بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از مقوله های بحث برانگیز بین فقهای امامیه بحث سهو النبی بوده است (بنگرید به اینجا، منبع کل یادداشت همین مقاله ایست که لینک متنش را قرار دادم و بنابراین دیگر تا انتهای یادداشت بهمین مقاله صرفاً ارجاع میدهم)، بر اساس سهو النبی پیامبران از ناخودآگاهی (سهو) و فراموشی به هنگام عمل به احکام شرعی و در امور عادی و زندگی شخصی در موارد نادری هماننده سایر مردم به سهو و نسیان در این موارد گرفتار میشوند. یکی از معروف ترین فقهایی که از سهو النبی دفاع کرده شیخ صدوق است و خلاصه دیدگاهش چنین می باشد:
در نظر شیخ صدوق سهو پیامبر از قبیل سهو مردم عادی نیست که ریشة آن تسلط شیطان باشد، بلکه پیش آمدن این سهو به ارادة خداوند است که گاهی برای مصلحتی چیزی را از ذهن پیامبر محو نموده، او را دچار سهو میکند. وی این رخداد را اسها مینامد. از این رو، نسبت دادن اعتقاد به سهو النبی به صدوق صحیح نیست. آنچه مورد نظر ایشان است اسهاء النبی لمصلحة است. اسها را تنها در اموری که بین پیامبر و دیگران مشترک است، مانند مقام عمل به احکام، جایز میداند؛ ولی آن را در تبلیغ و بیان احکام دین ـ که از مختصات پیامبری است ـ قبول ندارد و پیامبران را در تبلیغ و بیان احکام دین معصوم میداند و تنها موردی که برای اسهای پیامبر (در کلام صدوق و دیگران) ذکر شده، نماز است؛ آن هم به دلیل روایاتی است که در این موضوع خاص وارد شده است و مورد یا موارد دیگری چه در کلام شیخ صدوق و چه در کلمات دیگران، دیده نمیشود.