مکتب رئالیسم

واقعیت (حقیقت آنچه که هست و وجود دارد)

مکتب رئالیسم

واقعیت (حقیقت آنچه که هست و وجود دارد)

مکتب رئالیسم
آخرین نظرات

یادداشتی پیرامون دیه

سه شنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۹:۱۶ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَى بِالْأُنْثَى فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿۱۷۸﴾ سوره البقره

ای افرادی که ایمان آورده‏ اید! حکم قصاص در مورد کشتگان بر شما نوشته شده است، آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده و زن در برابر زن، پس اگر کسی از ناحیه برادر (دینی) خود مورد عفو قرار گیرد (و حکم قصاص او تبدیل به خونبها گردد) باید از راه پسندیده پیروی کند (و در طرز پرداخت دیه، حال پرداخت کننده را در نظر بگیرد) و قاتل نیز به نیکی دیه را به ولی مقتول بپردازد (و در آن مسامحه نکند این تخفیف و رحمتی است از ناحیه پروردگار شما و کسی که بعد از آن تجاوز کند عذاب دردناکی خواهد داشت.

 

وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ یَصَّدَّقُوا فَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَکُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ مِیثَاقٌ فَدِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا ﴿۹۲﴾ سوره النساء

برای هیچ فرد با ایمانی مجاز نیست که فرد با ایمانی را به قتل برساند، مگر اینکه این کار از روی خطا و اشتباه از او سر زند و (در عین حال) کسی که فرد با ایمانی را از روی خطا به قتل برساند باید یک برده آزاد کند و خونبهائی به کسان او بپردازد مگر اینکه آنها خونبها را ببخشند - و اگر مقتول از جمعیتی باشد که دشمنان شما هستند (و کافرند) ولی مقتول با ایمان بوده باید (تنها) یک برده آزاد کند (و پرداختن خونبها لازم نیست) و اگر از جمعیتی باشد که میان شما و آنها پیمانی برقرار است باید خونبهای او را به کسان او بپردازد و یک برده (نیز) آزاد کند، و آن کس که دسترسی (به آزاد کردن برده) ندارد دو ماه پی در پی روزه می‏گیرد - این (یکنوع تخفیف و) توبه الهی است و خداوند دانا و حکیم است.

آیات فوق در رابطه با دیه هستند. بحث ما در اینجا پیرامون اصل وجود دیه یا امضایی و تأسیسی بودن آن نیست بلکه مقدار دیه زن و مرد میباشد. ممکن است گفته شود بنا به آیه سوره بقره بین زن و مرد در دیه فرق گذاشته شده است [چنانچه در ابتدا گفته میشود آزاد در برابر آزاد و سپس زن در برابر زن جداگانه قرار داده است] اما این سخن اشتباه میباشد چون در این صورت میتوان گفت دیه یک جنین دارای روح نشده با مرد آزاد برابر است!!. در جامعه اعراب آن زمان که اکثریت زن را پست تر از مرد میدانستند لزوم بیان دیه برای زن دور از ذهن نیست.

سخن ما در این پست من باب مقدار دیه زن و مرد است. دیه مرد صد نفر شتر [= دویست گاو متعارف و سالم = هزار گوسفند متعارف و سالم] تعیین شده و دیه زن پنجاه نفر شتر. این مقدار از روایات واصله تعیین شده است. در میان فقهای شیعه در صورتی که مردی زنی را بکشد و اولیای دم خواهان قصاص باشند باید نصف دیه مرد را به خانواده قاتل بپردازند ولی در میان فقهای اهل تسنن این چنین چیزی نیست. البته اگر خانواده مقتول توانایی نداشته باشند این مقدار از بیت المال پرداخت میشود.

در توجیه این امر گفته اند مسئله دیه به نفع اقتصادی برمیگردد که مرد برای خانواده اش داشته است، چه در زمان نزول آیات و چه روایات تا چندین قرن پس از آن، بار اقتصادی خانواده بر دوش مرد بوده و وظیفه تأمین مایحتاج بر عهده مرد خانواده بوده است و زن در این امر هیچگونه وظیفه ای نداشته و ندارد. اما مسئله اینجاست که پس تکلیف زن شاغل چه میشود؟ در توجیه این امر گفته اند:

چهار. تمام زنان امروز، شاغل نیستند و بسیاری از زنان مسلمان، خانه دارند. افزون بر این، بر فرض آن که تمام زنان شاغل باشند و یا مهریه نگیرند، اما این حکم شرعی را عوض نمیکند؛ در شرع اسلام نفقه زن و خانواده اش بر عهده مرد است و مهریه نیز دَین است بر ذمه مرد، و او می تواند هر زمان خواست در خواست مهریه کند و با حمایت قانون مهریه اش را دریافت دارد. +

گفته فوق دو دلیل داشت:

نخست آنکه بسیاری از زنان شاغل نیستند: تعداد زنان شاغل در حال حاضر کم نبوده و روند رو به رشدی را دارد و حال اگر مثلاً پژوهش آماری انجام شد و سی درصد زنان را شاغل بیان کرد چه؟. همچنین در این صورت میتوان گفت اگر زن شاغل باشد دیه اش با مرد برابر و اگر خانه دار بوده باشد نصف مرد کامل بشود؛ مگر دلیل نفع اقتصادی نیست؟ خب ملاک هم نفع اقتصادی بشود.

 

دوم آنکه نفقه زن و خانواده اش و مهریه بر عهده مرد است: زنانی هستند که سرپرست خانوار میباشند، برای این زنان چطور؟ نفقه شان بر عهده چه کسی است؟. در برخی خانواده ها در آمد زن حتی از مرد خانواده هم بیشتر است و باعث رشد اقتصادی خانواده شده و حال مرگ وی ضرر محض اقتصادی به خانواده نیست؟ اینکه گفته شود چون وظیفه اش نیست کار نکند همان قدر بی معناست که گفته شود چون در وظایف مرد پوشک خریدن نیست خب نخرد، با کهنه کار کنند!! وقتی عرف جامعه و مسائل اقتصادی و البته شرایط خود زن (مثلاً دکتر باشد و زمینه کاری مناسبی پیدا کند یا کاری خوب در اداره ای دولتی برایش پیدا شود) وی را به سمت کار کردن سوق میدهد چه جای این ادعاست که بگویند خب وظیفه اش نیست کار نکند!! از قضا در اینجا مجبور است کار کند چه آنکه از طرفی دیگر، برخی از مردان از پس نفقه مناسب همسر خود بر نمی آیند یا اصلا توان دادن مهریه را هم ندارند [در نتیجه نفع اقتصادی که به خانواده میرسانند مناسب حال زن نیست. بنابراین اگر وظیفه مرد است اما در عمل، قسمتی از آن در برخی خانواده ها بر دوش زن است]. جدای از این مهم که مرگ زن سرپرست خانوار همان قدر به خانواده ضرر اقتصادی وارد میسازد که مرگ مرد سرپرست خانوار.

 

بنظر میرسد باید دلیل را ملاک نیز قرار داد، یعنی وقتی دلیل، نفع و مسائل اقتصادی است پس ملاک دیه هم همان قرار بگیرد و مصداق آن دیه یک مرد کامل بعنوان محور تأمین اقتصاد خانواده باشد و اگر زن در یک خانواده مشابه مرد خانواده بوده باشد [از نظر منفعت اقتصادی برای خانواده نه فقط خودش که در این صورت با زن خانه دار از جهت منافع اقتصادی تفاوتی نمیکند] در این صورت دیه آن نیز با مرد برابر بشود.

 

اینکه گفته شود اگر بنا به اقتضای زمان بود (یعنی این حکم منحصر در زمانی بوده است که مرد عهده دار مسائل اقتصادی خانواده بوده و زن خانه دار بوده است یعنی زمان صدر اسلام) باید در روایات و توسط معصوم به این مهم اشاره میشد، در پاسخ باید گفت که از قضا در رابطه با منسوخ شدن مسائلی همچون برده داری نیز هیچ روایتی از معصوم در حال حاضر در دست نداریم و حال آیا آنرا باید دوباره به جریان بیاندازیم؟ در صورتیکه میدانیم این گونه مسائل را اسلام بر عهده مقام ولایت گذاشته است تا با توجه به مسائل روز در آن تغییر ایجاد کند [مثلاً در رابطه با برده داری وقتی طرف مقابل از ما برده ای نمیگیرد دیگر لزومی ندارد ما نیز برده بگیریم که خب در عمل شاهد این مهم هستیم].

نظرات  (۲)

  • محمود سپهری
  • عرض سلام و وقت بخیر.

    چون سؤالم با این پست ارتباط دارد اینجا می نویسمش.

     

    جناب رائفی پور در یک سخن در شبکه افق (اشتباه نکنم) گفتند طالبان هیچ شیعه ای را صرفا به خاطرِ "شیعه بودَنَش" نکشته بلکه دلایل دیگری داشته. خواستم بدانم این ادعا صحت دارد؟

    پاسخ:
    با سلام؛ و اما بعد:
    نمیگویم قطعاً یا صد درصد، لکن دو لینک زیر به این ادعای رائفی پور خدشه وارد میکند:

    https://fa.shafaqna.com/news/429165/

    https://fa.shafaqna.com/news/661009/

    دشمنی طالبان با تشیع انکار ناپذیر است، طالبان سلفی هستند و متأثر از علمای تندروی پاکستان، چه در رابطه شان با القاعده و چه... اما مشخصاً رفتارشام اخیرا تغییر کرده است.
    از طرفداران استاد رائفی پور توضیح در رابطه با دو لینک فوق بخواهید.
  • محمود سپهری
  • سلام شرمنده فکر کردم کامنت بالا را زیر مطلب "دائش مصداقی علیه سنت یا اسلام" نوشته ام؛ که بعد از ارسال نظر متوجه شدم اشتباها زیرِ این پست نوشته ام.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی