مکتب رئالیسم

قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ

مکتب رئالیسم

قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ

مکتب رئالیسم
آخرین نظرات

نقدی بر سخنرانی اخیر رهبری

يكشنبه, ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۵۸ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

دیروز مورخ دوازدهم بهمن ماه سال 1404 شمسی، آیت الله سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران (ج ا ایران) در دیدار با جمعی از مردم سخنرانی داشتند (نک: خبرگزاری دانشجو، کد 1364031، تاریخ 12 بهمن ماه 1404) که بنظر من به قسمت هایی از سخنانشان نقدهای جدی وارد بود. قبل از پرداختن به دعاوی ایشان لازم است متذکر شوم این نوع دیدارها شبیه به دیدارهای رئیس جمهور سابق این نظام یعنی حجت الاسلام دکتر حسن روحانی هست که به اصطلاح بطور عامیانه هر از چندگاهی با وزیران و معاونانش (خبرآنلاین، کد 2175726، تاریخ 11 بهمن ماه 1404) و یا استاندارانش (جماران، کد 1618159، تاریخ 5 دی ماه 1402) جلسه برگذار کرده و رسانه ها صحبت هایش را بازنشر میدهند؛ این نوع جلسات و سخنرانی ها صرفاً برای ابراز پیام و رسانیدن نقطه نظرات به دیگران هست. بعنوان مثال مشابه این هست که شما بعنوان یک دانشجو برای رسانیدن پیامتان به رئیس دانشگاه بیایید و جلسه با برخی دانشجویان بگذارید و فیلم آنرا منتشر سازید!. اینجا هم مخاطب رهبری هم دولت های خارجی هستند و هم آن دسته از مردم که برایشان نقطه نظرات ایشان مهم است [خواه در قالب صرفاً مطلع شدن خواه تعیین چارچوب فکری خواه...]!.

بطور کلی آنچه در آراء و نظریات رهبری در این چند سال دیده میشود به زعم من حاکی از عدم اشراف کافی به دنیای خارج از بیت رهبری بخاطر عدم دسترسی احتمالی به فضای مجازی و یا برخورد مستقیم با معترضین است که احتمالاً مسببش نیز مشاوران و کارگزارانش هستند!؛ وگرنه این حجم از دعاوی بوضوح اشتباه بعید است از یک انسان آگاه به حواشی و معادلات جاری کشور صادر بشود. به شخصه به یاد سخنان چندی پیش دکتر روحانی افتادم که گفته بود:

بنابراین خیلی مهم است آنهایی که این مسئولیت را به عهده دارند، یعنی مسئولیت تصمیم‌ سازی، چگونه بتوانند به آنهایی که تصمیم‌ گیر هستند، مطالب لازم و دلایل لازم و تحلیل لازم را ارائه نمایند تا آنها بتوانند تصمیم درستی اتخاذ کنند، بنابراین تصمیم‌ ساز‌ها همواره نقش مهمی دارند.

در مسائل و حوادثی هم که امروزه ما با آنها مواجه هستیم، در سطح منطقه یا در سطح جهان، یک بخشی برمی‌گردد به آنهایی که در مقاطعی تصمیم‌ سازی کردند. (تابناک، کد 1346474، تاریخ 26 آذرماه 1404)

من برای رهبری بعنوان یک فقیه احترامی را که باید بعنوان فقیه شیعه قائلم ولی در عالم سیاست ایشان را دارای ایرادات بنیادینی چه از بُعد تحلیل تئوریک و چه عملکرد میدانم. در وهله اول بحث انتقاد پذیری بنظرم پاشنه آشیل عملکرد رهبری است؛ شما عالی ترین مقام سیاسی در آمریکا را میتوانید به چالش بکشید و خبرنگاران منتقد مستقیم با وی حرف بزنند [فارغ از آنکه چه جوابی بدهد و یا...، بهرحال میتوان تند ترین انتقادات عاری از توهین را مستقیماً به سمع وی رسانید] ولی برای عالی ترین مقام سیاسی در ج ا ایران یعنی رهبری این چنین نیست و حتی سخنرانی دانشجویان منتقد در حضور ایشان هم از بعد از دوران کرونا بالکل متوقف شد [آخرین موردی که سراغ دارم سخنان خانم سحر مهرابی بود (تابناک، کد 803907، 9 خردادماه 1397)] گویی اطرافیانشان گمان میکنند فرد وارسته ای هستند که از هر نقدی باید مبرا باشند و کسی حق ندارد نقدی را به سمع ایشان برساند!. منظورم از نقد، نقد مستقیم نسبت به رهبری هست (از اختیارات تا تصمیمات و سیاست های کلان نظام و...) که در دیدارهای دانشجویی بعد از مورد خانم مهرابی خاطرم نیست مشابه مورد ایشان فردی سخنرانی کرده باشد [نه نقد به دولت و یا...].

ممکن است بگویید این ایراد به نمایندگان دانشجویان برمیگردد نه برگذار کنندگان لکن باید عرض کنم مرور صحبت ها و مجیز گویی های نمایندگان تشکل های مختلف نشان میدهد این چنین نیست و بخوبی میتوانید از مقایسه عبارات استفاده شده «رهبرم و آقاجان و...» در مقایسه با فی المثل عبارتی که خانم مهرابی استفاده کردند (آقای خامنه ای) استفاده کنید تا بفهمید تمامی نمایندگان در دیدارهای سال های بعد از خانم مهرابی چیزی جز مجیز گویانی غیر منتقد نیستند!. عقل گرایی انتقادی در میان آنان مرده است و به معنای واقعی کلمه ارزشی اند گویی فرد غیر ارزشی نمیتواند سخنرانی داشته باشد. بهرحال این مسئله اهمیت چندانی ندارد صرفاً یک مقایسه برای پی بردن به عمق فاجعه و چگونگی اهتمام کارگذاران یک مقام سیاسی به ترسیم دنیای خیالی برای سیاستمدار ارشد یک نظام بود که حتی دیدار انتقادی چند دقیقه ای در طول یک سال را هم محدود میکند!.

من بخش های مد نظرم از سخنرانی امروز رهبری را در پاراگرافی با تو رفتگی نقل و نقد را ذیلش بدون تو رفتگی درج میکنم!.

الف)

یکی از خصوصیات دیگر این فتنه این بود که این سردسته‌های آموزش‌ دیده موظف بودند کشته‌سازی کنند، کشته به وجود بیاورند. هیچ دشمنی‌ای هم با بعضی از افراد، دشمنی ویژه‌ای، نداشتند اما باید کشته به وجود می‌آمد. لذا اینها به مراکز نظامی و انتظامی حمله میکردند، حمله‌ی مسلّحانه، با سلاح پیشرفته، سلاح شخصی پیشرفته، حمله میکردند، برای اینکه از آن طرف هم عکس‌العمل نشان داده بشود و عدّه‌ای کشته بشوند. به این هم اکتفا نمیکردند، حتی همان پیاده‌ نظامی را که خودشان با تبلیغات به میدان آورده بودند، او را هم از پشت میزدند، از پشت‌سر. به بنده اطلاع دادند که این مجروحین آن حادثه را بعضی‌ها از این مجروحین از پشت‌سر مورد حمله قرار گرفتند؛ یعنی حتی به افراد خودشان هم رحم نمیکردند. چرا؟ برای اینکه عدد کشته‌ها برود بالا.

قبل از نقد ادعای فوق ابتدا یک اشاره ای بکنم که اگر خاطرتان باشد مشابه اتفاقاتی که در دی ماه 1404 افتاد در آبان 1398 نیز بوقوع پیوسته بود و در خصوص کشتاری که در اعتراضات 98 انجام دادند بنابر گفته وزیر وقت کشور رحمانی فضلی صرفاً بین 40 الی 45 نفر و در حدود 20 درصد کشته شدگان آن اعتراضات با سلاح غیر سازمانی بوده است (خبرآنلاین، کد 1393969، تاریخ 11 خردادماه 1399) [که البته خود این آمار هم محل مناقشه است]، این یعنی 80 درصد از جانباختگان با سلاح سازمانی [و طبیعتاً توسط مأمورین انتظامی و امنیتی ج ا ایران] کشته شده اند؛ لازم است متذکر بشوم برای آن اعتراضات هم دعاوی مشابهی را مطرح کردند (کشته سازی و...) و البته مشخص نیست اگر کسی با فشنگ های سلاح شاتگان که در اختیار بسیج و نیروی انتظامی بوده است [مدل ساچمه سُربی شان] بواسطه اثرات تیراندازی از فاصله نزدیک به بالا تنه خود فوت میکرد آنرا جزء کشته شدگان با سلاح سازمانی تقسیم بندی میکردند یا خیر، چون از روی نوع جراحت و ساچمه ها بنظر قابل تشخیص نیست فشنگ مورد استفاده متعلق به چه ارگانی بوده است!.

برای فشنگ جنگی هم شماره ای روی پوکه آن ثبت هست ولی مرمی اش تا جایی که میدانم فاقد مشخصه ای می باشد که بتوان تشخیص داد متعلق به فشنگ تحویل داده شده به چه ارگانی بوده است. بنابراین همین تعداد مورد اشاره وزیر وقت کشور در سال 1398 هم بنظر میرسد از روی اعترافات مأمورین أخذ شده است یا حالا بهر نحوی [نه صرف بررسی مرمی] مشخص بوده مأمور خودشان قتل را انجام داده؛ بر این اساس بخوبی میتوانید متوجه بشوید که آمارشان حداقلی هست و آمار واقعی بسیار بیشتر از این مقدار برای همان سال 98 میتواند باشد.

همین مهم بخوبی نشان میدهد آمار رسمی [فارغ از نزدیکی اش به واقعیت] 3 هزار و 117 جانباخته اعتراضات دی ماه 1404 (تابناک، کد 1353066، تاریخ 1 بهمن ماه 1404) چقدر زیاد است بگونه ای که آمار رسمی 98 در مقابل آن بشدت اندک بنظر میرسد و فراتر از آن، این آمار تنه به تنه تعداد جانباختگان مربوط به انقلاب سال 57 میزند [از سال 1342 الی 1357] چنانچه آقای عماد الدین باقی طی پژوهش مستندی آنرا به ثبوت رسانیده اند [تعداد 3167 مورد بودن جانباختگان انقلاب اسلامی طی 15 سال] (مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد 9293، 17 شهریورماه 1393 ؛ پروژه تاریخ شفاهی ایرنا، کد 83206327، تاریخ 23 بهمن ماه 1397). قتال صورت گرفته در دی ماه 1404 بشدت گسترده است و ما برای این اعتراضات اخیر حتی دانش آموز جانباخته داشتیم [گرچه هنوز آمار رسمی شان منتشر نشده ولی در این حد میدانیم دانش آموز کشته شده است] (دنیای اقتصاد، کد 4249207، تاریخ 12 بهمن ماه 1404). مشخصاً به مراتب تعداد دستگیر شدگان و مجروحین بشدت بیشتر هستند!. در همین روایت رسمی ج ا ایران از اعتراضات دی ماه نیز افتضاح دیگری از ج ا ایران در تاریخ این کشور به ثبت رسیده است!، در این خصوص محمد رضا عارف معاون اول رئیس جمهور چندی پیش گفته بود:

این کوتاهی دستگاه‌های دولتی و حاکمیتی است که اولا بی‌ اعتنایی می‌کنند و همچنین دستگاه‌های امنیتی به اموری می‌پردازند که وظایف ذاتی آنها نیست. پرداختن دستگاه‌های امنیتی به مسائل اختلافات سیاسی بین نیروهای خودی ظلم به امنیت کشور است و وظیفه بخش‌های امنیتی حفظ امنیت ملی است و این سوال مطرح می‌شود که چگونه این تعداد سلاح وارد کشور شده‌ است. (ایسنا، کد 1404102212689، تاریخ 22 دی ماه 1404)

مسئله مهم این است که در خلال و بعد از جنگ 12 روزه با رپرتاژ تولیدات سمعی بصری مربوط به وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه و نیروی انتظامی مدعی دستگیری و از میان بردن کانون ها و هسته ها و افراد مزدور دشمن کردند لکن 600 و اندی نفر بنابر آمار رسمی خودشان در اعتراضات دی ماه 1404 داشتند که شهید محسوب نمیشده (شرق، کد 1083187، تاریخ 2 بهمن ماه 1404) و این یعنی از نظرشان کشتنشان مشروع بوده و جزء مصادیق تروریست و مزدور و... بودند!. این آمار جدای از دستگیری هاست و همین آمار رسمی یعنی ج ا ایران یکی از افتضاح ترین دستگاه های امنیتی دنیا را دارد. بحث کشته سازی به اصطلاح بطور عامیانه چوب دو سر نجس برای این نظام است و اگر روایت رسمی را قبول کنیم باید تمام سازمان های امنیتی این نظام را به زباله دان بیاندازیم و اگر روایت غیر رسمی را قبول کنیم این نظام میشود قاتل مردم خود!.

در خصوص جریان اعتراضات 98 نیز می بایست متذکر بشوم هیچ متهمی به اعدام و یا به مرحله تأیید حکم در دیوان عالی کشور نرسید که اتهامش کشتن معترضین در پوشش معترض باشد و هیچ رابطه ای هم با ارگان های امنیتی ج ا ایران نداشته باشد. در حال حاضر هم از همان ترفند قدیمی و نخ نما شده بهره برده شده است!. متذکر میشوم مراحل دادرسی و بیانیه های وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پشیزی ارزش ندارند و حتی مکرراً اثبات شده مرحله دادگاه هم میتواند بی ارزش و دارای حکمی مطلقاً غلط باشد و دیوان عالی کشور آنرا نقض کند [لازم به تذکر است احکام اعدام مرحله تجدید نظر نداشته و مستقیم به دیوان عالی کشور ارسال میشوند]. در این رابطه مشت نمونه خروار موارد مازیار ابراهیمی (مدخل مازیار ابراهیمی در ویکی پدیای فارسی، بی کد، بی تا) [که منجر به پرداخت خسارت هنگفت به وی نیز شد] و الهه محمدی و نیلوفر حامدی [که از اتهام جاسوسی و یا کلا ارتباط و همکاری با دولت متخاصم تبرئه شدند] (انتخاب، کد 824917، تاریخ 22 مهرماه 1403) هستند. برای هردو مورد هم اعتراف و یا مستند در صدا و سیما پخش شد که بیش از پیش بی اعتباری تولیدات سمعی-بصری امنیتی نظام ج ا ایران را نشان میدهد. برای دومی که ما شاهد بیانیه مشترک وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه و اصرار بر ارتباط با دولت متخاصم [در قالب طرح ادعای آموزش مستقیم دیدن دو خبرنگار در دوره های برگذار شده و همچنین اشاره به استفاده از پوشش خبرنگار که بیانگر اهتمام این دو سازمان به انجام فعالیت دارای ارتباط با دولت متخاصم توسط دو خبرنگار در پوششی عادی می باشد] توسط آن بیسوادان ساده اندیش اطلاعاتی بودیم (رویداد 24، کد 321906، تاریخ 6 آبان ماه 1401).

برای مورد مازیار ابراهیمی مستند «کلوپ ترور» را ساختند (عصر ایران، کد 225781، تاریخ 13 مردادماه 1391) و برای خانم های محمدی و حامدی مستند خبرچین ساخته شد (جهان نیوز، کد 855609، تاریخ 30 مهرماه 1402). اگر مستند ها را با علم به اینکه اولی کارش به دریافت غرامت از وزارت اطلاعات نیز رسید (فرارو، کد 410715، تاریخ 12 شهریورماه 1398) و دومی چنانچه متذکر شدم کاملا از اتهام ارتباط با آمریکا تبرئه و در نهایت نیز مشمول عفو رهبری قرار گرفتند ببینید بیش از پیش به پوچی تمام شواهد موجود در آن مستند ها و جهل و حماقت بی حد و حصر ارزشی جماعت میرسید. در خصوص مستند خبرچین این نکته حائز اهمیت است که سازندگان اظهارات خانم های حامدی و محمدی در خصوص انتقاد به افتضاحات این نظام حول حجاب زنان و... را دال بر معضلات امنیتی و... دانسته اند! این همان نگاهیست که میگوید من قدیسه ای معصومم و أحدی حق انتقاد نسبت به من و تفکر من را ندارد!.

حال میرویم بسراغ استدلال رهبری مبنی بر تیر از پشت سر خوردن معترضین. بهترین نقدی که اینجا میتوان داشت این است که فرض محال بگوییم تیراندازی نشده که مردم بخواهند فرار کنند و در ادامه آن تیراندازی، از پشت معترضین مورد اصابت گلوله قرار بگیرند [مغالطه مصادره به مطلوب: بطور پیش فرض تمامی عوامل ج ا ایران قانون بکارگیری سلاح را رعایت کردند]؛ برای مواردی که از جلو تیر خوردند چکار میکند؟ آیا آنها را گردن میگیرد یا بهانه دیگری می آورد؟. من به دو نمونه در اینجا اشاره میکنم:

حمید مهدوی مشهد آتش‌نشان بود. پر از آتیش شور و شوق. شنبه 20م پیکر حمید رو تحویل دادن با جو شدید امنیتی. پنج‌شنبه 18 دی، روز فراخوان اول، شیفت نبود، بصورت شخصی رفته بود امدادرسانی به مردم. جلوی کلانتری هفت تیر داشته به یکی که تیر خورده امداد می‌رسونده (چیزی شبیه فیلم همون شب) که با تیر زدن توی گلوش (فیلم خود حمید) (کانال تلگرامی مملکته، کد 98566، تاریخ 7 بهمن ماه 1404)

فارغ از توضیحات آن کانال اپوزیسیون؛ وقتی به لینک کانال مراجعه کنید کلیپی هست که صراحتاً نشان میدهد پارچه ای را روی گردن این بنده خدا گذاشتند که جلوی خونریزی را بگیرد و هیچ نشانه ای از اصابت گلوله از پشت نبوده و از قضا پارچه را در جلوی گردن قرار دادند برای جلوگیری از خونریزی.

الو عرفان عبدی‌ پور رو کشتن. تیر مستقیم تو قلبش خورده آریاشهر پنج شنبه 18 ام روبروی گلدیس کنار ایستگاه تاکسی های شهرزیبا و دهکده ، تیر مشخصا تک تیرانداز مستقر روی گلدیس بوده، دوستش بردش تا بیمارستان ابن سینا من شب رفتم داخل بیمارستان دنبالش گشتم هی می‌گفتن عمل کرده نمیشه ببینی مشخص نیست کدوم بخشه تا سر صبح معطلمون کردن بعد یه نفر از بیمارستان رفت عکسای سرخونه رو آورد عکس 9 یا 10 عرفان بود بعدم گفتن برید صبح بیاید که صبحم رفتیم گفتن برید کهریزک تا شیش غروب 4 نفر تو کهریزک دنبالش بودیم بالغ بر 1500 تا کاور باز کردیم تا پیداش کردیم بعدم دوتا پزشک اونجا بودن کاراش انجام شد تا ظهر شنبه هم دفنش کردیم قطعه 329. کوچه بالایی حمیدرضا روحی بود خونه‌شون همیشه عکس و فیلم از اون روزا میفرستاد برای شما (کانال تلگرامی مملکته، کد 98485، تاریخ 4 بهمن ماه 1404)

برای مورد فوق نیز وقتی به پست مربوطه در کانال تلگرامی مراجعه کنید تصویر جسد آن جانباخته که دارای جراحتی سوراخ مانند در جلوی قفسه سینه اش می باشد مشخص است [توضیحات احتمالا توأم با اغراق آن شهروند را در قالب یک کلیت فارغ از راستی آزمایی حواشی اش در نظر بگیرید، بحث من صرفا جان باختن در اعتراضات دی ماه 1404 و وجود آثار گلوله در جلوی بدن است]. موارد دیگری هم هستند مثل خانمی اشتباه نکنم در کرج که جلوی بدنش آثار گلوله داشت و تصویر ایشان در فضای مجازی منتشر شده و نمیخواهم بیش ازین به آنها بپردازم و صرفاً دو مورد مشخص را آوردم تا صورت بندی استدلالم را تکمیل کرده باشم.

 

ب)

آمریکایی‌ها بدانند اگر جنگی راه بیندازند، این‌ بار جنگ منطقه‌ای خواهد بود

باید از رهبری پرسید کدام منطقه؟!. سوریه که در اختیار این جماعت دیگر نیست و فلسطین هم که در حال گذار به مرحله دوم آتش بس و خلع سلاح حماس است و حزب الله لبنان هم که علیرغم کشته شدن چندین و چند نفر از افرادش که ناقض آتش بس بودند، توسط اسرائیل (دنیای اقتصاد، کد 4231657، تاریخ 5 آذرماه 1404)، هیچ واکنش خاصی نتوانسته است نشان دهد. امکانات عراقی ها را هم که پیشتر دیده ایم، در حد راکت و توپخانه های معمولی و پهپاد های غیر پیشرفته و... است (من باب نمونه: مشرق نیوز، کد 1401209، تاریخ 1 مرداد ماه 1401 ؛ همچنین میتوانید اخبار گذشته گروه های مقاومت عراقی در حمله به پایگاه های آمریکایی را مرور کنید که در حد پرتاب راکت و... ای بودند که هیچگاه خسارت درخور توجهی نتوانستند ایجاد کنند: من باب مثال: ایرنا، کد 85360059، تاریخ 30 دی ماه 1402 بجز یک مورد استثنایی و ماحصل اشتباه محاسباتی آمریکا که در نهایت با واکنش شدید آمریکا مواجه شد و حشد الشعبی به اصطلاح سرجایش نشست: مدخل حملات هوایی فوریه 2024 آمریکا در عراق و سوریه ویکی پدیا فارسی، بی کد، بی تا)؛ نهایتاً خودشان و زن و بچه شان را بردارند بروند جلوی پایگاه های آمریکایی منفجر کنند!!.

فلذا می بایست پرسید کدام منطقه وارد جنگ میشود؟. در خصوص شورشیان حوثی یمن نیز که کمتر از یک سوم سرزمین یمن را در اختیار دارند آنهم منطقه مشرف به غرب یمن که به سومالی لند نزدیک است می بایست عرض شود کل توانایی آنها در همان دوران جنگی که با اسرائیل داشتند شلیک یکی دو موشک بعلاوه یک پهپاد نهایتاً در بهترین حالت بصورت روزانه بود که غالباً یا رهگیری میشدند و یا به مناطقی پرت برخورد میکردند و بیشتر آمار مجروحین بخاطر ازدحام به منظور رفتن سمت پناهگاه بود (بعنوان نمونه شلیک 200 موشک و 170 پهپاد در طی حدود 10 ماه بعد از 7 اکتبر 2023 و آغاز جنگ غزه: اکو ایران، کد 79441، تاریخ 4 دی ماه 1403)!. مورد مهم تر هم واکنش ج ا ایران در جنگ 12 روزه بود که فارغ از عدم تحقق وعده نابودی شهرهای بزرگ تل آویو و حیفا (نشر آثار آیت الله خامنه ای، کد 22233، تاریخ 1 فروردین ماه 1392)، حتی یک شهرک هم در اسرائیل نابود نشد!. فلذا سوابق میگویند جنگ منطقه ای هیچگاه رخ نخواهد داد مگر در ذهن رهبری و اطرافیانش آنهم هنگامی که از واقعیت بشدت فاصله میگیرند!.

 

ج)

او [دونالد ترامپ] صریحاً به اغتشاشگرانی که مردم ایران می‌خواند می‌گفت «بروید جلو من هم دارم می‌آیم!» البته از نظر آنها این چند هزار نفر اغتشاشگر، مردم ایران بودند، اما میلیون‌ها نفری که 22 دی در سراسر کشور اجتماع کردند مردم ایران نیستند.

فتنه‌گران همچون جنایتکارانی که در حمله به شهرها، زنان و کودکان را سپر خود می‌کنند، پشت بازاری‌ها که حرف منطقی و درستی داشتند و به خیابان آمده بودند، پنهان شدند تا شناخته نشوند.

این فتنه همچنانکه برخی در دنیا هم به آن اشاره کردند، شبیه کودتا بود. البته سرکوب شد، اما تخریب مراکز حساس و مؤثر در اداره کشور از طریق حمله به پلیس، مراکز سپاه، بعضی از مراکز دولتی و بانک‌ها و حمله به عناصر معنوی همچون مساجد و قرآن، نشان‌دهنده این واقعیت است. بر اساس اطلاع رسیده، یک عنصر آمریکایی مؤثر در حکومت، به طرف ایرانی خود گفته است سازمان‌های جاسوسی سیا و موساد همه امکانات خود را در این قضیه به صحنه آوردند.

کودتا اشاره به به گرفتن قدرت از نظام با قوه قهریه دارد و این یعنی بخشی از مردم میخواستند قدرت را ازین نظام بگیرند!. البته که بنابر این تعریف جریان سال 1357 نیز یک کودتا محسوب میشود. آیت الله خامنه ای سعی دارد آنها را وابسته به خارج و... نشان دهد مشابه تفکر محمد رضا پهلوی که انگلیس را در سرنگونی خود مقصر میدانست (مدخل تئوری‌های توطئه درباره انقلاب 57، ویکی پدیای فارسی، بی کد، بی تا) و برای همین سعی دارد آنرا آمریکایی نشان دهد، اگرچه ادعایی که میکند بالکل غلط هست و هیچ سندی در تأییدش نیست (فرضاً هم باشد بدلیل آنکه یک مورد عامل از بعنوان مثال سازمان CIA دستگیر نشده بیش از پیش بی اعتبار بودن سازمان های امنیتی ج ا ایران را نشان میدهد. بهرحال ارتباط دادن این خیزش مردمی به آمریکا و... نشانه همان دنیای خیالی هست که در آن سیر میکند!. از آمار به غایت زیاد جانباختگان که بگذریم، ما در این اعتراضات بازداشتی و جانباخته زیر 18 سال (دیده بان ایران، کد266522، تاریخ 12 بهمن ماه 1404 ؛ عصر ایران، کد 1137256، تاریخ 12 بهمن ماه 1404) و جتی بازداشتی و نیز جانباخته تحت پوشش بهزیستی (رکنا، کد 1205010، تاریخ 13 بهمن ماه 1404) داشته ایم!. گستردگی بازداشتی ها و جانباختگان بقدری هست که جای هیچ انکاری را باقی نمیگذارد که بخش بزرگی از مردم کشور برانداز عملگرا شدند (برای عنوان برانداز عملگرا رجوع کنید به یادداشتم با عنوان: کدام مردم؟!) و مسلماً تعداد مردمی که برانداز نظری شدند کاملاً بیشتر می بایست در نظر گرفته شود. حتی اگر به آمار وزیر اطلاعات این نظام اعتماد کنیم 88 درصد از بازداشتی ها تروریست یا... هم نبودند (اعتماد، کد 759307، تاریخ 13 بهمن ماه 1404).

تمام آمار و ارقام به ضرر پشتوانه مردمی داشتن این نظام است. همچنین اشاره رهبر به جمعیت چند میلیونی برای 22 دی کاملاً غلط و مستند به هیچ سندی نیست!. یک نمونه اش در تهران در بهترین حالت جمعیت به 200 هزار نفر هم نمیرسد و این هم نشانگر همان دنیای خیالی است که آیت الله خامنه ای در آن سیر میکند!. مضاف بر آن متذکر شدم جمعیت 22 دی در آرامش کامل و با تشویق نظام حاکم و... آمدند ولی جمعیت اعتراضات 17 و 18 دی در سایه سرکوب شدید و... آمدند!، بنابراین حتی شرایط یکسانی هم این دو مورد نسبت به یکدیگر نداشتند بتوان قیاس درستی را میان جمعیت هایشان انجام داد. با این همه، جمعیت در شهرهایی همچون آبدانان بشدت قابل توجه بود که در یادداشت «کدام مردم؟!» بصورت مستند بدان اشاره کردم.

فرض بگیریم سخنان آیت الله خامنه ای در اینجا درست است، آیا افرادی که رهبری آنها را مزدور و تروریست و آموزش دیده میداند همینطوری آمدند و به چندین هزار نفر در سراسر کشور گفتند بیایید براندازی کنیم و آنها هم قبول کردند؟!، مسلماً خیر. اول آنکه بر اساس سخنان خود رهبری مبنا و آغاز کننده این اعتراضات که از بازار شروع شد به حق بود چنانچه قسمت مربوطه از سخنانشان را قرار دادم. دوم آنکه مشکل بازاریان اساساً مشکل تمام مردم عادی این کشور بود!. وضعیت افتضاح معیشتی و اقتصادی مشخصاً مشکل عامه مردم است فلذا تقلیل دادن مشکلات مربوط به نوسانات نرخ دلار و... به بازاریان سبک انگاریست!. این نوسانات روی کالاهای مورد نیاز مردم از تلفن همراه گرفته تا... تأثیر مستقیم میگذارند. جدای از آنکه بخشی از اعتراضات نوسانات نرخ ارز بود و بطور کل معیشت و وضعیت افتضاح اقتصادی نیز دخیل در این امر بود.

مسئله بعدی آنکه از قبل میدانستیم اکثریت مردم مخالف برخورد قهری در زمینه حجاب هستند [در قالب عقایدی همچون عدم ورود دولت در برخورد با بد حجابی] و اینرا گزارش های متعددی که دهه قبل، خود نظام ج ا ایران تهیه کرده به ثبوت میرساند (گزارش مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام ، خبرآنلاین، کد 751840، تاریخ 4 بهمن ماه 1396 - گزارش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، خبرآنلاین، کد 792926، تاریخ 6 مردادماه 1397)؛ حال با این اوصاف وقتی پیامک حجاب برای افرادی که حجاب سر ندارند میفرستند یا برخوردهای قضایی و... میشود اعم از توقیف خودرو و یا پلمپ کافه و رستوران، انتظار دارند کینه و نفرت ایجاد نشود؟.

مورد بعدی بحث فیلترینگ است. در کشوری که اکثریت غالب مردمش از راه های دور زدن فیلترینگ استفاده میکنند (خبر آنلاین، کد 1806855، تاریخ 6 شهریورماه 1402ایسنا، کد 1404091812208، تاریخ 18 آذرماه 1404) و در این راه بعضاً متحمل پرداخت هزینه میشوند و یا آنکه بخاطر قطع شدن و بطور کل معضلات وی پی ان های رایگان، استفاده از آنها توأم با اعصاب خردی نیز هست انتظار دارند نفرت نسبت به نظام حاکم ایجاد نشود؟.

کار بجایی میرسد که یک سریال ساده میتواند بنابر اعتراف خودشان اثر گذاری روی مردم داشته باشد و این پرسش را بوجود بیاورد که پس هزینه کردهای هنگفت از بیت المال در چه راهی صرف میشوند اگر توانایی خنثی کردن اثر منفی یک سریال را ندارند؟! (انصاف نیوز، کد 632220، تاریخ 11 بهمن ماه 1404).

بنابراین فارغ از آنکه بر مبنای سخنان رهبری مبنای این اعتراضات به حق و درست بود [اعتراض بازاریان] بلکه عامل تشدید کننده آن نیز خود نظام ج ا ایران بوده!، حال ایشان آمده یقه دونالد ترامپ را میگیرد؟ این اگر اشتباهی بزرگ نیست، پس چیست؟!.

 

د)

اینکه گاهی صحبت جنگ می‌کنند و از هواپیما و ناو و این‌ها صحبت می‌کنند، حرف جدیدی نیست. در گذشته هم آمریکایی‌ها بارها در حرف‌هایشان تهدید می‌کردند و می‌گفتند همه گزینه‌ها روی میز است؛ ازجمله گزینه جنگ. حالا این آقا هم (ترامپ) هم مرتباً ادعا می‌کند ناو آوردیم و ... ملت ایران را از این چیزها نباید ترساند، مردم ایران با این تهدیدات، تحت تأثیر قرار نمی‌گیرند.

مسئله اینجاست که دونالد ترامپ در بهمن ماه سال 1403 شمسی بهمین رهبر نامه نوشت و تهدید به وقوع اتفاقات بسیار بد در صورت عدم مذاکره [بخوانید جنگ] کرد (دنیای اقتصاد، کد 4166538، تاریخ 8 فروردین ماه 1404) و رهبری بعد از آن اجازه مذاکرات غیر مستقیم را نیز دادند لکن بعد از آنکه خواسته ترامپ یعنی غنی سازی صفر درصد تحقق نیافت آمریکا به اسرائیل اجازه جنگ داد و خود نیز این کشور را حمایت و در جنگ علیه ایران شرکت کرد!. بعبارتی دیگر ترامپ اثبات کرده که اهل بلوف هایی همچون تل آویو و حیفا را با خاک یکسان میکنیم یا آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند نیست، و پای حرفی که زده می ایستد. فلذا اتفاقا تهدیدی که کرده جدید است چون به تهدیدهای گذشته اش جامه عمل پوشانیده است و این تهدید تکرار آن موارد نیست!.

برای بحث ترس هم خوب است اشاره کنیم اساساً بخشی از ترس مردم از نظام حاکم است که در زمان جنگ یا... با قطعی اینترنت بخاطر بی کفایتی و ضعف شدیدش در تأمین امنیت سعی دارد امنیتی پوشالی برای مردمش ایجاد کند!. مقوله ای که پرداختن به گوشه ای از ضرر و زیان آن هم عمق فاجعه را میتواند نشان بدهد (بعنوان نمونه: عصر ایران، کد 1137297، تاریخ 12 بهمن ماه 1404).

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴/۱۱/۱۳

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی