مکتب رئالیسم

قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ

مکتب رئالیسم

قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ

مکتب رئالیسم
آخرین نظرات

بسم الله الرحمن الرحیم

 

همانطور که پلوتارک در اخلاقیات خود و در دو نوبت متذکر میشود اقامتگاه بهاری شاهان پارس اساساً در شوش [شهر باستانی شوش در استان خوزستان امروزی] بوده است و نه منطقه ای مثل پارسه یا پرسپولیس و یا حتی پاسارگاد (که بتوان ولو با کمی ارفاق گفت منظور تخت جمشید بوده).

پلوتارک در سخنان خود به اقامتگاه پاییزی اشاره ای نمیکند و بنظر بنده حقیر از سخنانش میتوان برداشت کرد که منظورش از اقامتگاه زمستانی از زمان بعد از پایان تابستان و شروع پاییز تا انتهای زمستان بوده است و در تأیید این مورد باید بدانید وقتی که اردشیر سوم هخامنشی در ماه تیشری (ماه هفتم در گاهشماری بابلی که در پاییز واقع میشده است بنگرید به اینجا و نیز یکی از ماه های گاهشماری عبری یهودیان، این ماه در تقویم میلادی از سپتامبر تا اکتبر بوده و با توجه به ماه بعدی یعنی ماه هشتم «Marcheshvan» که از اکتبر تا نوامبر است و نیز روز سوم همین ماه هشتم که بر اساس رویدادنامه نبونئید کوروش دوم وارد بابل میشود و آن روز را با 29 مهر تطبیق داده اند در نتیجه میتوان گفت ماه تیشری به نوعی آغاز پاییز محسوب میشده است) اقدام به اسیر کردن زنانی اهل صیدا میکند (بنگرید به اینجا) و آنان را به کاخش در بابل گسیل میدارد و ازین مهم بنظرم میتوان برداشت کرد شاه در پاییز در بابل اقامت داشته چون طبیعتاً ازین زنان باید برای کنیزی شاه و دربار استفاده میشده و شاه هخامنشی هم همواره تعداد زیادی خدمتکار جنسی و بطور کل کنیز دور خودش داشته (بنگرید به اینجا) مشخصاً تعدادی ازینها برای کنیزی شخص شاه هم بکار گرفته میشدند بنابراین باید به کاخی فرستاده میشدند که محل اقامت شاه بوده است و نیز پلوتارک هم میگوید اقامت زمستانی شاه پارس در بابل بوده است.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۰۲ ، ۱۱:۲۵

بسم الله الرحمن الرحیم

 

همانطور که میدانیم در حال حاضر اوستای زرتشتیان از پنج نسک «یسنه - یشت ها - ویسپرد - خرده اوستا - وندیداد» تشکیل شده است اما غیر ازین مدل، نوع دیگری از تقسیم بندی هم وجود دارد که اوستا را به دو بخش اوستای قدیم (Old Avestan) و اوستای جدید (Younger Avestan) تقسیم میکند. توجه داشته باشید منظور از اوستای قدیم کهن ترین نسخه دست نویسی یا سند باستان شناسی از اوستا نیست که قدیم ترین نسخه خطی که بخشی از اوستا میباشد بنا به آنچه که پروفسور ژان کلنز در دانشنامه ایرانیکا بیان میکند متعلق به اواخر قرن سیزدهم میلادی است:

... the most ancient (K 7a) dates from A.D. 1288

AVESTA i. Survey of the history and contents of the book, Encyclopaedia Iranica

همچنین بر اساس جدولی که کلنز از عناوین نسک های اوستا بر اساس دینکرد ارائه میدهد تمام بخش های اوستا یا مفقود شده یا ناقص بدست ما رسیده است بجز وندیداد و ستوت یشت:

۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۰۲ ، ۲۱:۱۱

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مقدمه

یکی از مهم ترین ارکان در نظام هر کشوری آموزش و پرورش آن است و یکی از مهم ترین بخش های آموزش و پرورش کتب درسی است که نوجوانان آن کشور بصورت مستقیم ازین کتب درسی تغذیه فرهنگی و اطلاعاتی میکنند و در کشورهایی که اندیشه های ناسیونالیستی و پانی بشدت رسوخ و نفوذ دارد مقوله تاریخ و اندیشه تاریخی القا شده توسط حکومت میتواند یکی از مهم ترین قسمت های کتب درسی آموزش و پرورش باشد. در این بین نقش دروس تاریخ بسیار مهم هست و مسئولین امر باید بیش از حد عادی به نقل صحیح و بر پایه مستندات علمی تاریخ و نیز با مبنای انصاف و زدودن هرگونه اندیشه پانی [چه پان ایرانیسم چه پان ترکیسم چه پان عربیسم و...] به منظور در دسترس قرار دادن اطلاعات تاریخی بی حاشیه و صحیح به دانش آموزان اهتمام بورزند.

۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۰۲ ، ۲۰:۲۰

بسم الله الرحمن الرحیم

 

پیرامون رابطه حکومت هخامنشیان و یهود مطالب زیاد است و گرچه منابع یونانی و رومی در اینباره ساکت اند لکن قراینی هست که بیان میدارد یهودیان بلا استثناء رابطه حسنه ای با هخامنشیان بواسطه دو مؤسسه اقتصادی مهم خود در بابل [که شاید بتوانیم آنرا بانک بنامیم] داشته اند. ازین امر بخوبی میتوان بیان کرد که نفوذ یهود در دربار هخامنشیان بواسطه جایگاه بزرگ و قوی اقتصادی که در آن حکومت داشتند بهیچ عنوان غیر ممکن نبوده گرچه از کم و کیف آن بجز کتاب استر هیچ اطلاع دیگری نداریم و کتاب استر نیز هم مطالب داستانی دارد هم تاریخی.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۰۲ ، ۲۱:۲۹

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در این پست میخواهم صفحه ای دیگر از تاریخ سیاسی هخامنشی این اثر ارزنده و پر محتوای پروفسور محمد داندامایف یکی از برترین تاریخ دانان دنیا در حوزه ایران باستان را بررسی بکنم. بحث ما مربوط میشود به کلمه «داکو» و معنی آن در سال نهم رویدادنامه نبونئید که از کشته شدن شاهی بدست کوروش دوم سخن میگوید لکن پروفسور داندامایف بخاطر اعتبار بالای تواریخ یونانی سعی دارند معنی این کلمه را در این سند باستان شناسی بگونه ای دیگر بیان کنند، ایشان در صفحات 37 و 38 ترجمه فارسی کتاب میگویند:

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۰۲ ، ۱۳:۳۴

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یکی از مواردی که در مقوله اجرای حکم ارتداد توسط زرتشتیان مطرح میشود این است که با در نظر گرفتن اینکه نظر زرتشتیان حتی پس از فتح ایران عموماً دال بر اعدام فرد مرتد بوده است (بنگرید به اینجا) مگر میشود پس از فتح ایران که حاکمیت بدست اعراب مسلمان افتاد زرتشتیان هنوز هم توانایی اینرا داشته باشند که فرد زرتشتی مرتد مسلمان یا مسیحی شده را اعدام نمایند؟!. در پاسخ لازم است دو نکته را از آن دوران متذکر شوم:

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۰۲ ، ۲۰:۳۶

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در این پست میخواهیم ماجرای روز زن در آیین زرتشت را که دستاویز خیلی از افراد در این چند سال در فضای مجازی شده بررسی بکنیم. خبرگزاری ایسنا طی چند پست نشان داده علاقه وافری به نشان دادن این روز بعنوان یک مقوله باستانی دارد؛ جایی از وجود این رسم در شهرستان قوچان در استان خراسان رضوی میگوید و نیز نقل قولی از دکتر جلال خالقی مطلق در اینباره بیان میکند (اینجا) جایی با خانم رؤیا اقبالی درخشان [نویسنده و مترجم] در این رابطه مصاحبه میکند (اینجا) و یا جایی هم به نقل از کتاب محمد جعفر یاحقی با عنوان «فرهنگ اساطیر؛ فرهنگ معاصر» ازین جشن سخن میگوید (اینجا) اما تمام اینها نقل قولهایی بی ارزش ان چه آنکه یا افرادی که ازشان نقل قول شده پژوهشگر و محقق دارای تخصص در زمینه آیین زرتشت و ایران باستان نیستند و یا منبعی مرتبط با تاریخ ایران باستان یا آیین زرتشت معرفی نشده است. قویترین پست این خبرگزاری همانی هست که در اسفند 1401 منتشر کرد (اینجا) و در آن از هاشم رضی نقل قول کرده است که هاشم رضی هم در نقل قول خود از دو منبع آثار الباقیه ابوریحان بیرونی و تاریخ گردیزی سخن گفته است. حال که تقریر رایج ازین روز را در فضای مجازی دیدید لازم است که بطور کامل این مقوله را بررسی کنیم:

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۰۲ ، ۲۳:۰۷

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در این پست میخواهیم جایگاه وحی در آیین زرتشت را بر اساس نقل قولهایی از بزرگان معاصر این آیین بررسی نماییم و اوج بی اعتباری مفاهیم در این آیین را در نظر برخی باورمندان به آن نشان بدهیم. در پایان به تلاش فردی همچون موبد کوروش نیکنام در پایه گذاری نحله عقیدتی جدیدی در آیین زرتشت میرسیم که کاملاً در تضاد با زرتشتیان سنتی است و گویا موبد نیکنام بعنوان پرچمدار این استحاله عقیدتی سعی در بنیان گذاری مکتب نوینی که فقط اسم زرتشتیت را یدک میکشد دارد.

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۰۲ ، ۱۷:۱۸

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در زمان ساسانیان زرتشتیان دو خط داشتند یکی خط اوستایی که صرفاً برای کتابت اوستا توسط زرتشتیان ابداع شده بود و هیچ کارایی دیگری نداشته و نیز عموم مردم میتوانسته آنرا فرا بگیرند و دومی خط پهلوی که اسناد و... دینی یا غیر دینی [بطور کل مکاتبات آن زمان] با آن نوشته میشد و بنا به در نود و نهم متن زرتشتی صد در نثر این خط را عامه مردم بهیچ عنوان نمیتوانسته فرا بگیرند و خب فراگیری همین خط موجب سواد آموزی میشده و دلیل عدم سواد داشتن طبقه غیر اشراف و غیر روحانی در زمان ساسانیان انحصاری بودن فراگیری این خط بوده است. اما چه شد که پس از فتح ایران توسط اعراب مسلمان این خط جای خود را به خط عربی نسخ داد و خط فارسی از این خط عربی پدید آمد و نه از خط پهلوی؟ برای این منظور بهتر است سخن دو ادیب مشهور یعنی ادوارد براون و میرزا جلال الدین همائی اصفهانی و نیز زبان شناسی بنام ورا سرجیونا راستورگوا (Vera Sergeevna Rastorgueva) را نقل کنیم:

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۰۲ ، ۱۵:۵۶

بسم الله الرحمن الرحیم

 

پروفسور محمد داندامایف یکی از تاریخ دانان مسلمان و مشهور روسی است که در دانش وی شکی نداریم لکن این را هم میدانیم که وی معصوم و مصون از خطا نبوده است. در اینجا میخواهم به صفحه ای از کتاب تاریخ سیاسی هخامنشی که کتاب کاملاً معتبر و پرباری هم هست بپردازم و چند مورد تحلیل اشتباه را در آن نشان بدهم:

۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۰۲ ، ۲۱:۰۴

بسم الله الرحمن الرحیم

 

هاید ماری کخ در کتاب خود یعنی از زبان داریوش میگوید:

حقوق زن و مرد برای کار یکسان، برابر بود. زنان میتوانستند ساعات کاری کمتر یا به عبارت دیگر (کارنیمه وقت) بردارند. محیط کار زن و مرد یکی بود و امکانات کارآموزی و ارتقای شغلی برای هردو یکسان فراهم میشد.در میان اسناد موجود تعداد مدیران و سرپرستان زن کم نیست. هاید ماری کخ (1377) از زبان داریوش ، ترجمه پرویز رجبی ،چاپ سوم، انتشارات کارنگ ص69.

 

اما این سخن ایشان ابداً صحیح نیست و بنابر الواح تخت جمشید در کارهای تخصصی زن و مرد حقوق یکسانی میگرفته اند اما در کارهای غیر تخصصی خیر و پروفسور ماریا بروسیوس که در کتاب خودش الواح را بررسی کرده به این نکته مهم اشاره میکند و میگوید:

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۰۲ ، ۲۰:۳۶

بسم الله الرحمن الرحیم

 

همسران کوروش

 

بخش اول، پیش درآمد (شاه، خدمتکاران جنسی و همسران رسمی اش)

 

موضوع این پست پیرامون همسران رسمی کوروش است و در رابطه با خدمتکاران و کنیزانی که به منظور خدمات دهی جنسی بکار گرفته میشدند سخن از تعداد آنها زدن ممکن نیست چه آنکه اینها در سند باستان شناسی یا... تعداد یا جیره ای که میگرفتند یا... هیچ گاه ثبت نمیشده و بروز و ظهور نداشته اند هم به این دلیل که یک امر رایج و متداولی بین اشراف و شاهان هخامنشی بوده (مقوله خاصی نبوده در کتیبه بخواهند بدان بپردازند) و این زنان هم از نظر اجتماعی در خور توجه نبوده و دون همسران رسمی قرار میگرفتند نتیجتاً دلیلی ندارد در اسناد باستانی سخن از عنوان و تعداد ایشان باشد همانگونه که فی المثل سخن از تعداد و غذای برده ها در این الواح نیست.

۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۰۲ ، ۱۴:۴۸

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

تضاد احتمالی منشور نبونئید با منشور کوروش

 

نبونئید از کوروش دوم در منشور خود [نه رویدادنامه، منشور نبونئید سند باستان شناسی جدایی میباشد] بدین صورت یاد میکند:

در آغاز پادشاهی جاودانه من، خدایان مرا به خوابی رؤیایی فرو بردند. مـردوک، سرور بزرگ و سـیـن، آن تابناک پر فروغ از سرای والای آسمانی و جهان زیرین زمینی، در کنار هم ایستاده بودند. مردوک به من گفت: «نبونید، شاه بابل، آجرها را با اسب و ارابه‌های‌ خود ببر برای بازسازی نیایشگاه اِهـولـهـول و برای خشنودی سـیـن، سرور بزرگ. تا اقامتگاه او را در میانه آن بنیان نهی».

من با احترام به اِنـْلـیـل مـردوک، یکی از خدایان، گفتم: «آن نیایشگاه که ساختن آنرا به من فرمان می‌دهی، در محاصره مـادها است و آنان بسیار نیرومند هستند».

اما مردوک به من گفت: «کشور مـاد که از آنان نام بردی و شاهان آن، در معرض یک حمله بسوی خودشان بوده‌اند و توان زیادی ندارند. در آغاز سومین سال پادشاهی تو (تابستان ۵۵۳ پیش از میلاد)، کـوروش، شاه اَنـشـان، دومین در سلسله (؟)، خواب آنان را پراند. او با ارتش کوچک خود، تیره و تبار گسترده مادها را پراکند. او آسـتـیـاگ، شاه مـادها را شکست داد و او را دستگیر کرد تا کشور او تصرف شود».

چنین بود سخن مردوک، سرور بزرگ و سـیـن، تابناک پر فروغی از سرای والای آسمانی و جهان زیرین زمینی که فرمانش باطل‌شدنی نیست. من از فرمان شکوهمند آنان دچار ترس شده بودم. من نگران بودم و دلواپسی در چهره‌ام هویدا بود. چون من مسامحه‌کار نبودم، نه سهل‌انگار و نه بی‌دقت. [ترجمه به نقل از وبسایت استاد رضا مرادی غیاث آبادی (اینجا)].

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۰۲ ، ۱۴:۳۵