از آن همه هزینه کرد دیده نمیشود إلا پول رایگان دادن به بخشی از افراد مدافع نظام که آنهم حداقل میتوانست در قبال کار تولیدی یا... داده شود نه فعالیت های بی ثمر.
بنده خدایی در این خصوص گفته بود اگر این بودجه را بخواهند برای هر ایرانی بدهند بهر کس 600 هزار تومان میرسد و مبلغ زیادی نیست لکن نمی فهمید که رسیدن منفعت بودجه به این نیست که پول نقد به مردم داده شود بلکه با همین بودجه هر سال میتوان کوهی از مشکلات کشور را حل کرد و مثلاً واردات کالاهای اساسی در حد امکان ذخیره آنها حتی (بیش از مصرف متداول) با ارز ترجیحی و یا تأسیس نیروگاه های خورشیدی یا حرارتی جدید و انتقال آب بیشتری از دریای عمان به فلات مرکزی کشور در دستور کار قرار بگیرد و بدین ترتیب بخش مهمی از مشکلات این سرزمین حل شود نه آنکه اشتغال زایی کاذب ایجاد شده و هرکسی به نوبه خود معتقد باشد کار فرهنگی هم نشده و حل کردن مشکلات مهم تر هم حواله به آینده بشوند!.
عبرت سوم) تعیین کردن فرهنگ دلخواه برای مردم!
مجلهی گردشگری زمان در شمارهی نوروزی سال 1377 خود، تصویری از یک دختر تاجیکی را بر جلد منتشر کرد که بهانهای شد برای توقیف مجله. محمدرضا باهنر، نمایندهی وقت کرمان در مجلس پنجم و از چهرههای تندرو، در صحن علنی مجلس، این جلد را در دست گرفت و آن را مصداق «ترویج فحشا و بیبندوباری» دانست تا به دولت حمله کند. امروز، پس از 27 سال، شاید برای بسیاری عجیب یا حتی خندهدار باشد که چنین عکسی، بتواند مجلهای را به تعطیلی بکشاند (جماران، کد 1682376، تاریخ 26 شهریور 1404)؛ در موردی دیگر همان نماینده مجلس یعنی محمد رضا باهنر در خاطرات شفاهی خود میگوید زمانیکه خویینیها دادستان انقلاب بود، تعدادی از این بچه های حزب اللهی در خیابان ولیعصر بصورت چند بیحجاب اسید پاشیده بودند. ناطق نوری که وزیر کشور بود این افراد را بازداشت کرد. اما خویینیها که دادستان انقلاب بود، اعتراض کرد که چرا اینها را بازداشت کردید، و گفت: این افراد حزب اللهی هستند و به وظیفه شان عمل کردند. بلافاصله دستور آزادی اینها را داد (تابناک، کد 1347628، تاریخ 2 دی 1404). اگرچه فرزند خوئینی ها این ادعا را تکذیب کرد (عصر ایران، کد 1127877، تاریخ 7 دی 1404) لکن اصل اسید پاشی و محاکمه نشدن افراد عاملش در آن زمان قابل انکار نیست حالا اینکه چه کسی نگذاشته محاکمه شوند اهمیت خاصی ندارد چون ج ا ایران نیز مخالفت سیستمی با محاکمه نکردن نداشت.
از زمانی که بدون پوشش گذاشتن بخشی از موهای سر به مثابه جرم کیفری تلقی میشد رسیدیم به خواهش و التماس و تمنای حکومت برای پوشانیدن بخشی از سر توسط زنان!. از دورانی که همراه داشتن دستگاه ویدئو جرم بود رسیدیم به خرج بودجه چندین هزار میلیاردی برای صدا و سیمای بی خاصیت تا بلکم مردم دیدن فیلم و سریال و دنبال کردن اخبار و... از کانال هایی غیر از مجاری رسمی کشور را رها کرده و برگردند سراغ همان صدا و سیمایی که زمان جرم بودن ویدئو مخاطب زیادی داشت!. مشابه همین مورد را برای ماهواره و اخیراً اینترنت ماهواره ای نیز می بینیم که البته هریک به نوبه خود درس عبرتی مستقل هستند لکن در کنار یکدیگر درس عبرتی مهم میتوانند تلقی بشوند برای هر نظامی که به خیال خام خود میتواند برای مردم کشوری تعیین تکلیف در رفتارها و هنجارهای اخلاقی بکند. اگرچه راه ج ا ایران را در این یک مورد طالبان و کره شمالی دارند میروند (کره شمالی قبل تر از ج ا ایران رفته بود) لکن اولی که نوپاست در اینکار و دومی هم به زور خفقان نظامی شدید توانسته خود را سرپا نگاهدارد که از عهده ج ا ایران این چنین کاری اصلاً بر نمی آید و وقایع سال 1401 بخوبی نشان داد یک خیزش کوچک از جانب مردم چطور میتواند حکومت را مستأصل کند.
نمونه بارز دیگری ازین اسراف ها مؤسسه آیت الله مصباح یزدی با عنوان «مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی» است. جدای از ساختمان این مؤسسه که با پول آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله خامنه ای ساخته شد:
به ساختمان در دست احداث مرکز تحقیق و آموزش که [محمدتقی] مصباح [یزدی]، به کمک من و آیت الله خامنهای میسازد، رفتم؛ با 7 هزار متر زمین و 22 هزار متر بنا، قابل توجه است. خواستار تسریع در پرداخت کمک های موعودم شدند. خاطرات هاشمی رفسنجانی، 23 آذرماه 1373
خود مؤسسه چند صد میلیارد تومان ردیف بودجه سالیانه دارد (عصر ایران، کد 1127019، تاریخ 5 دی 1404) حالا بگردید ببینید این بودجه کلان چه ثمراتی را برای حل چه مشکلاتی از کشور بهمراه داشته است!.
کار بجایی میرسد که مجبور میشوند برای توجیه عقاید خود به سخره گرفتن عقل مخاطب روی می آورند و بعنوان مثال کامران غضنفری نماینده ارزشی مجلس شورای اسلامی فعلی بی حجابی را یکی از علل نباریدن باران عنوان میکند (تابناک، کد 1339953، تاریخ 22 آبان 1404) که ادعایش مشابه امام جمعه یاسوج است که امواج موبایل و ماهواره را من جمله علل نباریدن باران عنوان میکرد (عصر ایران، کد 1115738، تاریخ 29 آبان 1404) لکن طولی نمیکشد که در جزیره کیش که آن مسابقه دو ماراتون که در دولت قبل هم البته برگذار شده بود (عصر ایران، کد 1120940، تاریخ 15 آذر 1404) در این دولت البته با کشف حجاب های متعدد برگذار شده بود (تابناک، کد 1344368، تاریخ 15 آذر 1404) ما شاهد بارش بی سابقه ای در آذرماه بودیم (ایرنا، کد 86028179، تاریخ 26 آذر 1404) و بعبارتی مدت زیادی از اظهار نظر خلاف شرع و عقل آن فرد ارزشی نگذشته چنان واضح و روشن ادعایش ابطال شد که جایی برای هیچ صحبت دیگری باقی نمیگذارد.
انتقاد به این ریخت و پاش ها البته منحصر در دولت فعلی نیست چنانچه دکتر پزشکیان به این مقوله اشاراتی داشته اگرچه در عمل بنظر کار خاصی صورت نپذیرفته است (خبرآنلاین، کد 2161338، 6 دی 1404) لکن آنرا میتوان در اظهارات دکتر احمدی نژاد در سال 1391 هم مشاهده کرد:
احمدی نژاد در نشست با منتخبان مجلس نهم در ساختمان قدیم مجلس گفت: «این بودجه مصوب سال 1391 پسفردا منتشر شود؛ والله من باید سرم را از خجالت باید بیارم پایین. فلان نهاد 30 کارمند دارد، 30 میلیارد بودجهاش است و آن یکی 500 کارمند دارد، 500 میلیارد بودجه دارد، بدون اینکه خدماتی به مردم بدهند؛ نه میخواهد جادهای بسازد و نه مدرسهای و فقط همین طوری برای خودمان مینویسیم. (بیتوته، بی کد، تاریخ 17 خرداد 1391)
ای کاش مجلس همین جا می ماند. اینجا همه به هم نزدیک تر صمیمی تر بودند. حالا همه رفتند زیر آن هرم بزرگ! و 200 میلیارد تومان امسال بودجه گذاشته اند برای کار عمرانی مجلس،! خدا بده برکت! 135 میلیارد هم گذاشنه اند برای دفاتر نماینده ها! نفری 450 میلیون تومان! خدا به داد همه ما برسد! (انتخاب، کد 65165، تاریخ 12 خرداد 1391)
در نهایت سؤالی که پیش می آید این است که پول بیت المال چرا فقط برای مردم عادی نیست و دولت ادعای نبود پول میکند در عین اسراف بیت المال بواسطه ریخت و پاش برای این نهادها؟ (تابناک، کد 1349025، تاریخ 10 دی 1404).
تمام این موارد درس عبرتی هست برای هر حکومتی که بخواهد از ایدئولوژی در تعیین و تکلیف کردن حول فرهنگ مردم کشور استفاده کند و در این راه عقل و منطق و عُرف را کنار گذاشته جهل مرکب خویش را وسیله این فرهنگ سازی بواسطه ایدئولوژی قرار دهد چنانچه این راه چیزی جز مفتضح شدن و رسوایی را برای سران آن حکومت به بار نخواهد آورد.
عبرت چهارم) دخالت در شئون خصوصی زندگی مردم!
یکی از مشخصه های حکومت های ایدئولوژی محور این است که فرقی میان جنبه های مختلف ایدئولوژی خود نمیگذارند و سردمدارانشان معتقدند باید تمامی شئون آن ایدئولوژی را ماننده چماق بر سر مردم کشور فرود بیاورند!. در حقیقت این همان محوریت داشتن ایدئولوژی را نشان میدهد. نمونه بارز این مهم بحث سقط جنین با محوریت غربالگری سندروم داون میباشد (عقلانیت از دست رفته: جمود فکری و تعیین تکلیف برای رحم زنان!) که قابل تعمیم به موارد دیگر نیز هست چنانچه در ج ا ایران سقط درمانی باید به تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تایید پزشکی قانونی مبنی بر بیمار بودن جنین باشد و عللی مانند عقب افتادگی یا ناقص الخلقه بودن که باعث حرج مادر است و همچنین بیماریهایی که مادر را تهدید جانی کنند، باید قبل از 4 ماهگی جنین باشد و در صورت رضایت زن مجاز است و پزشک انجام دهنده، مسئولیتی نخواهد داشت (تابناک، کد 1065062، تاریخ 29 تیر 1400). بر این اساس از هفته نوزده یا بیستم به بعد اساساً امکان سقط نیست بجز موردی که خطر جدی جان مادر را تهدید کند آنهم در صورت تأیید با روال خاص خودش و قبل از آنهم هر معلولیتی اجازه سقط را بدست نمیدهد!.
حال نظامی که لایی بر سر جامعه معلولان کشور تحت سلطه آورده است که قیمت پروتز برای معلولان به 300 الی 400 میلیون تومان رسیده است و قیمت سمعک از 5 الی 6 میلیون به 17 الی 18 میلیون رسیده و بهزیستی هم بیشتر از 5 الی 10 میلیون تومان کمک نمیکند و حتی قیمت تشک ویلچر هم افزایش قابل توجهی داشته است و حق پرستاری 4 میلیون تومانی معلولان هم با این هزینه های گزاف از پوشک ساده تا ویلچر و سمعک و پروتز اصلاً به چشم نمی آید (شرق، کد 1012226، تاریخ 3 خرداد 1404 ؛ اقتصاد120، کد ، تاریخ 25 آبان 1404 ؛ دنیای اقتصاد، کد 4229529، تاریخ27 آبان 1404) این نظام حاکم میگوید جنین معلولی که روان و آسایش یک خانواده را بناست به ورطه نابودی بکشاند نه تنها حق سقطش نیست و اگرهم باشد با اما و اگر است بلکه هیچ کمک خاصی هم در نگاهداری آن نخواهم کرد و اجازه میدهم خانواده در منجلاب فشار اقتصادی غرق شوند!.
این درس عبرتی هست تا هیچ نظامی به خود اجازه ندهد در شئونی از زندگی مردم دخالت کرده و حق انتخاب را از آنها سلب کند که عرضه جبران کامل یا حداکثری اثرات دخالت خود را هم ندارد تا اینطور باعث رنج و عذاب بخش بزرگی از جامعه نشود.
عبرت پنجم) شعار مقاومت و دست کردن در جیب مردم!
این مورد یکی از شاخص ترین افتضاحات ج ا ایران است. نظام ایدئولوژی محوری که چندین سال است نسخه مقاومت اقتصادی برای مردم می چیند (رهبری، کد 11480، تاریخ 30 بهمن 1392) در عین حال بواسطه ممنوعیت ورود لوازم خانگی باعث افتضاح در زندگی مردم میشود (مهر، کد 5316686، تاریخ 8 مهر 1400 ؛ مشرق نیوز، کد 1561537، تاریخ 12 دی 1402) و مردمش برای خرید خودرو سواری با قیمتی بیشتر نسبت به کشورهای دیگر باید در قرعه کشی شرکت کنند (دیجی کالا، بی کد، تاریخ 18 آذر 1404) چنان تعرفه ای بر خودروهای وارداتی اعمال میکند (ایسنا، کد 1404092315195، تاریخ 23 آذر 1404) که مردم مجبور شوند از کارخانجات دولتی خودروهایی گران بخرند تا هرچه بیشتر سود به خزانه دولت واریز شود!. از طرفی دیگر حتی به تاکسی اینترنتی هم رحم نکرده و با ایثارگر خواندن مردم (بخوانید جاهل فرض کردن) ناظر به اعمال تعرفه مربوط به بیمه اجباری بر آنها (اشاره ام به بخشی از مصاحبه احمد بیگدلی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس است: دیجیاتو، بی کد، تاریخ 26 آبان 1404) سعی دارد آن صنف را هم به صنفی منفعت زا نه برای مردم که برای نظام حاکم تبدیل کند تا جایی که حتی برای بازنشستگان هم عنوان میکند درست است که نیازی نیست بیمه پرداخت کنند ولی سهم 4 درصد را مردم باید به دولت بدهند چون با کار کردن بازنشستگان هزینه درمانش بالا میرود (شرق، کد 1066805، تاریخ 24 آبان 1404) پس 30 سالی که بیمه پرداخت کرد و شکم مسئولین نظام را سیر کرد برای چه بود؟!.
این نظام تأثیر تحریم ها را خیلی زیاد و در خور توجه خاصی نمیداند و یکجا ادعا کرده حتی کمتر از 20 درصد است ("بنده اندازه ندارم که بتوانم بگویم سی درصد یا بیست درصد، میدانم تأثیرش کمتر است." رهبری، کد 40273، تاریخ 22 مرداد 1397) و در عین حال مدعی خنثی شدن اثر تحریم هاست ("میبینند که کارهایی دارد انجام میگیرد که میتواند تهاجم تحریم را ــ که تنها اسلحهی دشمن فعلاً تحریم است ــ خنثی کند." رهبری، کد 51048، تاریخ 11 مهر 1401) وقتی بخاطر وضعیت افتضاح اقتصادی اعتراض میشود به یکباره مسئولیت از گردن این نظام تنبل و فشل ساقط شده و مقصر دشمن (و به تبع تحریم ها) میشود (جواد لاریجانی: "امروز نیز به نظر میرسد طراحی بعدی دشمن، آشوب اقتصادی است؛ آنها تلاش میکنند با اغوای مردم، القای ناکارآمدی و انداختن مسئولیت مشکلات به گردن نظام جمهوری اسلامی، ناآرامی ایجاد کنند." عصر ایران، کد 1128618، تاریخ 10 دی 1404).
حال در کنار اینها آنچه دیده میشود هزینه کرد هرچه بیشتر در تطمیع و تأمین شبه نظامیان خارجی لبنانی و یمنی و عراقی است (دویچه وله، کد 75279884، تاریخ 2 دی 1404 ؛ "میزان دقیق حمایت ایران از حوثی ها ناشناخته است، اما احتمالاً از سال 2015 تا کنون بیش از صدها میلیون دلار در سال نبوده است." جماران، کد 1628454، تاریخ 22 فروردین 1403؛ آناتولی، کد 709424، تاریخ 19 دسامبر 2016) و البته صنایع نظامی که در جنگ 12 روزه بیشتر از آنکه مؤفقیت نشان داده باشند نقطه ضعف در زمینه نیروی هوایی نشان دادند (چه پدافند و چه جنگنده) و بحث دقت موشک ها هم که مشت نمونه خروار ابتدای این پست اشاره کوتاهی به افتضاح بوجود آمده کردم.
درس عبرتی که اینجا باعث و بانی اش ج ا ایران است پوچی و بی ثمر بودن مقاومت بخاطر ایدئولوژی متکبرانه و دشمنی با دیگر کشورها بخاطر همان ایدئولوژی و بلایی است که در نهایت بر سر کشور خواهد رسید تا جایی که یک مقایسه ساده عمق افتضاح موجود را میتواند نشان دهد (ایران و ایتالیا: مقایسه وضعیت رفاهی یک حداقل بگیر) و این مقاومت و شعارهای مرگ بر کشورها و نظام های دیگر نه تنها وضعیت کشور را بهبود نمیدهند بلکه حتی هزینه کردهای کلان و به کشتن دادن سربازان کشور برای این آرمان پوچ هم بی ثمر خواهد بود و نتیجه عکس خواهد داد (مرگ تدریجی یک رؤیا: از تهران تا بیروت!) چون هیچ یک ازین ایدئولوژی ها مردمی نیستند و برآمده از خوی دیکتاتور مآبانه عده ای حاکم هستند.
اسرائیلی که زمانی بدون هیچ دشمنی با ج ا ایران در پی همکاری با این کشور بود چنانچه یکی از کانال های نظامی نویس تلگرام گفتار درخور توجهی اینجا داشته و میگوید:
در 14 نوامبر 1979، ده روز پس از حمله به سفارت آمریکا در تهران و گروگانگیری کارکنان سفارت، ایالات متحده نخستین تحریم تسلیحاتی رسمی علیه ایران را مصوب کرد. مسئله ای که 10 ماه بعد، با آغاز تجاوز عراق به خاک ایران، چالشی جدی برای ایران در تهیه تجهیزات آمریکایی ایجاد کرد، تجهیزاتی که مهم ترین دارایی های نظامی ایران وابسته به آن ها بودند.
در این شرایط یک افشای اطلاعاتی در نیویورک تایمز آشکار می کند که اسرائیل به عنوان حامی اصلی ایران در مقابل عراق ظاهر شده و به روش های مختلف تجهیزات و تسلیحات پیشرفته آمریکایی را با دور زدن تحریم های آمریکا به دست نیرو های مسلح ایران رساند (1).
این در شرایطی بود که در ایران، روابط رسمی با اسرائیل قطع شده بود و شعار های نابودی اسرائیل و امثالهم سر داده میشدند، پس مسئولان اسرائیلی چطور کمک به ایران را توجیه می کردند؟ رویکرد مسئولین اسرائیل در توجیه اینکار معمولا نوعی نگاه خوشبینانه نسبت به تاریخ دوستانه بین ایرانیان و یهودیان و امید به ظهور نیرو های میانه رو درون حکومت ایران بود. تا جایی حتی با گذشت 8 سال از حکومت جمهوری اسلامی، اسحاق رابین، نخست وزیر سابق اسرائیل در 1987 در مصاحبه با آژانس خبری فرانسه میگوید: «ایران بهترین دوست اسرائیل است و ما نیتی برای تغییر دادن موضعمان در رابطه با تهران را نداریم.»(2) درواقع به نظر میرسد برداشت داخلی سران اسرائیل نسبت به ایران این بود که با درگذشت آیتالله خمینی، نیرو های میانه رو تری در ایران روی کار خواهند آمد و امکان از سر گیری روابط با ایران فراهم خواهد شد. اما در دهه 90، اشتباه بودن این ارزیابی ها مشخص شده و ایران خود را به عنوان دشمن درجه 1 اسرائیل تثبیت کرد.
2. https://www.iranicaonline.org/articles/israel-i-relations-with-iran
فرض کنید جولانی بعنوان حاکم جدید سوریه وقتی بر سر کار می آمد مشابه سران ج ا ایران بلوف تا اسرائیل در سوریه حضور دارد میجنگد را میگفت!!؛ بجای لغو تحریم های غرب و سرمایه گذاری های قابل توجه قطر و آمریکا و ترکیه (عصر ایران، کد 1064498، تاریخ 10 خرداد 1404) و عربستان (یورو نیوز، بی کد، 2 مرداد 1404) چه چیزی جز بمباران مداوم دمشق و... محتملاً ترور همکاران و چه بسا خودش، نصیبش میشد؟!. حالا فرضاً بتواند تمیهداتی مثل رفتن در عمق چند صد متری زمین را بیاندیشد تا خودش ترور نشود، چه فایده دارد؟!. مورد دیگر طالبان هست که بهیچ روی شعار مرگ بر آمریکا را از بعد از روی کار آمدن سر نداده و در حال حاضر ارزش پول ملی اش با فاصله قابل توجهی از ج ا ایران بیشتر است و تورم در آن کشور که اساساً اقتصادش بیشتر رها شده است تا تحت نظر بهتر کنترل شده است (فرارو، کد 889710، تاریخ 9 مرداد 1404). دیوانه خواندن ایدئولوژیک سران ج ا ایران توسط جرج بوش و ولادیمیر پوتین (رؤسای جمهور آمریکا و روسیه) در سال 2008 میلادی را نیز میتوان در همین راستا تفسیر کرد (آسیا نیوز، کد 35527، تاریخ 4 دی 1404) یعنی ایدئولوژی محور بودن باعث شده تا غرب و شرق به دیوانه بودن این افراد پی ببرند.
بخاطر لجاجت های ج ا ایران با شعار مقاومت و تفکرات پوچش مبنی بر نابودی این کشور و تلاش هرچه بیشتر برای رسیدن به این مهم، ناچار شد کار را بجایی برساند که جز خون مردم از دانشمند تا... و وضعیت افتضاح اقتصادی بجای پیشرفت و رشد کشور از ایدئولوژی اش نصیب ایران از دشمنی با اسرائیلی که هیچ مشکلی حتی با ج ا ایران هم نداشت، نشود!. کار بجایی رسیده است که اعتراف میکنند اصلاً هدف مقاومت فلسطین دفاع از ایران نبوده است ("محمد جواد ظریف در مصاحبه با الجزیره: ما مقاومت را برای دفاع از خود نساختیم. مقاومت قبل از انقلاب اسلامی هم وجود داشت. هدف مقاومت حفاظت از ایران نبود."، انتخاب، کد 902472، تاریخ 7 دی 1404). دیری نمی پاید برای لبنان و شورشیان حوثی یمن نیز همین را بگویند البته بعد از سقوط مقاومت در آن مناطق.
درس عبرت اینجاست که قبل از انتخاب ایدئولوژی تهاجمی نسبت به ابر قدرت های دنیا ابتدا با تعقل و تفکر و تحلیل مناسب و تخصصی هزینه ای را که بناست داده شود سنجیده و سپس امکان تهدید عملی هم با توجه به اقتصاد و قدرت نظامی کشور و... رصد شود و در نهایت تصمیم مناسب گرفته شود؛ نه آنکه سرهای داغ انقلاب کرده مرگ بر کشورهای مختلف را سر لوحه کار خود قرار داده بجای توجه به ساختن کشور با دراز کردن دست دوستی و گرفتن سرمایه های کلان از دشمنان سابق، و در ادامه عمر حکومت نیز مشتی متعصب ناتوان از اداره کشور کماکان بعد از چند دهه و محرز شدن پوچی آن شعارها و ایدئولوژی بخاطر تکبر خود نتوانند بطور کامل از آن رویکرد باطل دست بکشند و از طرفی دیگر بخاطر مواجه با واقعیت ضعف شدید خود گاه و بیگاه رفتارهای متناقض از خود نشان دهند (بلوف های مکرر در حرف در عین عقب نشینی ها و ترس جسته گریخته در عمل). با این شیوه نه در حرف عین عقلا رفتار میکنند و بلوف هایشان نمود همان دیوانگی در نظر گرفته خواهد شد و نه در عمل خواهند توانست با عقب نشینی صحیح و کامل ازین ایدئولوژی محکوم به شکست به مزایای کنار گذاشتن دیوانگی ایدئولوژیک دست پیدا کنند.
عبرت ششم) ایدئولوژی فقیه شخص محور و جهل مرکب!
بها دادن ج ا ایران به بخش مطلوب خود از فقه سنت گرایانه در حکومت بجای جدایی اجتهاد فقیهی خاص (ولایت مطلقه فقیه) از سیاست در موارد اختلافی میان فقهای امامیه و حاکم کردن تعقل و نو اندیشی دینی کار را بجایی رسانیده است که قوانینی در این کشور به چشم میخورد که فراتر از غیر عقلانی بودن در نظر عقول متعارف خیلی از کشورهای دنیا و همچنین فقهای نو اندیش امامیه داخل کشور، توهین به مردم کشور نیز هستند. از اعتبار شهادت زنان در قوانین کیفری تا جایی که در برخی موارد شهادت صد زن مسلمان استاد دانشگاه به اندازه شهادت دو جوان مرد بالغ مسلمان اعتبار ندارد (اعتبار شهادت زنان، متن دین یا فتوای اکثریت فقها؟!) تا مورد پرداخت نکردن تفاضل دیه زن مقتول شاغلی به منظور قصاص قاتلش که مرد بوده ("وکیل خانواده الهه حسیننژاد: تنها مانع اجرای حکم، پرداخت تفاضل دیه است/ اولیای دم درخواست اعمال این مبلغ از صندوق دولت را ارائه کردند که مورد پذیرش قرار نگرفت" انتخاب، کد 900318، تاریخ 25 آذر 1404 ؛ "وکیل خانواده الهه حسیننژاد: خانواده الهه توان پرداخت مالی در پرداخت تفاضل دیه را ندارند؛ دار و ندار این خانواده یک واحد آپارتمان بسیار کوچک در اسلامشهر است که در آن سکونت دارند. " انتخاب، کد 900719، تاریخ 27 آذر 1404) من جمله این موارد هستند. شما در ج ا ایران رانت داشته باشید میتوانید ابر پروژه هایی را بدون مجوزهای مشخص و... بسازید و براحتی حرام لقمگی کنید ("سجاد افشار، معاون حقوقی بانک مرکزی در گفتگویی بیان کرد: ایران مال نه سند دارد نه مالکش مشخص است و بدهی مالیاتی و مساله مالکیتی و شهرداری دارد." انتخاب، کد 900368، تاریخ 24 آذر 1404) لکن اگر یک فرد عادی باشید وقتی دختر شاغلتان کشته شود برای قصاص قاتلش باید چند صد میلیون تومان پول بدهید!.
اگرچه در نهایت بخاطر قبح این قانون در عصر حاضر (یادداشتی پیرامون دیه) قوه قضائیه این نظام گفت بنا شده تفاضل دیه بطریقی دیگر پرداخت شود (از راهی ناشناخته غیر از راه معمول که درخواست خانواده مقتول رد شده بود) (تسنیم، کد 3483670، تاریخ 9 دی 1404) اما این رفتار ناشیانه صرفاً پاک کردن صورت مسئله را نشان میدهد و البته علامت سؤال باقی میگذارد که پس قبل ازین مورد، تکلیف مواردی که رسانه ای نشدند و درخواست پرداخت تفاضل دیه برای قصاص از بیت المال رد شده بود چه میشده است؟!. مسلماً این قوانین در زمانی که زن ستیزی رکن جوامع تاریخی بوده است در برخی موارد اساساً اصلاح گرایانه محسوب میشده اند لکن برای زمان حال چنین نیستند و با حفظ همان رویکرد اصلاح گرایانه قرآن میتوان از برخی جنبه ها آنها را تغییر داد بگونه ای که ذره ای تغییر در اصول و فروع دین ایجاد نشود و حکومت دینی بر مبنای اصول و فروع دین مبین اسلام باقی بماند.
ایدئولوژی که یک فقیه خاص سنت گرا را مقدس کند و حتی قانون مجازات اسلامی را بر مبنای آراء او بنویسد (به هر حال تحریر الوسیله مبنای اصلی قانون کار و قانون مجازات اسلامی است که از قوانین مادر در تشکیلات حکومتی جمهوری اسلامی ایران میباشد. و بسیاری از فروعات و قوانین دیگر متکی به این قانون میشود. امام خمینی، کد 42300، تاریخ 2 بهمن 1391) و به این نتایج فاجعه بار برسد که مسئولین ارشدش برای جبران افتضاحات قانونی خودشان قانون خود را سعی میکنند دور بزنند و راهی برای پرداخت تفاضل دیه پیدا کنند مسلماً درس عبرتی برای دیگر حکومت ها خواهد شد. مقدس سازی حول رهبری فعلی هم همین قدر مایه عبرت دیگر حکومت ها است.
عبرت هفتم) دخالت نظامیان در امور اجرایی اقتصادی
یکی از اصلی ترین انگیزه ها برای ایجاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جلوگیری از تکرار واقعه 28 مرداد 1332 بود (کدام کودتا؟!) چنانچه این را میتوان جسته گریخته در آراء های مختلفی مشاهده کرد (دفاع مقدس، کد 610943، تاریخ 28 مرداد 1402 ؛ تابناک، کد 1188446، تاریخ 27 مرداد 1402)؛ در عمل اما کار بجایی رسیده است که مشابه مواردی همچون ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان که درآمد های کلان و... شان مشخص نیست کجا هزینه میشود چون مستقیم تحت نظر رهبری هستند و دولت دومی در این نظام محسوب میشوند، سپاه هم دولت دیگری در این نظام تشکیل داده و تا جای ممکن در زمینه اسراف بیت المال و هزینه کرد آن برای خودش بطور جد میکوشد. چرا اسراف؟ بخاطر فعالیت های اقتصادی و... بی ثمری که داشته است [در بهترین حالت کم ثمر محسوب میشوند یعنی میشده شرکت های خصوصی یا... با بازدهی بهتر فعالیت کنند].
سازمان های نظامی ایالات متحده آمریکا و یا روسیه و یا چین و آلمان و دیگر قدرت های اقتصادی دنیا با وجود آنکه نیروهای نظامی شان از منظر بودجه و امکانات و گستردگی و قدرت چندین و چند برابر کل نیروهای نظامی ج ا ایران هستند اما بهیچ عنوان این حجم از دخالت و افسار گسیختگی را در امور اجرایی ندارند و حد و حدودشان مشخص است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران اما از مالکیت بر رسانه و وبسایت خبری گرفته تا روزنامه و اکانت های با خط سفید در فضای مجازی و... و... تا گرفتن بودجه از بیت المال و اسراف آن نقش دارد. بعنوان مثال حجت الاسلام دکتر حسن روحانی رئیس جمهور سابق ج ا ایران در رابطه با نمونه ای از افتضاحات و اسراف بیت المال های مربوط به سپاه میگوید:
همان دستگاه در مقطع دیگری آمد و گفت ما از طریق دیگر مسأله آب را حل میکنیم؛ از طریق چاههای ژرف. برای من نقشه آوردند و توضیح دادند. گفتم یک نمونه اشکالی ندارد، یک نمونه اجرا کردند، پس از اجرای آن نمونه گفتند خیلی موفقیت آمیز بوده است. برخی از نمایندههای آن استان هم برای من نامه نوشتند و تبریک گفتند که اصلاً این استان با این طرح احیاء و آباد شد، ولی بعد دیدیم این چنین نشد و آب کیفیت لازم را ندارد، بعد از مدت کوتاهی هم آب استحصالی رو به کاهش گذاشت و آب هم آنقدر شور بود که قابل استفاده نبود. (انتخاب، کد 900500، تاریخ 26 آذر 1404)
در رابطه با مورد اول مرور سخنان سردار حاجی زاده فرمانده اسبق نیروی هوافضای سپاه خالی از لطف نیست تا بدانیم کدام دستگاه مد نظر دکتر روحانی بوده است:
ما مجموعه قرارگاه نوآوری با نام موسسه شهید تهرانی مقدم را شکل دادهایم و از یکسال گذشته بیش از 600 پروژه بزرگ توسط این مجموعه انجام شده است. استفاده از این الگوها در سایر حوزهها هم میتوان فرصتهای بسیاری به ما بدهد. ما اخیرا در نامهای به وزیر نیرو اعلام کردیم آمادگی همکاری برای بارورسازی ابرها را داریم که مورد استقبال وزارت نیرو قرار گرفت. امروز ما و همه نیروهای مسلح و مراکز تحقیقاتی آنها آماده همکاری برای حل مشکلات کشور هستند. (ایسنا، کد 96092313006، تاریخ 23 آذر 1396)
تنها دستگاه غیر دولتی که در زمینه بارور سازی ابرها ادعا میکرده است سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. دکتر روحانی هم مشخصاً دولت خود را نمیگفتند و اشاره به دستگاهی داشتند که خارج از دولت طرح و برنامه میداده است.
مورد دوم باید دید منظور دکتر روحانی دقیقاً کدام پروژه های چاه عمیق بوده است. بزرگ ترین این پروژه ها مربوط به بنیاد مستضعفان میباشد چنانچه پیمانکار پروژه اولین چاه ژرف در سیستان و بلوچستان شرکت پدکس از زیر مجموعه های این بنیاد بود که البته وزیر نیرو زمان روحانی نیز مخالف آن پروژه بود (تسنیم، کد 2488714، تاریخ 1 اردیبهشت 1400) در نهایت هم تمام پروژه های چاه های ژرف سیستان و بلوچستان محکوم به شکست شدند (آخرین خبر، کد 9956798، تاریخ 30 بهمن 1402). اینکه دکتر روحانی برای هردو موضوع اسراف کننده بیت المال از یک دستگاه سخن میگوید بر اساس دیتاهای قابل دسترس نه بنیاد مستضعفان در زمینه بارور سازی ابرها نقش داشته است و نه سپاه پاسداران در زمینه چاه های ژرف بالای 1000 متر در سیستان و بلوچستان.
البته سپاه در زمینه مسائل عمرانی آبی در سیستان و بلوچستان بخصوص در دولت رئیسی (دولت سیزدهم) فعالیت هایی داشته است (ایرنا، کد 85157103، تاریخ 13 تیر 1402) ولی اینکه چاه های عمیق بالای 1000 متر نیز حفر کرده باشد به سندی برنخوردم. از طرفی دیگر، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شهرستان بیله سوار اردبیل (مهر، کد 5599295، تاریخ 7 مهر 1401) و کلات استان خراسان رضوی (باشگاه خبرنگاران دانشجویان ایران، کد 1219588، تاریخ 21 بهمن 1402) و پلدختر لرستان (ایرنا، کد 85435969، تاریخ 17 فروردین 1403) و دشت تهلاب سیستان و بلوچستان (تسنیم، کد 3083027، تاریخ 21 اردیبهشت 1403) چاه های عمیق بعضاً در حد 250 متر و نیمه عمیق حفر کرده است که نشان از فعالیتش در این حوزه میدهد لکن آن چاه های عمیق بالای هزار متر سیستان و بلوچستان علی الظاهر بر اساس آنچه در فضای مجازی به چشم میخورد ارتباطی با سپاه ندارد.
جدای از عدم ثمره خاص داشتن همان مواردی که سپاه حفر کرده است چراکه هیچ سندی در تأیید حل کردن ولو بخشی از مشکل آب آن منطقه بعد از مثلاً یک سال در دست نیست و این اخبار هم بیشتر حالت رپرتاژ تبلیغی دارند تا پوشش خبری واقعی (مشابه تبلیغ دستگاه مستعان در صدا و سیما) لکن هدف این بود فعالیت بی یا کم ثمر نیروی نظامی با بیت المال در اموری که به ماهیت آن نیرو هیچ ربطی ندارد نشان داده شود. البته این بحث بارور سازی ابرها و حفر چاه های عمیق افتضاحاتی به مراتب کمتر از کرونا یاب مستعان هستند که فرمانده سپاه وقت در خصوص آن گفته بود:
سردار حسین سلامی: ویروس را داخل خشاب دستگاه میگذارند و میدان مغناطیسی که این ویروس ایجاد میکند باعث میشود که این آنتن هرکجا که ویروس مشابهی را پیدا کند، در شعاع صد متری به سمت آن حرکت میکند و ویروس در آن نقطه شناسایی میشود. (دیده بان ایران، کد 105685، تاریخ 26 فروردین 1400)
همچنین سپاه تا چند ماه بعد از رونمایی آن از مؤفقیت آمیز بودن برخی تست هایش حتی خبر میداد (عصر ایران، کد 737425، تاریخ 23 آذر 1399) لکن در نهایت در سکوت و بدون عذرخواهی ماجرا را مسکوت گذاشتند. نیاز به هیچ راستی آزمایی نیست، بر اساس همان ادعای سردار سلامی این چنین چیزی ناممکن است مگر آنکه بحث معجزه الهی مطرح باشد که مسلماً برای چند تکه آهن و پلاستیک پاره این چنین چیزی مطرح نیست. اگر یک نفر عاقل آشنا به مبانی علوم فیزیک و زیست شناسی در رده های نزدیک به فرماندهی سپاه پیدا میشد البته همان ابتدا متوجه میشدند این چنین چیزی غیر قابل ساخت است و کار به رونمایی و تبلیغ آن توسط فرمانده سپاه نمیکشید!.
عبرت هشتم) بلوف های بی تأثیر!
سران نظامی و سیاسی ج ا ایران چند سال مدعی مرگ فرستادن بر آمریکا و اسرائیل و انگلیس و شوروی بودند و سپس چندین سال ازین لیست شوروی را حذف کردند و در نهایت مرگ بر آمریکا و اسرائیل باقی ماند و در عین حال میگفتند آمریکا و در برخی نقل ها اسرائیل هیچ غلطی نمیتوانند بکنند. تصور هیچ غلطی نکردن البته تا زمان ترورهای دانشمندان توسط اسرائیل در داخل کشور و همچنین نخستین حمله گسترده و علنی اسرائیل به نیرو های نظامی ایران در پایگاه هوایی T4 حمص سوریه در سال 2018 رنگ باخت. این حمله که به شهادت 14 نفر از جمله حداقل 7 عضو سپاه پاسداران منجر شد و حتی خبرگزاری هایی همچون تسنیم در رابطه با آن از لحظه شماری مردم برای انتقام مینوشتند (تسنیم، کد 1697777، تاریخ 22 فروردین 1397) بدون پاسخ عملی از سوی ج ا ایران به تاریخ پیوست!. کانال تلگرامی جنگاوران در این خصوص گفتار درخور توجهی داشته و میگوید:
یکی از فانتزی هایی که در ذهن بعضی ها ساخته شده است این است که تا وقتی سردار سلیمانی زنده بود، کسی جرئت حمله به ایران را نداشت و پس از شهادت ایشان بود که همه بدبختی های ما شروع شد. فارغ از اینکه سردار سلیمانی فرمانده شایسته و زیرکی بود، این فانتزی از بنیان اشتباه و البته خیلی هم خطرناک است.
اشتباه بودن این فانتزی اساسا تاریخی است، چرا که مهم ترین نقاط عطف در تاریخ درگیری های جمهوری اسلامی و اسرائیل، در زمان حیات ایشان و در میدان تحت امر ایشان اتفاق افتاد. مهم ترین این اتفاق ها، نخستین حمله ی گسترده و علنی ارتش اسرائیل به نیرو های نظامی ایران در پایگاه هوایی T4 در سال 2018 بود. این حمله به شهادت 14 نفر از جمله حداقل 7 عضو سپاه پاسداران انجامید. خبرگزاری هایی همچون تسنیم از لحظه شماری مردم برای انتقام نوشتند اما هیچ اتفاقی نیفتاد.
اسرائیل هیچ پاسخی درقبال این حملات دریافت نکرد و این حمله شروع حملات گسترده بعدی علیه اهداف ایرانی در سوریه بود که در نهایت به حمله به کنسولگری ایران و ماجرای وعده صادق 1 ختم شد.
اما خطرناک بودن این فانتزی در این است که این خیال خام را ایجاد می کند که با نفرات، میشود ضعف های سیستمی را جبران کرد. این افراد تصور می کنند مشکل امروز جمهوری اسلامی این است که یکی مثل حاج قاسم را پیدا نکرده است. در حالی که در حقیقت تعویض نفر در یک سیستم فشل، راهی از پیش نمیبرد.
در نهایت سران ج ا ایران مدعی شدند آمریکا و اسرائیل غلط خاصی در حد جنگ با ما انجام نمیدهند که آنهم در حملات سال پیش اسرائیل رنگ باخت و کذب بودن ادعای بازدارندگی و «عوضش امنیت داریم» بطور کامل محرز شد. در ادامه وقتی که دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا متذکر شد ج ا ایران 60 روز وقت دارد به توافق دست پیدا کند و بحث غنی سازی صفر را پیش کشید ج ا ایران هم اگرچه هشدار ترامپ را جدی گرفت و از بلوف مذاکره نکردن با آمریکا ("مذاکره با آمریکا هوشمندانه، عاقلانه و شرافتمندانه نیست و هیچ تأثیری در رفع مشکلات کشور ندارد" تسنیم، کد 3253142، تاریخ 19 بهمن 1403) رسید به مذاکره غیر مستقیم با آمریکا و توجیه تراشی برای این چرخش 180 درجه ای در مدت زمان خیلی کوتاه (انصاف نیوز، کد 587127، 23 فروردین 1404) که البته بعداً مشخص شد دلیل این چرخش مشخصاً چیزی نبود جز تهدید به جنگ توسط دونالد ترامپ که چه در نامه و چه به صورت علنی بدان اشاره کرده بود عدم توافق به جنگ منجر خواهد شد (یورو نیوز، بی کد، تاریخ 10 فروردین 1404). البته این رویکرد دوگانه و پوپولیستی و ناشی از ذوق زدگی و تکبر ج ا ایران که وقتی با واقعیت روبرو میشود رنگ میبازد در وجنات دیگری از حکومت داری هم قابل رصد هست مثل مورد شرکت کردن در مراسم قرعه کشی جام جهانی 2026 که در ابتدا ادعا شد هیچ کس شرکت نمیکند ("فدراسیون فوتبال اعلام کرد هیچ نماینده ای از ایران در مراسم قرعه کشی جام جهانی 2026 شرکت نخواهد کرد"، جماران، کد 1689923، تاریخ 6 آذر 1404) لکن در نهایت نماینده فرستادند ("سرمربی تیم ملی فوتبال ایران در محل برگزاری قرعهکشی جام جهانی 2026 حاضر شد"، دنیای اقتصاد، کد 4234532، تاریخ 14 آذر 1404).
همین اهمیت کافی ندادن به تهدید نیز در نهایت باعث شد جنگ آغاز شود و صرفاً برای لحاظ کردن اصل غافلگیری دور ششم مناظره در عمان (که بنا بود در آخرین یکشنبه خرداد 1404 برگذار شود (ایسنا، کد 1404032214324، تاریخ 22 خرداد 1404)) توسط آمریکا لغو نشده بود (عدم قبول تعطیل کردن غنی سازی اورانیوم در داخل کشور)؛ واشنگتن پست در این خصوص گفته است:
دو فرد مطلع گفتند: ماهها برنامهریزی استراتژیک پنهانی و فشرده آغاز شد. ترامپ میخواست به دیپلماسی هستهای با ایران فرصت دهد، اما به اشتراکگذاری اطلاعات و برنامهریزی عملیاتی با اسرائیل ادامه داد. یکی از افراد افزود: «تفکر این بود که اگر مذاکرات شکست خورد، آماده عمل هستیم.»
در اواسط آوریل، ترامپ به ایران 60 روز فرصت داد تا به توافق هستهای برسد. این مهلت روز پنجشنبه، 12 ژوئن، به پایان رسید. او و نتانیاهو تلاش کردند ایرانیها برای آنچه در ادامه رخ میدهد آماده نباشند.
حتی پس از آغاز حمله و ترورهای اسرائیل، دولت ترامپ تلاش نهایی دیپلماتیک را انجام داد. بهطور مخفیانه پیشنهادی به ایران فرستاده شد تا بنبست برنامه هستهای را حل کند. ایران نمیدانست که این فرصت آخرین فرصت آنها پیش از صدور فرمان استفاده از توان نظامی آمریکا در کنار اسرائیل است.
شرایط توافق که توسط این رسانه به دست آمده و قبلاً گزارش نشده بود، سختگیرانه بود و شامل پایان حمایت تهران از نیروهای نیابتی مانند حزبالله و حماس، و همچنین «جایگزینی» تأسیسات غنیسازی فردو و «هر تأسیسات فعال دیگر» با تأسیسات جایگزین که اجازه غنیسازی ندهد، بود. در مقابل، طبق پیشنهاد مورخ 15 ژوئن آمریکا «تمام تحریمهای اعمالشده بر ایران» را لغو میکرد.
به گفته یک دیپلمات ارشد، اندکی پس از ارسال پیشنهاد از طریق دیپلماتهای قطری، تهران آن را رد کرد و ترامپ فرمان حملات آمریکا را صادر کرد. (عصر ایران، کد 1124657، تاریخ 27 آذر 1404)
همانطور که یکی از سیاستمداران آمریکایی گفته است ج ا ایران بود که مذاکره را پس زد [اگرچه کمی دیر است و وقت نامحدود] لکن هنوز فرصت جبران از جهاتی هست:
میخواهم برای همهٔ دنیا روشن کنم که ایالات متحده برای مذاکرهه رسمی با ایران آماده است اما هنگامی که تهران برای مذاکرهای «مستقیم» و «معنادار» آماده باشد. با اینحال در باب یکسری انتظارات برای هر توافقی شفاف هستیم، و مهمتر از همه اینکه نباید هیچ غنی سازی در داخل انجام شود. من در دو دولت پرزیدنت ترامپ کار کردم و میتوانم بگویم در هر دو دولت، پرزیدنت دست دوستی به سمت ایران دراز کرد اما شما بجای اینکه دست دوستی او را بفشارید همچنان دست خود را در آتش فرو میبرید. از آتش فاصله بگیرید و دست دوستی پرزیدنت ترامپ را بفشارید. این دست هنوز بسمت شما دراز است.
کشوری که این قدر ضعیف است که کشور خارجی بدون نیروی اطلاعاتی قوی و مشهور همچون پاکستان و یا افغانستان در داخل خاکش عملیات انجام میدهد چنانچه چندی پیش ژنرال اکرام الدین ساری، فرمانده سابق پلیس استان تخار شمالی افغانستان تا زمان تسلط طالبان در سال 2021، در تهران توسط مهاجمان ناشناس ترور شد (جمهور، کد 189925، تاریخ 8 دی 1404) و این دومین چهره مخالف طالبان است که طی ماه های اخیر در ایران کشته میشود و چهار ماه پیش معروف غلامی نیز از فرماندهان جهادی افغان مقیم مشهد به ضرب گلوله افراد مسلح در این شهر کشته شد (ایراف، کد 81978، تاریخ 24 شهریور 1404) مسلماً در حدی نیست ابر قدرتی را تهدید کند و بلوف بودن تهدیدهایش عین روز روشن است.
در نهایت آنچه برای یک ناظر بیرونی عیان است این می باشد که هیچ یک از بلوف های مقامات ج ا ایران مبنی بر آنکه اسرائیل غلطی نمیتواند بکند یا تل آویو و حیفا را با خاک یکسان میکنیم و یا آنکه اسرائیل اگر میتوانست بزند تا الآن زده بود (که آن بلوف در ادبیات محاوره ای ارزشیون در دوران بعد از جنگ تبدیل شده به بلوف جدید «اسرائیل اگر میتوانست ادامه دهد آتش بس نمیکرد») در قالب بلوف هایی از یک حکومت متکبر نمیتوانند ابر قدرت ها را بترسانند و یا به تغییر در معادلاتشان مجبور سازند.
عبرت نهم) ایدئولوژی سالاری!
هرچقدر در حکومت های مدرن و یا سیستم های دارای نتایج مثبت و بطور کل مؤفق ما شایسته سالاری داریم یعنی فرد بر حسب ارتباط تخصصش و تجربیاتش نسبت به کارکرد و هدف سیستم جایگاه خود را پیدا میکند، در حکومت های ایدئولوژی محور ما ایدئولوژی سالاری داریم یعنی به فرد بر حسب اظهار عقیده اش و التزام عملی به آن جایگاه داده میشود. قدیمی ترین نشانه های این ایدئولوژی سالاری را در دهه اول انقلاب میتوان دید و بعنوان مثال محمد سوری مدیر عامل سابق شرکت ملی نفتکش در این خصوص میگوید:
رجایی وقتی نخست وزیر شد قرار بود وزیران خود را انتخاب کند و یکی از آنها من بودم که برای وزارت بازرگانی مدنظر داشت. فقط گفت یک شرط کوچک دارد و آن اینکه من دو نفر را بشما معرفی میکنم که معاون بازرگانی داخلی و خارجی شما شوند؛ یکی صادق اسلامی است و دیگر لاجوردی. من با هر دوی اینها صحبت کردم و پرسیدم: شما زبان بلدید؟ گفتند، خیر! گفتم، قبلاً چه پستی داشتید؟ لاجوردی گفت، من در بازار حجره دارم، مدرک تحصیلی هم ندارم. صادق اسلامی هم گفت، من یک مغازه آهنفروشی در خیابان مولوی دارم. آمدم به رجایی گفتم، اینها به درد معاونت بازرگانی داخلی و خارجی من نمیخورند. گفت، نه! اینها سهامداران انقلاب هستند. گفتم، اجازه بدهید خودم معاونتها را انتخاب کنم. گفت، نمیشود! گفتم، پس من استعفای خودم را مینویسم، خیلی به او برخورد، انتظار نداشتم حرف حق را نپذیرد. (میز نفت، کد 43325، 21 خرداد 1404)
این رویکرد تا به امروز هم ادامه داشته و جریان استخدام خارج از قانون در دولت رئیسی نیز بهمین ایدئولوژی سالاری برمیگردد:
براساس شواهدی که «ایران» به آن دست یافته است، کل ماجرای استخدامها را میتوان اینطور روایت کرد. نیمههای دی ماه 1401، سازمان اداری و استخدامی دولت قبل براساس یک سیاست کلان، مجوز استخدام مجموعاً 3 هزار و 770 نفر را در دستگاههای اجرایی استانها صادر کرد. بر اساس «بند یک» این مجوز که «طرح شهید زین الدین» نام داشت، استانداران مختار بودند از میان «افراد توانمند حزب اللهی و کارآمد» (عبارت بکار رفته در این مجوز) مجموعاً 320 نفر را با «قرارداد کارمعین» و صرفاً برای «سطوح مدیریتی» استخدام کنند. خرداد ماه سالجاری یک شهروند علیه این مجوز استخدامی در دیوان عدالت اداری شکایتی مطرح کرد. در این شکایت، ادعا شده بود «مجوز مذکور در تعارض با اصل 20 قانون اساسی مبنی بر تساوی شهروندان در برابر قانون و برابری شهروندان در برخورداری از حقوق اساسی و نیز در تعارض با اصل 28 قانون اساسی مبنی بر ایجاد شرایط برابر برای احراز مشاغل» قرار دارد. این شکواییه مدعی شده بود: «فضای ضد رقابتی و حصری انتخاب استاندار برای انتصاب افراد موضوع بند معترض عنه در مشاغل مدیریت حرفهای، موجب عدم شایسته سالاری و امکان رقابت سایر کارمندان واجد شرایط میشود.» هیأت عمومی دیوان عدالت اداری رأی خود در پاسخ به این شکایت را در 13 خرداد 1404 ایراد کرد که مطابق رأی دیوان، «بند یک» مجوز استخدامی مذکور ابطال شد. براساس ابطال «بند یک» این مجوز با رأی دیوان، «استخدام 320 مدیر با قرارداد کار معین در استان ها» از شمول قانون خارج تشخیص داده شد. با احتساب سهم هر استان 10 مدیر و استان تهران 20 مدیر، مجموع افرادی که براساس این طرح با قرارداد کارمعین بکار گرفته شدند، 320 نفر بوده است. (جماران، کد 1679843، تاریخ 6 شهریور 1404)
ایدئولوژی سالاری تا جایی پیش میرود که مجری با سابقه و با تجربه ای را بخاطر اظهار علاقه به یک خواننده اخراج میکنند (خبر آنلاین، کد 2159728، 2 دی 1404) و برای حفظ ایدئولوژی محوری به دروغ ادعای مخاطب مردمی قابل توجه داشتن میکنند (رویداد24، کد 441845، تاریخ 11 دی 1404) و باعث میشود بیسوادان اهل شعاری تا مقام وزارت هم پیش بروند:
عبدالملکی که روزگاری در دولت روحانی شعار ایجاد شغل با یک میلیون تومان را می داد بعد از رسیدن وزارت از حرف خود عقب نشینی کرد و گفت وزارت کار وظیفه ایجاد شغل ندارد ... یکی دیگر از ادعای عبدالملکی این بود که طرحی 4 ساله برای نجات سازمان تأمین اجتماعی دارد. طرحی که به سر انجام نرسید و با استعفای عبدالملکی به گل نشست. (خبر آنلاین، کد 1747780، تاریخ 7 فروردین 1402)
و در مقیاس گسترده این ایدئولوژی محوری برای مردم عادی نیز مشاهده میشود مثل جریان استخدام فرهنگیان در دولت رئیسی:
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان خبر داد که در دولت ابراهیم رئیسی به دلیل تاثیرات گزینشی جدید، بهویژه عضویت در بسیج، تعداد افرادی که با نمرات علمی پایین در آزمونهای معلمی و دانشگاه فرهنگیان پذیرفته شدند افزایش یافته است.
...در دی ماه سال گذشته نیز شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان گزارش داد که در آزمونهای استخدامی آموزش و پرورش جمهوری اسلامی در سال 1402 حدود سه تا شش هزار داوطلب به دلایل سیاسی و مذهبی در گزینش رد شدند. (ایران اینترنشنال، کد 202409058757، تاریخ 15 شهریور 1403)
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران روز سه شنبه اول خرداد با انتشار بیانیهای در مورد مرگ ابراهیم رئیسی، از دوران ریاست جمهوری او به عنوان «سیاهترین لکههای آسمان وزارت آموزش و پرورش» یاد کرد.
...این شورا از «برخوردهای امنیتی از جمله زندان، اخراج و بازنشستگی اجباری معلمان، روش استخدام معلمان تازه با جذب سه هزار طلبه، کمبود شدید معلم در هفتههای نخستین سالتحصیلی، و نرسیدن کتابهای درسی برخی پایهها تا یک ماهه اول» به عنوان دیگر «نشانههای ناکارآمدی آموزش و پرورش در دولت سیزدهم» باد کرده است. (ملیون ایران، کد 422023، تاریخ 1 خرداد 1403)
و در نهایت جبران مافات این رویکرد را افراد دیگری در این سیستم ناچارند برای عدم افزایش نارضایتی مردم بکنند و بازگشت 80 درصدی رد شدگان بخوبی نشان دهنده فضاحت به بار آمده بواسطه ایدئولوژی سالاری سیستم است:
عبدالرضا فولادوند، معاون وزیر آموزش و پرورش: در گزینش جوانان دانشجوی دانشگاه فرهنگیان و ماده 28 بهعنوان یکی دیگر از تحولات آموزشوپرورش در دولت چهاردهم بازنگری شد و حدودا 80 درصد کسانی که در این بخش اعتراض داشتند، پروندهشان بررسی شد و به چرخه آموزشوپرورش بازگشتند. (همشهری، کد 245513، تاریخ 18 دی 1403)
که البته جدای از دو رو بودن این افراد برآمده از ساختار ایدئولوژی سالاری:
امیرحسین ثابتی که مشخص شده بود با استفاده از خط سفید بدون فیلتر در فضای مجازی فعالیت میکند، در اقدامی عجیب آیپی خود را از ایران به غرب آسیا تغییر داد! (تابناک، کد 1342271، تاریخ 4 آذر 1404)
بعضاً پاچه خود سیستم مفسدی که آنها را بواسطه ایدئولوژی شان بزرگ کرده نیز میگیرند:
حمله ثابتی به تسنیم: از رسانه ای مانند تسنیم انتظار نمی رود حقیقت را منتشر کند، این ها معلوم است که رسانه مستقل نیستند و بودجه شان هم معلوم است از کجا می آید. (عصر ایران، کد 1122292، تاریخ 19 آذر 1404)
اگرچه سیستم تا جای ممکن ولو به قربانی کردن سیستم منصفانه قضایی بیانجامد ازین افراد حمایت خواهد کرد:
شکایت توماج صالحی علیه روزنامه کیهان رد شد.
...روزنامه کیهان در جریان حوادث سال 1401 در خبری اعلام کرد توماج صالحی در حال عبور غیرقانونی از مرز بازداشت شده است. صالحی به اتهام نشر اکاذیب از کیهان شکایت کرد. در دادسرا برای مدیرمسئول کیهان قرار منع پیگرد صادر شد. صالحی از طریق وکیل خود به این قرار اعتراض کرد. رسیدگی به اعتراض طبق قانون به یکی از شعب دادگاه کیفری دو ارجاع داده شد. دادگاه با تصریح به اینکه توماج صالحی در خانه پدری دستگیر شده نه حین فرار از مرز، کذب بودن خبر را تأیید میکند، اما اعتراض را رد و قرار منع پیگرد را با این استدلال تأیید میکند که «منتشرکننده خبر سوءنیت نداشته است». نکته مهم این قسمت از رأی است که برای احراز جرم نشر اکاذیب به عنصر معنوی آن یعنی سوءنیت خاص توجه کرده است. (شرق، کد 1077282، تاریخ 2 دی 1404)
حالا شما یک مورد حتی از رسانه های اصلاح طلب بیاورید برای یک فقره شکایت ارزشیون بی شرف خواه در مقام دادستان با برچسب های نخ نما شده ای همچون جریحه دار کردن عفت عمومی و... این چنین چیزی دادگاه برایشان لحاظ کرده باشد! پیدا نخواهید کرد. قصد دفاع از دامن کثیف برخی از رسانه های اصلاح طلب را ندارم صرفاً میخواهم عمق فاجعه ایدئولوژی سالاری را نشان دهم که به زور سیستم قضایی مفسد هم که شده روزنامه مطلوب خود را از محکومیت به دور نگاه میدارند. در اینجا حتی شما یک سند دست دوم که انتشار گسترده هم داشته باشد نمیتوانید پیدا کنید ادعا شود روزنامه ارزشی کیهان خبر را از آن نقل کرده باشد، مطلقاً کذبی آگاهانه برای تخریب طرح شده بوده لکن چون در راستای ایدئولوژی دروغ محور این نظام بوده خالی از ایراد تشخیص داده شده است.
درس عبرتی که اینجا مطرح میشود این است که ایدئولوژی محوری فارغ از آنکه در عمل کشوری را به این سطح از بدبختی و فلاکت میتواند برساند حتی باعث بروز موارد اختلافی و نزاع هایی در داخل سیستم هم میشود فلذا در عمل چیزی جز خسران محض بهمراه نخواهد داشت.
عبرت دهم) یارانه نزولی!
یکی از حربه های ج ا ایران این است که با یک رویکرد نخ نما شده سعی میکند افتضاح اقتصادی را که سال 88 به بعد در این کشور بوجود آمد بپوشاند ولی عجزش در اینکار مشهود است. جریان ازین قرار است که ج ا ایران از آنجا که می بیند نمیتواند مستقیماً اقدام به جبران کسری بودجه از جیب مردم کشور خودش کند آمده و بحث اعطای مستقیم و ریالی یارانه را به مردم مطرح میکند. تا بدینجا ممکن است این کار بدلیل قطع کردن دست سوء استفاده گران از یارانه (مثل افراد مرفهی که نیاز به یارانه ندارند ولی از آن بهره مند میشوند) کار مفیدی بنظر برسد اما اگر کمی دقت کنید متوجه ضرر عظیم نظام به اقتصاد مردم عادی خواهید شد.
جریان ازین قرار است که وقتی نظام یارانه را روی کالا اعمال میکند و یا روی خدماتی همچون آب و برق و گاز و سوخت؛ ناچار است هر سال فراخور افزایش قیمت این کالا ها و خدمات یارانه بیشتری را بصورت ریالی اختصاص دهد وگرنه با گران شدن قابل توجه آنها مردم معترض خواهند شد (مثل وقایع سال 1398) که پس یارانه اعطایی چه میشود وقتی قیمت ها افزایش پیدا میکنند؟!. ازین رو نظام آمده و معادل ریالی آنرا مستقیماً به مردم پرداخت میکند اما قیمت کالا و خدمات بواسطه تورم سال به سال افزایش پیدا میکند در عین اینکه میزان یارانه خیر و بعنوان مثال یارانه 45 هزار تومانی زمان احمدی نژاد (جماران، کد 28531، 23 تیر 1392) چندین سال بعد و در دور دوم ریاست جمهوری روحانی با اضافه شدن یارانه معیشتی افزایش پیدا کرد و در نهایت در زمان رئیسی افزایش درخور توجهی پیدا کرد (ایسنا، کد 1403030100374، تاریخ 1 خرداد 1403) که آن افزایش هم باز ارزش آنرا به اندازه زمانی که برای اولین بار به مردم اعطا شد نرساند.
نتیجه این دزدی این شد که دولت آمد برای جبران افزایش افسار گسیخته قیمت کالاهای اساسی بدلیل اقتصاد تحریمی و افتضاح و ناتوانی در اصلاح وضعیت، باز برای کالاها یارانه در قالب ارز ترجیحی قرار داد (زمان ریاست جمهوری روحانی) که آنهم جدای از مسئله رانت و... نتوانست قیمت ها را بخاطر تورم شدید و اقتصاد افتضاح کنترل کند و همچنین اگرچه در زمان روحانی سبد کالا هم بطور خیلی محدود عرضه شد که در زمان حال سبد کالا مشابه یارانه معیشتی زمان روحانی تبدیل به مکمل یارانه اولی شده است ولی آنهم نتوانسته وضعیت موجود را بهبود خاصی ببخشد فلذا باز دوباره دولت روی آورده به اعطای یارانه بیشتر به مردم (اطلاعات، کد 130782، تاریخ 10 دی 1404) تا در ازایش این یارانه جدید ارز ترجیحی را هم حذف کند و مجبور نباشد دلار را با آن ارزش بالایی که پیدا کرده بطور گسترده اختصاص دهد و بجایش ریالی به مردم کشور پول داده ولی ارزش یارانه را همگام با تورم افزایش ندهد تا دزدی از مردم صورت بپذیرد. نتیجه هم از قبل مشخص است، مشابه زمان احمدی نژاد و روحانی چند سال بعد دولت مجبور میشود یا مقدار یارانه را افزایش قابل توجهی بدهد (مثل کاری که در زمان ریاست جمهوری رئیسی انجام شد) و یا یارانه جدیدی برای کالاهای اساسی در نظر بگیرد (ارز ترجیحی) و یا حداقل یارانه دومی ایجاد کند (سبد کالا).
بحث سوخت هم که اساساً یارانه اش غیر قابل حذف است و نهایتاً قطره چکانی افزایش های مقطعی میتواند داشته باشد که البته همان هم چندین سال است برای گازوئیل اعمال نشده است. دلیلش هم باز وضعیت اقتصادی افتضاح و رویکرد دزد محور نظام در اعطای یارانه هست که در حقیقت به نفع خودش و نه مردم دارد کار میکند.
درس عبرت مهمی که نظام های سیاسی دیگر اینجا باید بگیرند این است که بهیچ عنوان با وعده های آب و برق مجانی نباید مردم را فریب داد و با اعطای یارانه نقدی و دزدی از یک ملت نباید خیال خام درست کردن اقتصاد کشور را مد نظر داشت چون نتیجه تمام این اعمال اشتباه در نهایت ماننده چماقی بر سر خود نظام فرود خواهند آمد.
جمع بندی
بطور خیلی خلاصه و بدون پرداختن به ادله بی شمار مطروحه، اساساً نظامی که کشور بی خدایان دیکتاتور ("هیئت حاکمه کره شمالی نوعی قداست برای رهبری خود قائل هستند و هیچگونه بیاحترامی به آن مقام را برنمیتابد. جامعه کره شمالی خداباور نیست، در نتیجه برای رهبر خود چنین جایگاهی را به تصویر کشیده است"، خبر آنلاین، کد 392156، تاریخ 7 دی 1393) که در عین غرق در رفاه بودن سردمدارانش (خبر آنلاین، کد 2156334، تاریخ 24 آذر 1404) با مردم خود عین حیوان رفتار میکنند یعنی کره شمالی را (تابناک، کد 725798، تاریخ 8 شهریور 1396 ؛ عصر ایران، کد 714033، تاریخ 27 بهمن 1403) دوست خود می پندارد (ایسنا، کد 98032008925، تاریخ 20 خرداد 1398) در عین حال مدعی اسلام گرایی هست مشخصاً از مبنا تناقض باور و فاقد عقل گرایی در خور توجهی می باشد. اینکه اعتراضات فعلی مشابه 96 بدون بر جای گذاشتن اثر خاصی فرو می نشیند یا مشابه 98 و 1401 اثرات خاصی خواهد گذاشت و یا منجر به نتیجه در خور توجهی خواهد شد مشخص نیست، تنها چیزی که مشخص است این است که دست فرمان چند دهه ای ج ا ایران اگر میخواست جواب بدهد چه با رئیس جمهوری ارزشی و چه اصلاح طلب و چه رهبر موافق مذاکره غیر مستقیم با آمریکا و چه رهبر مخالف هرنوع مذاکره و... تاکنون باید جواب میداد که نداده است و بالعکس نظام را به درس عبرتی برای دیگر کشورها تبدیل کرده است.
سیاست غنی سازی بخاطر غنی سازی که ج ا ایران در پیش گرفت کشور را به جایی رسانید که دیگر حتی موشک های برد بلند نیروهای نظامی را هم نمیتوانند تحمل کنند و آنقدر این نظام روی روحیه قلدر مآبانه و ضد نظم جهانی خودش پافشاری کرد که غرب به این نتیجه رسید این نظام موشکی با برد بلند هم نباید داشته باشد!. ج ا ایران در تاریخ این کشور نامش به یادگار خواهد ماند بعنوان کشوری که کلکسیونی از دروس عبرت را برای دیگر کشورها و یا حکومت های بعدی حاکم بر این سرزمین از خود به نمایش خواهد گذاشت اگر بهمین رویه فعلی در زمینه سیاست های کلی نظام چه خارجی و چه داخلی بخواهد ادامه بدهد.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.